بررسی نقش نماز در تامین امنیت فردی و اجتماعی

بررسی نقش نماز در تامین امنیت فردی و اجتماعی

بررسی نقش نماز در تامین امنیت فردی و اجتماعی

چکیده مقاله:

یکی از مهمترین شاخصه های اجتماعی که وجود آن در هر جامعه ای از ضروریات است و بدون آن زندگی برای مردم سعادتمند نخواهد بود امنیت فردی و اجتماعی است امری که اساس و زیر بنای تمامی امور بوده و در صورت عدم امنیت هیچ گونه فعالیتی درجامعه ممکن نخواهد بود اهمیت و ارزش این مقوله اجتماعی به حدی است که آیات متعددی از قرآن کریم به آن پرداخته و در برخی آیات نیز قبل از پرداختن به امور دیگر این موضوع مورد توجه دقیق قرارگرفته است در این مقاله تلاش می شود تا نقش نماز در برقراری امنیت فردی و اجتماعی بطور اجمالی بررسی شود روش تحقیق در این نوشتار توصیفی و تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است که به صورت حضور در کتابخانه و فیش برداری از منابع اصلی انجام شده است.

مقاله کامل را در پیوست دریافت نمایید.

http://s9.picofile.com/file/8345149050/attachfile_1478086828uesc7vo7q2to.pdf.html

ضرورت آموختن نماز به فرزندان

ضرورت آموختن نماز به فرزندان

زندگی پاکیزه هنگامی به دست خواهد آمد که انسان دل خود را با یاد خدا زنده نگه دارد تا به کمک آن بتواند با همه جاذبه های بدی و فساد مبارزه کند و دست شیطان های درونی و برونی را از سر خود کوتاه کند. توفیق این ذکر و حضور همیشگی، فقط به برکت نماز به دست می آید. «نماز در حقیقت، پشتوانه استوار و ذخیره تمام نشدنی است که آدمی را در مبارزه با شیطان نفس که همواره او را به پستی و زبونی می کشاند و شیطان های قدرت که با زر و زور و تزویر او را وادار به ذلت و تسلیم می کند، یاری می رساند و محکم ترین و کارسازترین وسیله ای است که انسان های در آغاز راه رابطه خود را با خدا با آن استوار می کنند و برجسته ترین اولیای خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در آن می جویند».

بدین ترتیب، لازم است برای روبه رو شدن با سردرگمی های زندگی و پیش گیری از انحراف های اخلاقی و رفتاری خود و افراد خانواده به ویژه فرزندان، از این سرچشمه رحمت الهی جام برداریم؛ زیرا فرزندان، امانتی الهی هستند که به پدر و مادر سپرده شده اند. قلب آنها در کودکی و نوجوانی پاک، ساده و بی پیرایه است، آن چنان که پذیرای هر نقش و روکننده به هر سو هستند. پس چه بهتر که از همان آغاز، نقش نماز را در دل و جان فرزند پدید آوریم و بدین گونه او را از گزند شیطان باز بداریم.

امام سجاد علیه السلام می فرماید:

حق فرزند بر تو این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط دارد و بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول تربیت او هستی و او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی.

و چه عملی نیکوتر از نماز که می تواند فرزندانمان را به سوی خدا راهنمایی کند و دل آنها را پیش از آنکه شیطان برباید، در کف خدا نهد.

 

 

پیام متن

 

ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است زیبنده ترین هدیه به معبود، نماز است
کوبنده ترین اسلحه مکتب توحید کز ریشه کَنَد خصم تو تا بود نماز است

 

نقش الگویی والدین در تشویق فرزندان به نماز

برای آموزش و جذب فرزندان به نماز، روش های گوناگونی وجود دارد که می توان به فراخور سن و وضع روحی ایشان آنها را به کار گرفت. در این میان، نقش الگویی ارشادگران اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا از روش های بسیار راه گشایی است که خدای تعالی در قرآن برای هدایت انسان ها بارها به شکل مستقیم و غیرمستقیم بهره گرفته است. حکایت های وارد شده از پیامبران در قرآن جملگی از این مقوله است. منظور از تربیت الگویی این است که: «مربی بکوشد نمونه رفتار و کردار پسندیده خود را به طور عملی (مستقیم یا غیرمستقیم) در معرض دید متربی قرار دهد و بدین گونه موقعیت اجتماعی او را دگرگون کند».

به یقین، در میان الگوها نقش پدر و مادر از همه مؤثرتر است. والدین نخستین و اثرگذارترین الگوی عملی فرزندان هستند، بیشترین زمان را با آنان می گذرانند و بیشترین نقش را در شکل گیری شخصیت فرزندان دارند. به همین دلیل، فرزندان همواره در حال همانندسازی از رفتار والدین خود هستند. شیوه رفتاری امام خمینی رحمه الله در تربیت دینی فرزندان، نمونه جالبی از تربیت الگویی است. فریده مصطفوی دختر امام می گوید:

کارهای دینی به ما دیکته نمی شد. در خانواده وقتی ما رفتار امام را می دیدیم، خود به خود در ما تأثیر می گذاشت و همیشه سعی می کردیم که مثل ایشان باشیم، ولو اینکه مثل ایشان نمی شدیم. از نظر تربیتی، خود ایشان برای ما یک الگو بودند. وقتی کاری را به ما می گفتند انجام ندهید و ما می دیدیم ایشان در عمرشان آن کار را نمی کنند، به طور طبیعی ما هم انجام نمی دادیم.

به هر حال، والدین برای آنکه الگوی شایسته و نیکوی فرزندان باشند، باید عامل به نماز باشند؛ دانش و منش تربیتی داشته باشند و در آموزش احکام و معارف نماز کوشا باشند.

 

 

پیام متن

 

اگر والدین اهل نماز نباشند، نمی توان انتظار داشت که فرزندان آنها نمازگزار باشند.

 

نقش نمازخوان بودن والدین در گرایش فرزندان به نماز

«عامل بودن والدین به نماز، خود، روش مشاهده ای و غیرمستقیم برای آموزش نماز به کودکان و نوجوانان است و منظور از آن این است که: اگر والدین که الگوهای عملی برای کودکان و نوجوانان خود هستند، برای نماز اهمیت ویژه ای قائل شوند و در این اندیشه پایدار و ثابت قدم بمانند، فرزندان ایشان نیز به سوی نماز گرایش پیدا می کنند و به آن رو می آورند. وقتی کودک از همان آغاز کودکی خویش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دل سوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، میهمانی، کار و در هر شرایط و موقعیتی به ندای اذان و اقامه نماز بیش از هر چیز دیگر اهمیت می دهند و بزرگ ترین رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرایطی نماز خواندن و سخن گفتن با خدا می دانند، بدون تردید، نگرش و روش برداشت آنها از نماز نیز چنین خواهد بود».

بی گمان، پدر و مادری که خود عامل به نماز نیست و در رویارویی با هر یک از اموری که ذکر شد، امور مادی را بر نماز مقدم می شمارد و نماز را به تأخیر می اندازد یا در اقامه نماز و یادگیری آن خود سهل انگاری می کند، نمی تواند الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشد و نباید از آنها انتظار داشت که فرزندانی نمازخوان داشته باشند.

 

 

پیام متن

 

دوست دارید فرزندانتان چگونه باشند؟ شما نیز همان گونه باشید.

 

بهره داشتن والدین از دانش و منش تربیتی

منظور از «دانش» تربیتی، آگاهی داشتن از روش های متعدد و گوناگون روان شناسی در امر تربیت به ویژه آموزش نماز است و مقصود از «منش» تربیتی، توانایی به کارگیری این روش ها در قالب های نو، جذاب، ساده و هماهنگ با دنیای کودکان و نوجوانان است. البته بدین ترتیب، والدین باید از آنها آگاهی کافی داشته باشند تا مناسب با سنین فرزندان خود بتوانند بهره بگیرند. برخی از این روش ها و چگونگی به کارگیری آنها عبارتند از:

الف) روش انگیزشی (ایجاد انگیزه در فرزندان)

روش انگیزشی، در مراحل ابتدایی نمازگزاری فرزندان بسیار کارساز است. تشویق، تأیید، پاداش و هدیه دادن، از ابزارهای این روش است که والدین می توانند در تربیت دینی و جذب فرزندانشان به نماز از آن بهره بگیرند.

«در مراحل اولیه نمازگزاری، وقتی کودک روی زمین دراز می کشد و صورت خود را به سجاده و مُهر می مالد، به جای آنکه پای او را گرفته، حالتش را به صورت سجده بزرگ سالان درآوریم، بهتر است همان رفتار کودکانه اش را تشویق و تأیید کنیم. تشویق سبب می شود که این رفتار مطلوب بارها و بارها تکرار شود و به موازات رشد ذهنی و حرکتی کودک زمینه یادگیری (سجده کردن) هم فراهم می شود. اگر کودک جمله ای و حتی کلمه ای از نماز را به زبان آورد، باید او را جدا تشویق کرد. هنگامی که کودک کلمه «اللّه اکبر» یا «لا اله الا اللّه » را به زبان جاری کند، مستحق پاداش پدر و مادر است».

در این باره نوع رفتار امام خمینی رحمه الله با نوه اش به هنگام نماز بسیار آموزنده است. یکی از نوه های امام می گوید:

وقتی بچه بودم، یک بار که امام مشغول نماز خواندن بود، من هم رفتم پشت سر ایشان ایستادم و همان کارهایی را که ایشان انجام می دادند، من هم تکرار می کردم. [پس از اتمام نماز] امام چند جلد کتاب کودکان که همان جا بود، برداشتند [به عنوان هدیه] به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق امام می رفتم، یا ایشان مرا می دید، از من می پرسید [آیا نمازت را خوانده ای یا نه؟] اگر می گفتم بله، می گفتند: آفرین.

در مرحله های بعدی همراه با رشد جسمی و ذهنی فرزند، می توان با خرید وسایل ویژه نماز همانند مهر، سجاده، تسبیح، لباس سفید، گرفتن جشن تکلیف با شرکت گروه هم سالان و بردن ایشان به پارک، سینما، مکان های مقدس، فرزند خود را به نماز علاقه مند ساخت. بدین منظور، حتی بیان خاطره هایی درباره نماز اهل بیت علیهم السلام ، عالمان دینی و بزرگان مذهبی، در جذب کودکان و نوجوانان به نماز بسیار تأثیرگذار است.

 

 

پیام متن

 

وقتی که حتی آدم های بزرگ با تشویق و قدردانی و جایزه به کارشان دلگرم می شوند، از این ابزار برای راندن فرزندانمان به سوی نماز بی خبر نمانیم.

 

ب) روش عبادت جمعی و تأثیر آن در نمازخوانی فرزندان

برای آنکه پدر و مادر از نقش الگویی و آموزشی خود به خوبی برآیند، بهتر است به همراه فرزندان و دیگر اعضای خانواده فریضه نماز را به صورت دسته جمعی به جا آورند. بدین ترتیب، هم امکان سهل انگاری در نماز به کمترین اندازه می رسد و هم فریضه دینی به شکل گروهی و منظم انجام می گیرد.

اگر عبادت در خانه به شکل دسته جمعی به جای آورده شود، افزون بر آنکه شوق به نماز در دل ها کاشته می شود، سبب افزایش ارتباط عاطفی و روحیه هم دلی و هم بستگی میان اعضای خانواده می شود. در نتیجه، بنیان خانواده به نیکی و مطمئن تقویت می شود.

 

 

پیام متن

 

دست خدا، با جماعت و گروه است. بر این اساس، در خانواده ای که با هم نماز می خوانند، احتمال نمازخوان شدن فرزندان افزایش می یابد.

ج) روش تنوع

گوناگونی در برنامه های نماز، در ادامه دار شدن نمازگزاری کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر است، بدین معنا که نماز جنبه های مختلفی دارد و تنها به بعد فردی محدود نمی شود. فرزندان در خانواده تنها با بعد فردی نماز آشنا می شوند، ولی برای آشنایی با جنبه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نماز شرکت دادن آنان به همراه افراد خانواده در نماز جماعت، مسجد و نماز جمعه ضروری است. شرکت دسته جمعی افراد خانواده در جمع نمازگزاران، ضمن اینکه نوعی نشاط و طراوت را در نماز به همراه دارد و آن را از یک نواختی و کسالت بار بودن خارج می کند، سبب نهادینه و استحکام جایگاه نماز میان اعضای خانواده می شود و میل و رغبت به نماز را بالا می برد.

 

 

پیام متن

 

حتی نماز نیز اگر به گونه ای یک نواخت، به جا آورده شود، ای بسا کسالت بار شود. تغییر دادن مکان آن، گروهی یا به جماعت خواندن، به آن تنوع می بخشد و از کاهش رغبت نمازگزار به آن مانع می شود.

 

د) روش پرهیز از رفتارهای ناخوشایند

والدین برای واداشتن فرزندان به نماز، اجازه هرگونه رفتار ناخوشایند را ندارند تا سبب رنجش خاطر فرزندان نشوند یا در ذهن آنها خاطره تلخی از آموزه های دین همچون نماز پدید نیاورند. کارهایی که لازم است از آنها پرهیز شود، عبارتند از:

ـ اعمال قدرت و مجبور کردن کودک و نوجوان به نماز؛

ـ گرفتن وقت تفریح کودک و نوجوان مانند: وقت بازی و تماشای فیلم، به انگیزه نماز خواندن آنها؛

ـ مقایسه فرزندان خود با کودکان نمازخوان دیگران؛

ـ دعوت کودک به نماز در زمانی که به تازگی تنبیه شده است؛

ـ خسته کردن کودک یا نوجوان با برنامه های اضافی و تعقیبات نماز.

بی شک، اگر والدین در واداشتن فرزندان خود به نماز این پیشنهادها را رعایت نکنند، اثر بدی بر روحیه نمازگزاری کودک و نوجوان بر جای می گذارد تا آن جا که ممکن است آنان را برای همیشه از نماز بیزار کند.

 

 

پیام متن

 

در روش پرهیز برای جذب فرزندان به نماز باید از هر گونه اقدام ناخوشایند پرهیز کرد.

 

ه) روش عنایت آمیز

بهره گیری از روش عنایت آمیز در تربیت دینی و جذب فرزندان به نماز، در بسیاری از موارد می تواند اثرگذارترین راه باشد. ابزارهای این روش، برخوردهای غیرمستقیم، کریمانه و از روی چشم پوشی است برای نمونه، روش امام خمینی رحمه الله به هنگام نماز صبح یا زمستان با کودکانی که به تکلیف شرعی نرسیده بودند، از این گونه راه های شوق آمیز برای ادای نماز است. فریده مصطفوی، دختر امام خمینی رحمه الله ، نقل می کند:

امام کسی را از خواب بیدار نمی کرد، می گفت خودتان اگر بیدار شدید، بلند شوید نماز بخوانید؛ اگر بیدار نشدید، مقید باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبحتان را قضا کنید. زمستان هم که بلند می شدیم، می رفتیم سرحوض که وضو بگیریم، اگر آب گرمی بود، آن را به [بچه ها] می داد که وضو بگیرند.

در مورد فرزندی نیز که در امر نماز کوتاهی می کند:

«والدین می توانند بعد از پایان هر نماز خود به گونه ای که فرزنداشان می شنود، او را با ذکر نام دعا کنند و از خداوند عزت در دنیا و پاداش اخروی برایش بخواهند. این امر، علاقه فرزند به نماز را بیشتر خواهد کرد؛ زیرا او به هر حال به خودش و نامش اهمیت می دهد و از اینکه در فرصت بعد از نماز یاد و ذکری از او می شود، خرسند خواهد شد و به نماز اقبال بیشتری نشان خواهد داد یا والدین می توانند، از او درخواست کنند به جهت جوانی و پاکی و همین طور آبرومندی جوان در پیشگاه خدا، در حق ایشان دعا کنند که نمازشان پذیرفته شود و حتی می توانند از جوانشان بخواهند که جلو بایستد و آنها به او اقتدا کنند. اگرچه ممکن است فرزندشان نپذیرد، ولی پیشنهاد عنایت آمیز والدین، اثر لازم را در روح او ایجاد خواهد کرد».

 

 

پیام متن

 

اگر فرزندانمان در کنار جدی بودنمان در امر نماز آنها، رفتاری کریمانه و همراه با مدارا از ما در این باره ببینند، شوق بیشتری به خواندن نماز در آنها پدید می آید.

 

و) روش گفت وگو با فرزندان

اگرچه در تربیت الگویی، والدین باید بیشتر بکوشند به طور غیرمستقیم با رفتار خویش، فرزندان خود را به نماز و یادگیری آن علاقه مند کنند، گاهی آنها به سادگی و آسانی حاضر به اصلاح رفتار خویش درباره نماز نیستند. از این رو، والدین باید با دلیل و استدلال قوی بتوانند از راه گفت وگو و بحث کردن به شکلی محرمانه، رفتار او را اصلاح کنند. حکایت زیر در این باره شنیدنی است، یکی از دختران امام خمینی رحمه الله می گوید:

وقتی دختر پنج ساله ای بیش نبودم، یک شب وقتی امام به نماز مشغول شدند و عده ای هم به او اقتدا کردند، من به جهت دیر وضو گرفتن، وقتی به نماز رسیدم که امام به سجده رفته بودند. تا رکعت دوم باید صبر می کردم، ولی از شدت علاقه ای که برای خواندن نماز با ایشان داشتم، سریع تکبیر گفتم و به خیال اینکه به جماعت وصل شدم، به سجده رفتم. بعد از نماز، مادرم گفت: دخترم نمازت اشکال داشت. دلیل آن را هم گفت، اما من نپذیرفتم و اصرار کردم که حتما به امام بگویم. مادرم به ناچار جریان را به امام گفت. امام با حوصله و سعه صدر یک ربع ساعت برای من آن مسئله را توضیح داد که چرا نباید آن موقع تکبیر می گفتم و حالا برای رفع اشکال باید چه کنم.

 

 

پیام متن

 

فرزندان در برابر سخنانی که با دلیل و برهان همراه است، تسلیم هستند. از این روش، در تشویق فرزندانمان به نماز بهره کافی بگیریم.

نماز ، وسیله ارتباط سالم و سازنده

نماز ، وسیله ارتباط سالم و سازنده


 

 
 بسم الله الرحمن الرحیم 

 یکی از ابزار تربیت، ارتباط سالم است . خداوند چهار نمونه ارتباط سالم و موثر را در سوره مبارکه حمد و درون نماز قرار داده است. 

 
خداوند مننان نماز را واجب کرد تا در پرتو آن انسانها به کمال برسند و از این موهبت الهی هر چه بیشتر بهره مند شوند . بهره کامل زمانی محقق می شود که نماز با شناخت و معرفت همراه باشد.خداوند متعال هم در قرآن می فرماید : تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق. عده ای از شدت  شناخت و معرفت ، اشک از چشمانشان جاری می شود. در این مختصر به گوشه ای از معارف نماز اشاره ای می کنیم. 

وقتی شما می خواهید با کسی ارتباط بر قرار کنید، از ابزار ارتباط بهره می گیرید . یا او را می بینید یا با او سخن می گویید . نماز وسیله ارتباط است . چون در نماز از ابزار ارتباط مثل زبان استفاده می کنیم .  ارتباط یکی از نیازهای اساسی بشر است که بخشی از این نیاز در پرتو نماز مرتفع می گردد. 
چهار محور ارتباطی در نماز  : 
 ما روزانه با انواع آدمها ، کانالها و شبکه ها مرتبط هستیم. اما نماز ما را به جاهایی وصل می کند که ابر کامپیوتر های عالم هم نمی تواند ما را به آنجا وصل کند . 
تمامی این چهار ارتباط در سوره مبارکه حمد است:  
1- ارتباط با خالق هستی :
خواننده عزیز می داند که سوره حمد در نماز جایگزین ندارد . یعنی نمی توان به جای آن سوره دیگری را خواند. خداوند قرآن را در نماز واجب کرد تا قرآن مهجور نماند. ما در نماز مستقیما به خدا وصل می شویم. چون در نمازهای یومیه  ، روزانه ده بار می گوییم : الحمد لله رب العالمین . همه ستایشها مختص خداوند است. اگر به شما بگویند با رئیس جمهور ملاقات خصوصی دارید ، برای این ملاقات چقدر آماده می شوید؟ از آن بالاتر اگر با رهبر حکومت ، فرصت چنین ملاقاتی داشته باشید چطور؟ بازهم بالاتر ،اگر با امام زمان علیه السلام فرصت دیدار پیدا کنید چقدر و چگونه آماده می شوید؟ حالا شما در نماز به خالق همه اینها وصل می شوید و می گویید الحمد لله رب العالمین . ما روزانه چندین بار در نماز با این جمله خدا را یاد می کنیم و با او احساس ارتباط می کنیم. توجه به این ارتباط برکیفیت نماز ما می افزاید.

2- ارتباط با عالم آخرت : 

اگر فردی روزانه ده بار با پلیس روبرو شود آیا فکر جرم به ذهن او خطور می کند؟ تاچه رسد به خود جرم . یاد معاد و قیامت انسان را از گناه باز می دارد. ارتباط با آخرت با یاد آوری آن در نماز،  صورت می گیرد. در سوره حمد می خوانیم مالک یوم الدین .یکی از معانی دین ، جزاو پاداش است.  یعنی نماز گزار روزانه چندین  بار با خود مرور می کند که قیامت و حساب و کتاب وجود دارد. همین یاد آوری نوعی از ارتباط است که در تربیت انسان و سوق دادن او به خوبیها و نهی از بدیها تاثیر فراوان دارد. چرا که خود قرآن فرمود : ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر 

 3- ارتباط با خود : 

  ازبهترین دعاها ، دعای طلب هدایت است. ما در نماز برای خود دعا می کنیم تا منحرف نشویم و می گوییم:

اهدنا الصراط المستقیم . گاهی لازم است انسان از همه امورات ، فاصله بگیرد و برای خود ، وقتی هر چند مختصر ، قرار دهد و از خالق خویش طلب هدایت کند. طلب هدایت از خداوند به حدی مهم است که پیامبر هم با آن همه عظمت موظف است در همه نمازها  از خداوند طلب  کند. 

 4- ارتباط با دیگران و تقویت حس مسئولیت پذیری:

 در نماز می خوانیم ایاک نعبد و ایاک نستعین . یعنی ما از تو یاری می جوییم . عبارت نعبد و نستعین بصورت جمع آمده است. حتی اگر نماز را بصورت فرادا هم می خوانیم نمی توانیم لفظ آیه را عوض کنیم و بگوییم اعبد و استعین. یعنی نماز گزار  نمی تواند خود را از جامعه و اطراف خود ، جدا ببیند و بگوید: اتفاقات اطراف ، ربطی به من ندارد. 

آنچه بیش از پیش بر اهمیت اینها می افزاید این است که خدا از بین همه بخشهای نماز ، اینها دا در دل سوره حمد قرار داده.فرق سوره حمد با سوره بعد از آن این است که   سوره حمد جایگزین ندارد، و از این مطلب بیشتر به اهمیت آن پی می بریم. 

تاثیر نماز بر کاهش اضطراب

قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ.[1]


 


قران این ادعا را دارد که: «شِفاءٌ لِما فِی الُّصدُور»، من نسخه ای هستم که همه بیماری های درونی و بیماری هایی را که در سینۀ شماست شفا می دهم. در حدیث هم داریم که پیامبر عظیم الشأن فرمودند: «یَا عِبَادَ اللهِ! أَنْتُمْ کَالْمَرْضَی وَ رَبُّ الْعَالَمِینَ کَالطَّبِیب»؛ ای بندگان خدا! شما مانند بیماران، و خداوند تبارک و تعالی مانند پزشک است.[2] نسخۀ این پزشک قرآن است البته مانند خیلی از نسخه هایی که در خانه گذاشته می شود و دارو گرفته نمی شود، یا به سلیقۀ خودش یکی را می خورد و یکی را نمی خورد، یا دورۀ مصرف دارو را به تمام و کمال نمی رساند، یا داروها را به ترتیب مصرف نمی کند و یا خودش سلیقه ای و بدون دستور دکتر دارو می گیرد و استفاده می کند که در این صورت ممکن است منجر به مرگ و هلاکت هم بشود. این نسخه مانند همان نسخه است؛ یعنی اگر «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْض» شد، یک بخش دارو را مصرف کرد و بخش دیگر را مصرف نکرد؛ اگر مصرف این دارو استمرار نداشت دو روز عمل کرد و بقیه را کنار گذاشت، ماه رمضان پیاده کرد ولی ماه های دیگر آن را بوسید و کنار گذاشت، طبیعتاً تأثیر خودش را از دست می دهد. این ضعف از عمل کننده است. در قرآن درمانی، مشکل از نسخه و نسخه پیچ نیست. قرآن همواره تأکید بر تدبر می کند.تدبر غیر از تفسیر و قرائت است. تدبر غیر از حفظ است. ممکن است کسی حافظ باشد، قاری باشد، حتی مفسر باشد اما متدبر نباشد. تدبر در قرآن، کار دل است، کار عمل است و تأثیر گرفتنی است؛ لذا این کتاب آسمانی چنین ادعایی دارد روایات هم این مطلب را مطرح کرده اند. پس اگر در جامعه درد هست، خودمان درد داریم، مشکل از نسخه و نسخه پیچ نیست. آن که نسخه را پیچیده عالم و مدبر است. چون کسانی که نسخه را اشتباه می پیچند یا ناآگاهند و یا نادان و یا ناشی اند. قرآن کریم مکرر می فرماید: خداوند علیم است، حلیم است، خبیر است، رحمان است و...


آدم هایی که همیشه در زندگی با این واژه ها درگیرند که افسرده ام، نگرانم، بهم ریخته ام، نکند از کارخانه بیرونم کنند، نکند بچه ام ناقص شود، نکند در زندگی ام کم بیاورم، نکند قبول نشوم، نکند سرطان بگیرم، همین نکندها را خودش هم می داند که نیست ولی نگرانی دارد. این یکی از دردهایی است که در جامعه کم و بیش به آن مبتلا هستیم.

حال ضریبش متفاوت است اما اصلش در خیلی ها هست. عزیزان! اگر روح اطمینان و آرامش در وجود انسان نباشد بسیاری از کارها ناقص می ماند، رشد اقتصادی کُند می شود، رشد علمی کُند می شود، رشد سیاسی کند می شود، خانواده ها از هم می پاشد. این دو نعمت بسیار مهم است. من یک آیه از قرآن برایتان بخوانم ببینید این دو عامل چقدر تأثیر دارد.

خداوند یک مثلی زده و مفسران بحث دارند که خداوند در اینجا مثل زده یا یک قضیۀ حقیقی را بیان کرده است؟ و یا خداوند قصد دارد چیزی را خبر دهد؟ برخی می گویند این قصه راجعبه قوم سبأ است. مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: این یک مثال است.

حال هرکدام که باشد نتیجه اش یکی است. در سوره نحل می فرماید: «وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً»[3] ای مردم! ما می خواهیم شهری را برای شما مثال بزنیم. حالا چه این شهر وجود خارجی داشته باشد یا نداشته باشد.

جامعه خوب، سه ویژگی دارد


«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً»، می خواهیم برای شما از یک شهر و از یک آبادی یک مثال بزنیم که سه ویژگی داشت:

1- «قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً»، در آن جامعه امنیت بود. حال اگر در جامعه امنیت نباشد بلکه سیل، زلزله، ترور، بمب گذاری، بی عفتی و سرقت باشد دیگر در این جامعه نمی شود کار کرد یا سرمایه گذاری کرد. یک ویژگی این شهر این بود که امنیت داشت. این دربارۀ بیرون و ظاهر جامعه.

2- «مُّطْمَئِنَّةً»، مردمش هم آرام بودند. هیچ کس ناآرامی نداشت، بهم ریخته نبود. «مطمئنه» یک صفت درونی است چون غالباً اطمینان را به قلب نسبت می دهند.

این دو مورد نتیجه اش سومی می شود: «یَأْتیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کُلِّ مَکانٍ»، نعمتشان فراوان بود، چرخ اقتصادی می چرخید، ثروتشان فراوان بود چرا؟ چون حرص، ولع و ناامنی نبود، سرمایه گذاری اقتصادی انجام می گرفت. در یک جامعۀ پایدار سرهم کلاه نمی گذارند، به یکدیگر اعتماد می کنند و خیانت نمی کنند. ما صد بار این آیه را خواندیم و به سادگی از کنارش رد شدیم. ببین این آیه چطور پیام دارد «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً»، وقتی امنیت و آرامش داشت «يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ»، رغداً یعنی فراوان، رزق فراوان است. اما همین قریه و همین منطقه «فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ»؛ کفران نعمت و ناسپاسی کردند، خیانت در آن شروع شد، «فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ»[4] پس دو گرفتاری سراغشان آمد: یکی گرسنگی و دیگری ترس و ناامنی.

این یکی از آیاتی است که بیان می کند امنیت از بیرون و آرامش از درون باعث رشد جامعه می شود.

دینداری و شکست

آیه دوم در سوره مبارکه آل عمران است. در جنگ احد مسلمانان شکست خوردند اما در جنگ بدر که در ماه رمضان رخ داد، مسلمانان پیروز شدند. در جنگ احد هفتاد شهید دادند، جنازه ها بر زمین افتاد و سایرین هم هر کدام به یک نحوی مجروح بودند؛ یکی دندان شکسته، یکی پا شکسته، یک دست شکسته، مشرکین هم از این پیشامد خیلی خوشحال بودند چون دلیرانی مثل حمزه، مصعب بن عمر، حنظله و پدر جابربن عبدالله انصاری را به شهادت رسانده بودند. حال در این فضا، مسلمانی که نگران شده بودند دور هم جمع شدند و با تحلیل اوضاع، علل شکست خویش را بررسی می کردند.

مگر پیامبر (ص) با ما نبود؟ مگر پیامبر معجزه ندارد؟ آنها که همراهشان بت است پیروز شدند ما که خدا خدا کردیم شکست خوردیم. گاهی بین مردم این حرف ها هم است، فلانی که در مقابل خدا یک سجده نکرده اما اولاد سالم دارد، زندگی خوبی دارد، دغدغۀ روزی ندارد؛ ولی من هم خودم مریضم، هم زنم مشکل دارد و هم بچه ام مریض است. پس نتیجۀ خداپرستی چه می شود؟ فکر می کنند هر کس خداپرست است همیشه باید پیروز باشد، همیشه داشته باشد، همیشه باران بیاید. اروپایی ها نماز هم نمی خوانند اما همیشه ابر و باران دارند. چرا در کشور ما که همیشه دین و نماز و قرآن است خشکسالی وجود دارد؟

این نکته دقیق است که کسی فکر نکند الزاماً بین این دو، ارتباط است. اینجا تساوی است. اگر هر که کافر شود خشکسالی و هر که مسلمان شود نعمت فراوان دارد. خدای تبارک و تعالی آیه 139 آل عمران را در جواب این نگرانی ها فرستاد. خیلی عجیب است این را می فرماید – برای خیلی از افراد که در زندگی شان با شکست روبه رو می شوند، کنکور قبول نمی شوند، شغل به دست نمی آورند، و یا در ازدواج موفق نیستند – می فرماید: «وَ لاتَهِنُوا»، ای مسلمانان! سست نشوید«وَ لاتَحْزَنُوا»؛ اضطراب شما را فرا نگیرد «أَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ»[5]؛ شما برتر هستید، اگر چه جنگ کردید و شهید دادید و شکست خوردید. «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ»؛ اگر ایمان شما قوی باشد. بعد جالب است خوب دقت کنید! نمی شود که شکست همیشه برای کافر باشد. «إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ»، «قرح» یعنی جراحت. اگر به شما قرح رسید، جراحت رسید، پیشانی پیغمبر شکست، امیرالمؤمنین (ع) شصت زخم برداشت و حمزه شهید شد «إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ»[6] جنگ قبلی این جراحت ها و این خسارت ها به دشمن وارد شد. اگر شما امروز مجروح دادید، شکست خوردید و کشته دادید، آن قوم کافر هم در جنگ قبلی شکست خوردند، کشته دادند، آنها هم مصیبت و جراحت دیدند.

سپس می فرماید: «تِلْکَ الأَیّامُ»، عجب آیه ای است! این آیه باید در خانه ها و ادارات ما البته برای آنهایی که خیلی میز دوست دارند، ریاست دوست دارند تابلو شود و این آیه را بالای سرشان نصب کنند: «تِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ»[7]؛ این زندگی دنیا را بین قشرهای مختلف تقسیم کردیم. یک وقت جناح راست است یک وقت آن جناح است. در تمام ایام این مسایل و حوادث برای همه پیش آمده است. برای بزرگان ما و خود پیغمبر گرامی اسلام که با اعجاز او عالم هستی متحول می شود با اینکه در این جنگ حضور داشته این مسایل بوده است پس «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ»[8]، نترسید و مضطرب نشوید که شما بالایید.

صلح حدیبیّه و وعدۀ الهی


بیش از هزار و چهارصد سال از شهادت شهدای احد گذشته است، خداوند چند آیه در سورۀ آل عمران به این داستان اختصاص داده است. و موارد دیگر که شما ملاحظه کردید مثلاً در صلح حُدیبیّه، مسلمانان سست شدند، هزار و چهارصد نفر از مدینه تا مکه حرکت کردند تا احرام ببندند و طواف کنند. مشرکان راهشان را بستند و نگذاشتند به طواف بروند. هزار و چهارصد نفراز مسلمان برگشتند. پیغمبر (ص) طبق احکام خاصش از احرام بیرون آمده و قربانی کرد و سپس فرمود: بر می گردیم. این پیشامد در روحیه ایشان خیلی تأثیر گذاشت.

شما فکر کنید از تهران سوار هواپیما شوید و تا فرودگاه عربستان بروید، اما شما را برگردانند. چقدر به شما بر می خورد! فکر کنید بروید مدینه و محرم شوید وقتی سوار اتوبوس شدید و نزدیک حدیبیه، بیست کیلومتری مکه رسیدند، آنجا بگویند این اتوبوس باید به ایران برگردد. هزار و چهارصد مسلمان با این وضعیت از احرام بدون طواف و بدون دیدن صفا و مروه برگشتند. این احکام شرعی دارد. اگر کسی مُحرم شد ولی راهش ندادند همچون کسی است که راه برای او مسدود است.

روحیه مسلمانان خیلی کسل شد. این یکی حرفی می زد، آن یکی حرفی می زد، چه سفر بدی بود! پیغمبر به ما گفته بود: خواب دیدم که به مسجدالحرام می رویم. رسول خدا (ص) در این سفر خواب دیده بود و فرموده بود: ان شاءالله وارد مسجدالحرام می شویم.

سرانجام خواب حضرت پس از دو سال در فتح مکه تعبیر شد – گاهی می بینی تعبیر خواب یا استجابت دعا طول می کشد، زمان می برد – مسلمانان در راه برگشت نق می زدند و همین امر باعث نگرانی و گله مندی رسول خدا (ص) شد. در همین حال این آیه نازل شد: «هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ».[9] کلمۀ «سکینه» شش بار در قرآن آمده و به معنای آرامش است؛ ما آرامشی به قلوب شما فرستادیم تا ایمانتان را قوی کنید. یعنی آرام باشید، دین است حادثه دارد شکست دارد پیروزی دارد.

دو سال بعد همین ها وارد مکه شدند و با ندای «لا اله الا الله» با این شعار الهی مکه را فتح کردند. اینها را باید دقت کرد که امنیت و آرامش و اطمینان یک نیاز عادی بشر است.

جنگ مشکلاتی دارد در خانه هم که باشی باز مشکلاتی دارد. الان خانواده هایی وضعشان بد نیست گاهی مراجعه می کنند دعواهای بی خود، زد و خوردهای بیجا، درگیری های بی مبنا. گاهی جوان ها و نوجوان ها در محیط کاری و مدیران در محیط اداره درگیری دارند.

این حدیث بسیار جالب است: «لاَ نِعْمَةَ أَهْنَأُ مِنَ الْأَمْنِ»[10]؛ هیچ نعمتی بالاتر از آرامش نیست. یک مدیر آرام ممکن است بهتر بتواند کشور را اداره کند. یک مدیر آرام ممکن است بحرانی را پشت سر بگذارد. امام بسیار آرام بود. خبرنگار ایتالیایی در سال 63 به ایران آمد از او پرسیدند: چه چیز امام، شما را جذب کرد؟ پاسخ داد: آرامش امام.

این آدمی که در کشورش جنگ، درگیری و تحریم اقتصادی است، این همه مشکلات، خرابکاری های منافقین، رئیس جمهور کشورش دو یا سه سال قبل ترور شده، کشورش خطر ترور دارد، اما این مرد بسیار آرام است. ماه مبارک رمضان که می شد، امام آن چنان به تعبد و عبادت می پرداخت که خیلی از کارهای کشوری را تعطیل می کرد. ایشان به مسئولین می فرمود: خودتان اداره کنید.

امام خمینی (ره) زمانی که می خواستند از فرانسه به طرف ایران حرکت کنند در فرودگاه خبرنگار سؤال می کند: چه احساسی دارید؟ امام می فرماید: هیچ. آرام است. شخصی که آرام است می تواند این بحران ها را پشت سر بگذارد. شخص آرام می تواند این حوادث را طی کند. این آرامش برای بشر یک گمشده است.

ریشه ناآرامی ها

علت این همه اضطراب و ناآرامی (هیستری) چیست؟

یکی از عوامل اضطراب که قرآن هم از آن یاد می کند، اضطراب برای روزی و خرج و مخارج است. ترس از فقر و نداری، آیندۀ موهوم و این که ایا دانشگاه می روم، شغلم چه می شود؟ ازدواج کنم؟ خانه از کجا بیاورم؟ زندگی ام چه می شود؟

قرآن کریم می فرماید: آن قدر اضطراب در مشرکین بود که بچه هایشان را می کشتند؛ «وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ»[11]؛ یعنی بچه هایتان را از ترس روزی نکشید. خداوند روزی شما و آنها را می دهد. این یکی از نگرانی هاست که ما در جامعه کم و بیش به آن مبتلا هستیم.

پنج اصل دربارۀ رزق و روزی



قرآن کریم می فرماید: روزی همۀ شما مقدر است: «وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا»[12]؛ همۀ موجودات عالم، همۀ جنبندگان روزیشان مقدر است. نبی مکرم اسلام (ص) می فرماید: «وَ لَوْ أَنَّ جَمِیعَ الْخَلاَئِقِ اجْتَمَعُوا عَلَی أَنْ یَصْرِفُوا عَنْکَ شَیْئاً، قَدْ قُدِّر َلَکَ لَمْ یَسْتَطِیعُوا، وَ لَوْ أَنَّ جَمِیعَ الْخَلاَئِقِ اجْتَمَعُوا عَلَی أَنْ یَصْرِفُوا إِلَیْکَ شَیْئاً، لَمْ یُقَدَّرْ لَکَ لَمْ یَسْتَطِعُوا»؛ اگر همه جمع شوند و بخواهند روزی مقدر کسی را از او بگیرند نمی توانند، و اگر همه جمع شوند و بخواهند روزی ای که برای کسی مقدر نشده به او بدهند نمی توانند.[13] این یک اصل کلی است که روزی همگان مقدر است.

روزی با حرص افزایش پیدا نمی کند. امام صادق (ع) فرمود: «اِنْ کانَ الرِّزقُ مَقسُوماً فَالحِرصُ لِمَاذَا!؟»[15]؛ وقتی روزی تقسیم شده پس حرص برای چیست؟

امام صادق (ع) می فرماید: حریص از دو چیز محروم است: «الراحه والیقین». یکی آرامش و دیگری یقین.[16]

آرامش که ندارد راضی هم نیست. همیشه می دود، تلاش می کند و می خواهد با حرص به روزی افزایش کاذب بدهد.

عبدالله بن ابی یعفور از کسانی بود که امام صادق (ع) او را بسیار دوست داشت و ایشان هم به امام صادق (ع) ارادت داشت. امام صادق (ع) به او وعده داده بود که قسم به ولایتم تو اهل بهشتی. روزی عبدالله با ناراحتی به محضر امام صادق (ع) رسید و عرضه داشت: یا ابن رسول الله! انا طالب الدنیا، من دنیا پرست شدم، طالب دنیا شدم، نجاتم بده! آقا فرمود: طالب دنیا هستم یعنی چه؟ گفت: از کار خوشم می آید هر چه بیشتر کار می کنم بیشتر لذت می برم. (مثلاً اگر پنج ساعت می خواهم در مغازه باشم دوست دارم هفت ساعت باشم، دوست دارم شب هم بایستم، دوست دارم چند کار داشته باشم) تعبیر این بود: دوست دارم مالم افزایش پیدا کند. آقا این یک میل غیر طبیعی نیست؟

امام صادق (ع) فرمود: به چه منظور می خواهی مالت افزایش پیدا کند؟ گفت: 1- می خواهم از زن و بچه ام خجالت نکشم. 2- می خواهم یک فرش را دو تا کنم، خانه را بهتر کنم، زندگی راحت تری داشته باشم، حج بروم، عمره بروم، زیارت قبر پیامبر بروم، به مردم کمک کنم، صدقه بدهم و سفره بیاندازم.

امام صادق (ع) فرمود: «هَذَا طَلَبُ الآخِرَة»، اینها که گفتی طلب آخرت است. دوست داشتن شغل، دوست داشتن دارایی و تلاش زیاد به منظور اینکه انسان این کارها را انجام بدهد حرص نیست.

سُدیر صیرَفی آمد خدمت امام صادق (ع) و عرضه داشت: شما به ما می فرمایید کار کنید ولی حرص نداشته باشید، چه کنم؟ حضرت فرمودند: «إِذَا فَتَحْتَ بَابَکَ»، وقتی در مغازه را بالا کشیدی «وَ بَسَطْتَ بِسَاطَکَ» و بساطت را پهن کردی، (پارچه فروشی، خرما فروشی، مغازه داری، کاسبی)، «فَقَدْ قَضَیْتَ مَا عَلَیْک»، وظیفه ات را انجام داده ای[17] و این حرص نیست. حرص آن است که کلک بزنی، نیرنگ بزنی، کلاه سر مردم بگذاری، دروغ بگویی.

امیرالمؤمنین (ع) هر روز به بازار کوفه وارد می شد و فریاد می زد: «یَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ»، ای بازاری ها، «تَبَرَّکُوا بِالسُّهُولَةِ»[18] به مردم آسان بگیرید تا برکت مالتان زیاد شود.

امیرالمؤمنین (ع) در بازار فریاد می زد: به مردم آسان بگیرند، خدا برکت می دهد. ای مردم دروغ نگویید و قسم نخورید. بدین گونه بازاری ها را نصیحت می کرد. این کلمات را باید در بازارها، تعاونی ها، مغازه ها، بنگاه ها و مراکز عمومی و اداری نصب کنند. اجحاف به مردم حرص است و حرص روزی را زیاد نمی کند.

کاهش روزی با سوء تدبیر

نکتۀ سوم که نکته کارشناسی و مهمی می باشد سوء تدبیر است. رسول خدا (ص) فرمود: «ما أخافُ عَلی امَّتِی الفَقرَ»، من بر امتم از فقر نمی ترسم «و لکِن أخافُ عَلَیهِم سوءَ التَّدبیرِ».[19] از بد تدبیری و سوء تدبیر می ترسم. الان بخشی از گرفتاری های ما در جامعه از بی نظمی است.

این حدیث قابل تأمل است «الْقَلِیلُ مَعَ التَّدْبِیرِ أَبْقَی مِنَ الْکَثِیرِ مَعَ التَّبْذِیرِ».[20] خدا می داند که این روایت را باید با طلا نوشت؛ مال کمِ با تدبیر، پایدارتر از مال فراوانِ با ریخت و پاش است.

سعدی حکایت جالبی دارد. پارسازاده ای دو عموی پولدار داشت. پس از فوتشان ارث فراوانی به او رسید – این را در گلستان می گوید – در حال بی پولی، یک مرتبه به پول رسید، سعدی می گوید: شروع به تبذیر و اسراف، فسق و فجور و ریخت و پاش کرد. گفتم: بروم او را نصیحتی کنم بالاخره دو پیراهن بیشتر از او پاره کرده ام، تجربه دارم. رفتم او را نصیحتی کردم، خوشا به حال آن جوانی که نصیحت این پیرمردها را گوش کند. حرف پدر و مادر را قبول کند و همه را دشمن نپندارد.

این آقا یا خانم زندگی کرده، اولاد و نوه دارد. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: گرانِ دیگران را ارزان بخرید. منظور از گران دیگران چیست؟ تجربه است.

سعدی می گوید: رفتم نزد آن جوان و گفتم: ای جوان، حالا که به ثروت رسیده ای این زندگی همچون آسیاب است و درآمد هم مثل آبی است که سنگ آسیاب را می چرخاند، اگر این آب کم شود سنگ نمی چرخد و اگر این آب خشک شود سنگ می ایستد. نگذار این درآمد خشک شود؛ ولی جوان گوش نداد. سعدی می گوید: مدتی گذشت، دیدم جوان با لباس های مندرس به فقر و گدایی افتاده است. این سوء تدبیر است. این غیر از حرص و مسألۀ فقر است.

ما در جامعه امروزی لطمه ها از سوء تدبیر می خوریم. مثلا با این شغل اشنایی ندارد ولی می خواهد این شغل را راه بیندازد؛ می خواهد با این شغل فخر فروشی کند. لذا کم می آورد، بدهی هم افزایش پیدا می کند، ربا هم در کار می آید و زندگی را متلاشی می کند.ست.

روزی مقدر از راه حرام به دست نمی آید

نکته چهارم: روزی را بر خودمان حرام نکنیم. یک سؤال: شما که می گویید روزی مقدر است اینها هم که ربا می خورند مقدر است؟ اینها هم که رشوه می گیرند، روزی مقدر است؟ اینها هم که مال مردم را می خورند روزی مقدر است؟ اینها هم که از دیوار مردم بالا می روند و سرقت می کنند، روزی مقدر است؟

در پاسخ مثالی بزنم: زبانی که خداوند داده اگر کسی فحش بدهد خدا به او گفته فحش بدهد؟ این انگوری که خدا آفریده اگر کسی با آن شراب درست کند، خدا گفته شراب درست کن؟!همۀ وسایل این عالم دو حکم دارند: حلال و حرام. با انگور هم می شود شراب درست کرد و هم سرکه درست کرد. با زبان هم می شود قرآن خواند و هم دروغ گفت. با چشم هم می شود قرآن دید و هم به نامحرم نگاه کرد. روزی حرام جزء روزی مقدر نیست. روزی مقدر روزی حلال است و لذا نکته چهارمی که عرض می کنم روزی نباید حرام بشود. در آیات و روایات هم تأکید شده «کُلُوا مِمّا فِی الْأَرضِ حَلالاً طَیِّباً»[21] پاکیزه و حلال بخورید.

روزی قابل افزایش و کاهش است


آخرین نکته و آن این است که روزی قابلافزایش و کاهش است، خداوند می فرماید: «یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء».[22] حدیث داریم کسی دائم الوضو باشد روزی اش زیاد می شود.[23] کسی سوره واقعه بخواند روزی اش زیاد می شود.[24]کسی توکلش بر خدا باشد روزی اش زیاد می شود. «یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء»، همان روزي ای که گفتیم مقدر است، قابل افزایش و کاهش هم است.

این پنج مطلب را اگر کنار هم بگذاریم: 1- روزی مقدر است؛ 2- حرص در افزایش اثر ندارد؛ 3- تدبیر در خرج کردن لازم است؛ 4- روزی حرام نشود؛ 5- توجه در این نکته باشد که روزی قابل افزایش و کاهش است. با رعایت این اسرار طلایی دیگر جای نگرانی و اضطراب نیست. کسی که نگران آینده است باید تدبیر داشته باشد، باید تلاش کند.

روزی معاذ بن کثیر به محضر امام صادق (ع) رسید و عرضه داشت: می خواهم کار را کنار بگذارم – پارچه فروش بود- [25] حضرت فرمود: در این صورت نظرت از اعتبار می افتد. بعد از مدتی حضرت از اصحاب جویای احوال او شدند. گفتند: او دست از کار کشیده است. حضرت فرمودند: «عَمَلُ الشَّیْطَانِ مَنْ تَرَکَ التِّجَارَةَ»[26]؛ کسب را کنار گذاشتن کار شیطان است. شیطان این را از تو می خواهد. فرمود: کسی که کار را تعطیل کند دو سوم عقلش از بین رفته است. کار را تعطیل نکن، تلاش بکن. آن بخشی که از تو بر می آید انجام بده، خداوند هم می فرماید: ما افزایش می دهیم.

ذکر مصیبت

یکی از عوامل آرامش، سلام و درود و جواب سلام است که به مردم می دهد. قرآن می فرماید: این باعث آرامش است. زهرای مرضیه (س) هر وقت احساس دل تنگی و اندوه می کرد، به دیدار پیامبر گرامی اسلام (ص) می آمد و آرامش را در چهرۀ پیغمبر می دید و با گفت و گو با پیغمبر آرامش می یافت. ای رسول خدا! از همین جا خالصانه این سلام ها را به محضر شما می رسانیم و از شما می خواهیم همه ما را مشمول عنایت و شفاعت و توجه خود قرار بدهید.اولین مرثیه سرا و روضه خوان کنار قبر پیغمبر (ص)، زهرای مرضیه (س) بود.

انس بن مالک می گوید: آن شبی که پیغمبر را به خاک سپردیم و از غرفۀ او بیرون آمدیم، تاریک بود. ناگهان متوجه صدای گریه ای شدم. فهمیدم حضرت زهرا (س) است. فرمود: ای انس! پیامبر را خاک کردید؟ عرضه داشتم: بله. فرمود: چطور طاقت آوردید سنگ لحد بچینید؟! چطور طاقت آوردید خاک بریزید؟![27] پیامبری که 23 سال تحمل کرد، به او سنگ زدند، ناسزا گفتند، توهین کردند، او را ساحر و مجنون خواندند همه را برای خدا تحمل کرد.

می گوید: اتاق را خالی کردیم. زهرای مرضیه (س) رفت کنار قبر پدر، خاک را بر می داشت و به سر و صورت می ریخت.

یا رسول الله! یا ابتا!

صُبَّتْ عَلَیَّ مَصَائِبُ لَوْ أَنَّهَا     صُبَّتْ عَلَی الْأَیَّامِ صِرْنَ لَیَالِیَا[28]

بابا، اگر این مصیبت بر روزها نازل شود، شب می شود. بابا برخیز من فاطمه ام همان فاطمه ای که وقتی می آمدم بلند می شدی مرا در آغوش می گرفتی. بابا چه شده صدایت می زنم اما جوابم را نمی دهی؟!

کنار قبر پدر اشک می ریخت.


وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.[29]

حجه الاسلام دکتر رفیعی
منابع
[1]. یونس، 57.
[2]. مسندرک الوسائل، ج 3، ص 175.
[3]. نحل، 112.
[4]. نحل، 112.
[5]. آل عمران، 139.
[6]. آل عمران، 140.
[7]. همان.
[8]. آل عمران، 139.
[9]. فتح، 4.
[10]. غرر الحکم، ش 10254.
[11]. انعام، 151.
[12]. هود، 6.
[13]. بحارالانوار، ج 74، ص 137.
[14]. ذاریات، 22.
[15]. امالی صدوق، ص 7.
[16]. امام صادق (ع) می فرماید: حُرِمَ الْحَرِیصُ خَصْلَتَیْنِ وَ لَزِمَتْهُ خَصْلَتَانِ حُرِمَ الْقَنَاعَةَ فَافْتَقَدَ الرَّاحةَ وَ حُرِمَ الرِّضَا فَافْتَقَدَ الْیَقِین (وسائل الشیعه، ج 16، ص 20؛ خصال، ج 1، ص 69).
[17]. کافی، ج5، ص 79.
[18]. بحارالانوار، ج100، ص 94؛ وسائل الشیعه، ج 17، ص 382.
[19]. عوالی اللئالی، احسائی، ج 4، ص 39.
[20]. غرر الحکم، ح 8079.
[21]. بقره، 168.
[22]. أَوَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَ یَقْدِرُ، آیا آنها ندانستند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می سازد؟! (زمر، 52).
[23]. لَمَّا قِیلَ لَهُ: اُحِبُّ اَن یُوَسَّعَ عَلَیَّ فِی الرِّزقِ؟ - دُم عَلَی الطهارَةِ یُوَسَّع عَلَیکَ فِی الرِّزقِ، به رسول خدا (ص) عرض شد: دوست دارم روزیم زیاد شود، فرمودند: پیوسته با وضو باش. (کنز العمال، ح 44154).
[24]. مجمع البیان، طبرسی، ج 9، ص 211.
[25]. عَن مَعَاذِ بنِ کَثِیرٍ بَیّاعِ الاکسِیَةِ قَال: قُلتُ: لِأبِی عَبدِاللهِ (ص): إنّی قَد هَمَتُ أن اَدَعَ السُّوقَ وَ فِی یَدی شَیءٌ؟ فَقَالَ: اِذا یَسقُطَ رَأیُکَ وَلا یَستَعَانَ بِکَ عَلَی شَیءٍ.
امام صادق (ع) – در پاسخ به معاذ بن کثیر جامه فروش، که پرسید: من برای خود ثروتی دارم و تصمیم دارم بازار را رها کنم – فرمود: در این صورت نظرت از اعتبار می افتد و در هیچ چیز از تو کمک گرفته نمی شود (کافی، ج 5، ص 149).
[26]. وسائل الشیعه، ج 17، ص 16.
[27]. سوگنامه آل محمد، ص 23.
[28]. مناقب، ج 1، ص 242؛ بحارالانوار، ج 79، ص 106.
[29]. شعراء، 227.