نحوه خواندن نماز اول ماه قمری

 

در منابع حدیثی؛ روایاتی در خصوص نماز اول ماه ذکر شده‌اند که در این‌جا به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1. شیخ طوسی در روایتی با ذکر سند نقل می‌کند: «هرگاه ماه نو وارد می‌شد، امام جواد(ع) در اوّلین روز آن، دو رکعت نماز می‌خواند. حضرتشان در رکعت اوّل، بعد از قرائت سوره حمد، به تعداد روزهای ماه "قل هو الله أحد" را خوانده و در رکعت دوم، بعد از قرائت حمد، به تعداد روزهای ماه سوره "إنّا أنزلناه فى لیلة القدر" می‌خواند، و از آنچه در دسترسش بود، صدقه می‌داد و بدین وسیله، تندرستى در همه آن ماه را می‌خرید».[1]

 

سید بن طاووس نیز بعد از نقل این روایت گفته است که مشابه همین نماز را در روایتی به نقل از امام صادق(ع) نیز دیده‌ام، و علاوه بر آن در روایتی دیده‌ام که سزاوار است بعد از نماز، این آیات قرآن کریم نیز خوانده شود: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ،[2]‏ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. [3] بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً،[4] ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ،‏[5] حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ،[6]‏ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِباد،ِ[7] لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ،[8]‏ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ،[9] رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ».[10]، [11]


2. امام صادق(ع) فرمود: «کسی که در شب اول ماه دو رکعت نماز بگزارد و در هر دو رکعت آن بعد از قرائت سوره حمد، سوره انعام را قرائت نموده و از خداوند بخواهد که او را از هر ترس و دردی نگاه دارد، خدای متعال در آن ماه، او را از هر آنچه نگرانش است، ایمن می‌گرداند».[12]
در خصوص وقت فضیلت نماز اول ماه باید گفت؛ در روایات همان‌طور که دیده شد، تنها تعبیر شب و روز را دارد؛  از این‌رو، فقیهان برای نماز اول ماه، وقت فضیلتی - مانند نمازهای واجب یومیه و نوافل آن - ذکر نکرده‌اند، بلکه گفته‌اند که در تمام روز می‌توان آن‌را خواند. آنها تنها گفته‌اند مستحب است «در روز اوّل هر ماه» دو رکعت نماز خوانده شود؛[13] یعنی وقت نماز اوّل ماه از اوّل طلوع فجر است تا مغرب، و بعید نیست قبل از طلوع آفتاب هم صحیح باشد و در این صورت بهتر است به قصد رجاء بخواند.[14]
شب اول ماه نیز از اذان مغرب تا طلوع فجر خواهد بود.

 

زمان خواندن نمازهای مستحبی
درباره قضای این نمازهای مستحبی نیز باید گفت؛ به طور کلی، هر نماز مستحبی را که نتوانسته باشیم در وقت مخصوص خودش انجام دهیم، می‌توان قضای آن‌را در وقت دیگری انجام داده و هیچ‌گونه محدودیتی برای زمان قضای آن وجود ندارد. و بهتر است نمازهای مستحبی غیر از نافله‌های یومیه را در خارج از وقت خاصشان به قصد رجاء به جا آورد

نگاهی به زیبایی های دین اسلام

 

رهاورد پیامبر اکرم صل الله علیه و آله دین اسلام است. اسلام ناب محمدی که همان مذهب حقه شیعه اثنی عشری جعفری است زیبایی های بیشماری دارد و ان شاءالله ذکر آنها موجب تقویت ایمان و ثبات قدم در اسلام و تبیین چرایی قبول آن خواهد بود. لذا در ادامه به برخی از این زیبایی ها اشاره ای خواهم نمود و امتداد افق آن را به درک عمیق و ذوق سلیم مخاطب خواهیم سپرد.

در دین اسلام نظام هستی همچون هندوانه ای است که در آب فرو رفته باشد و بخش ناچیزی از آن خارج از آب و مشهود ماست و بخش اعظم آن از چشم ظاهربین ما پوشیده است. اعتقاد به این حقیقت در نوع نگاه ما، اخلاق، عملکرد و سبک زندگی ما تاثیرات شگرفی را به دنبال خواهد داشت رهاورد پیامبر اکرم صل الله علیه و آله دین اسلام است. البته اسلام بعد از رسول اکرم به شعبی تقسیم شد و مذاهب گوناگونی شکل گرفت. اسلام ناب محمدی همان “تشیع اثنی عشری جعفری”است. اسلام ناب محمدی که همان مذهب حقه شیعه اثنی عشری جعفری است زیبایی های بیشماری دارد و ان شاءالله ذکر آنها موجب تقویت ایمان و ثبات قدم در اسلام و تبیین چرایی قبول آن خواهد بود. لذا در ادامه به برخی از این زیبایی ها اشاره ای خواهم نمود و امتداد افق آن را به درک عمیق و ذوق سلیم مخاطب خواهیم سپرد.

تبیین صحیح توحید در اسلام

اسلام تصویری روشن و معقول از خداوند ارائه می دهد به گونه ای که بسیاری از کسانی که مسلمان می شوند دلیل اسلام آوردن خود را تبیین اسلام از توحید می دانند. در کتاب قرآن، اوصاف و ویژگی های زیادی از خداوند متعال بیان شده و حتی سوره ای تحت عنوان توحید هست که در آن به صراحت بر یگانگی خداوند، بی نیازی خداوند، عدم وجود والدین و فرزند برای خدا و بی همتا بودنش تصریح و اصرار ورزیده. یگانگی خداوند در اسلام فقط امری ذهنی و انتزاعی نیست؛ بلکه به این معناست که شما می توانید همیشه امیدوار باشید و احساس قدرتمند بودن را تجربه کنید؛ چون خدا همه جا با شما هست و به شما مهربان است. این در حالی است که در ادیان دیگر یا از خدا خبری نیست یا حرف از تثلیث و کشتی گرفتن پیامبران با خداست!.

نگاه توحیدی، نگاه از گستره جهان بینی اسلام به انسان و زندگی و نظام هستی است.در جهان بینی توحیدی، نگاه شما روی هر مساله ای ذیل هدف و قوانین الهی تعریف و تبیین می شود لذا با هر مساله ای ارتباط صحیحی برقرار خواهید کرد؛ به عنوان مثال در مساله اختلافات روزمره با همسر یا امراض و …، کسی که نگاه توحیدی ندارد فقط مشکل را می بیند و احساس افسردگی و شکست می کند اما کسی که نگاه توحیدی دارد در پارادایم هدف از خلقت که تحقق اسماءالله در جان آدمی است این تهدید را فرصتی در جهت کسب اسم عفو و غفور و صبر و … سایر اسماء خداوند می بیند و همین زشت را نیز زیبا می بیند و هکذا نسبت به سایر مسائل و مصائب تا جائی که می گوید ما رایت الا جمیلا.

قرآن شریف، تنها کتاب آسمانی بدون تحریف

کتاب آسمانی مسلمانان معجزه زنده و جاوید اسلام است که آن به آن همه مخلوقات را به تحدّی فرا می خواند(وَ إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَهٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءکُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ/ بقره ۲۳). کتابی که مستقیما از سوی خداوند متعال نازل شده و از کمترین تحریف مصونیت دارد و صدای خدا را بدون هیچ پارازیتی به ما می رساند.کتابی که همچنان از پس ۱۴۰۰ سال صدورش از ناحیه خداوند بلاشک است(ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین/ بقره ۲). و این ادعایی با دلایل فراوان است که در تمام ادیان دومی ندارد.

شخصیت بی نظیر رسول اکرم صل الله علیه و آله

از جمله زیبایی های دین اسلام شخصیت عمیق پیامبر اکرم صل الله علیه و آله است. پیامبری که خداوند درباره او فرمود: وَ إِنَّکَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِیمٍ(قلم ۴). ثمُ‌َّ دَنَا فَتَدَلیَ‌ فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‌ِ أَوْ أَدْنی(النجم ۸ و ۹). وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ(انبیاء ۱۰۷)  وَ ما هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ(تکویر ۲۴) و … در ادامه به نمونه هایی از آن خلق عظیم اشاره خواهد شد و بیش از آن را می توانید از کتاب گرانسنگ سنن النبی علامه طباطبایی ره و سایر کتابها پیگیری کنید.

الف. گوسفندى را سر بریدند و گوشت آن را انفاق کردند. پیامبر فرمود: چیزى مانده است؟ عایشه گفت: به جز دستش، چیزى باقى نمانده است. پیامبر فرمود: بلکه بجز دستش، همه آن باقى مانده است.(سنن الترمذی، ج ۴ ، ص ۵۸ ح ۲۵۸۷)

ب. در مدینه هر کس برای پیامبر هدیه ای می آورد. مادر انس بن مالک آمد و گفت: من چیزی برای پیشکش ندارم اما فرزندی دارم که او را به عنوان خادم شما پیشکش می کنم. به این ترتیب انس ده سال خادم پیامبر بود. بعد از رحلت رسول اکرم از انس سوال کردند پیامبر را چگونه یافتی؟ گفت: مختصر بگویم یا مفصّل؟ گفتند: مختصر. انس گفت: رفتار پیامبر در این ده سال بگونه ای بود که نفهمیدم، من خادم او بودم یا او خادم من! (اسدالغابه ج ۱ ص ۱۵۱)

ج. شمشیر را روی گلوی پیامبر اکرم گذاشت و با تمسخر گفت: یتیم عبدالله! اکنون چه کسی تو را از دست من نجات خواهد داد؟ پیامبر اکرم فرمودند: خدای من. ناگهان پای آن مشرک لغزید و بر زمین افتاد. پیامبر اکرم شمشیر را برداشت و فرمود: اکنون چه کسی تو را از دست من نجات خواهد داد؟ گفت: جُودُکَ و کَرُمُکَ یا محمد! پس پیامبر خدا او را آزاد کرد.(محجه البیضاء، ج ۴، ص ۱۴۷)

و. از پیامبر اکرم سوال شد کدام غذا را بیشتر دوست دارید؟ فرمود: غذایی که دست بر آن بسیار باشد.(نهج الفصاحه ، صفحه ۱۵)

عقیده به حضور امام معصوم علیه السلام در تمام زمانها الی یوم القیامه

در بین تمام ادیان آسمانی هیچ دین و مذهبی نیست الا این که رابطه بین زمین و آسمان را از مقطعی از زمان به بعد قطع نموده الا مذهب حقه شیعه اثنی عشری جعفری. شیعه معتقد است از بدو خلقت الی یوم القیامه زمین هرگز از حجت خدا و انسان معصوم خالی نبوده و نخواهد ماند.لذا ما امام مهدی عج را نه تنها مثل سایر ادیان، “موعود” بلکه “موجود” و حاضر و ناظر و ناصر می دانیم. و این تفکر، زیبایی، حیات، گرما و تلالو خاصی به مذهب حقه شیعه اثنی عشری بخشیده و آن را از تمام مذاهب جدا و یک سر و گردن بالاتر قرار می دهد.

دلایل بسیاری بر موجودیت آن حضرت وجود دارد از جمله لَوْلا الْحُجَّهُ لَسَاخَتِ الارْضُ بِاَهْلِهَا (طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۴۸ و مجلسی، بحار الانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۳٫)و نیز استمرار شب قدر و لزوم وجود انسانی کامل برای دریافت فیض و کل امر(تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر) یا لزوم مظهر داشتن اسماء الهی از جمله اسم الله و اسم ولی یا روایاتی که دال بر تولد و شهود ایشان توسط اصحاب امام عسکری علیه السلام است.

منجی اسلام، منجی عالم بشریت است

همه ادیان به منجی معتقدند اما نه منجی عالم بشریت بلکه منجی خودشان! اما اسلام به نجات همه بشریت فکر می کند نه فقط دین یا مذهب خاصی(وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ اراده و مشیت ما بر این قرار گرفته است که بر مستضعفین در زمین منت نهیم و آنها را مشمول مواهب خود نمائیم و آنها را پیشوایان و وارثین روى زمین قرار دهیم.)

انطباق اسلام با فطرت و عقل

دین اسلام، دینی کاملا عقلانی و فطری است. اسلام دین تحقیق با خرد است و سوال در آن آزاد است و اساسا شرط ورود به آن تعقل و تحقیق است. چه این که اسلام مردم را به تحقیق و پژوهش در اصول خود امر می کند و اصول خود را تقلیدی نمی داند. اسلام دین افراد عمیقا متفکر است؛ چون قرآن پر است از دعوت به تفکر و تدبر و تعقل(أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَان؛ چرا در قرآن تدبّر نمى کنید/ محمّد ، ۲۴). دین اسلام “کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل”.در دین اسلام عقل یکی از منابع فتواست. دینی که عقل شما را مخاطب خود می سازد به درستی خود اطمینان دارد. دین اسلام منطقی آشکار دارد و محقق، با هوش خود به ایمان خواهد رسید(یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا؛ ای مردم، برای هدایت شما از جانب خدا برهانی (محکم) آمد، و نوری تابان به شما فرستادیم./ نساء ۱۷۴ ). بر خلاف ادیان دیگر که اصول خود را رمز مقدس! می دانند و تضاد اصول خود با عقل را با تعبد می خواهند حل کنند. در مسیحیت به علت غیر عقلانی بودن اصول اساسی مسیحیت نظیر تثلیث، الوهیت و تجسّد خدا در عیسی علیه السلام، گناه ذاتی انسان و … متکلمان مسیحی مجبورند بگویند ایمان بیاورید تا بفهمید نه این که ابتدا بفهمید، سپس ایمان بیاورید. اما از دیدگاه شیعه احکام قطعی عقل از جمله منابع احکام الهی است. دین اسلام فطری است(فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّه؛پس روى خود را متوجه آیین پروردگار کن!این فطرتى است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده؛ دگرگونى در آفرینش الهى نیست / روم ، ۳۰)؛ یعنی هر قلب سلیمی درستی آن را درک می کند و به سوی آن میل می کند؛ مثلا وجود واجب تعالی، امری فطری است؛ چون که انسان به هنگام رویارویی با سختیها و تنگناها، به سبب اقتضای اصل آفرینش خود، به خدا توکل کرده، به صورت غریزی به سبب ساز اصلی و آسان ساز سختیها رو می کند و آرامش را در سایه حس حضور خدا تجربه می کند. یا زیبایی عدالت و زشتی ظلم که از جمله شعارهای اصلی دین است را حتی یک کودک نیز درک می کند و قس علی هذا.

نگاه جامع اسلام به زندگی

اسلام هم به دنیا توجه کرده و هم به آخرت. و اساسا اسلام آخرت را محصول دنیا می داند(الدنیا مزرعه الآخره). اسلام به سه ساحت عقیده، اخلاق و اعمال توجه دارد.اسلام از گرفتن ناخن تا تشکیل حکومت برنامه دارد. مثلا در قرآن کریم فقط ۵۰۰ مساله شرعی وجود دارد و بیش از ۵۰۰۰ آیه دیگر در مورد اجتماع، سیاست، خانواده، اخلاق، اقتصاد و سایر وجوه زندگی است.بر خلاف ادیان دیگر که بیشتر به اخلاق توجه می کنند و در سیاست و اقتصاد و روابط اجتماعی و … برنامه مشخصی ندارند. اسلام در جمیع شؤون زندگی بشر برنامه دارد و هیچ موضوعی از تشریع آن خارج نیست. به گفتۀ مرحوم شهید مطهری: «رسالت پیامبر اسلام با همه رسالتهای دیگر، این تفاوت را دارد که از نوع قانون است نه برنامه، قانون اساسی بشریت است، مخصوص یک اجتماع تندرو و یا کندرو و یا راست رو و چپ رو نیست، اسلام طرحی است کلی، جامع و همه جانبه و معتدل و متعادل، حاوی همه طرحهای جزئی و کارآمد در همه موارد(مرتضی مطهری، مجموعۀ آثار، ج ۳، ص ۱۶۴)

هدف دادن و معنا بخشیدن به زندگی

اسلام در راستای تبیین هدف زندگی و معنا بخشی به آن از چیستی و چگونگی قوانین حاکم بر عالم و زندگی انسان بسیار سخن به میان آورده؛ اسلام از عبودیت، عشق، عوالم پس از مرگ، فلسفه بلایا، کیفیت پایان سبک های گوناگون زندگی، قضا و قدر، نقش اعمال، مکافات عمل، ارزشها، ضد ارزشها، سطوح زندگی(جمادی، نباتی، حیوانی، انسانی) و مسائل بسیار دیگری سخن به میان آورده تا کتاب آفرینش ابتداء و انتهایش واضح باشد و مثل کتابی که صفحه اول و آخرش افتاده گنگ و تحیر آور نباشد. اسلام هدف از زندگی را عبودیت می داند(ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون). و عبد کسی است که شبیه معبود باشد؛ یعنی انسان در زندگی باید به دنبال کسب و نهادینه کردن اسماء الهی در جان خویش باشد.پس به میزانی که اسم های بیشتری از خداوند را در جان خود تحقق ببخشید در زندگی موفق تر بوده اید.لذا خوب است که جوشن کبیر که مشتمل بر ۱۰۰۱ اسم از اسما الهی است را بیشتر مطالعه و در دریافت آن اسماء تلاش بیشتری بکنیم.

قوانین اسلام عمومی و مقدور همگان است

قوانین اسلام عمومی و مقدور همگان است کما این که خداوند فرمود: وَ مَا هِىَ إِلاَّ ذِکْرَى لِلْبَشَرِ(مدثر ، ۳۱)، وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِّلْعَــلَمِینَ؛(قلم ، ۵۲)، وَ مَآ أَرْسَلْنَـکَ إِلاَّ کَآفَّهً لِّلنَّاس(سبأ ، ۲۸)، تَبَارَکَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا(فرقان، ۱)، لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا(بقره/ ۲۸۶). و نیز آیه لا حرج: ما جَعَلَ علیکم فی الدّین مِن حَرَج؛ ما در دین برای شما[حکم یا فعلی] که مستلزم مشقت شدید باشد قرار نداده ایم(الحج : ۷۷) و یُریدُ اللهُ بِکُم الیُسر و لایُریدُ بِکُم العُسر(البقره : ۱۸۵) و آیاتی دیگر. و رسول خدا دین خود را دین سَهله و سَمحه خواند: بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیهِ السمْحَهِ السهْلَهِ؛ من به آیین استوار و بدون انحراف و راحت و آسان مبعوث شده‌ام(وسائل‌الشیعه، ج۸، ص ۱۱۶). و … بنابراین دستورات اسلام مثل برخی از ادیان تحریف شده نیست که احکام لا یطاق دارند.مثل ممنوعیت ازدواج، رهبانیت و …و می توان با آنها زندگی معمول و عادی خود را منطبق با غرایز و فطرت پیش برد.

دین اسلام دین صفر و صد نیست

به عنوان مثال اسلام می گوید برای نماز وضو بگیرید اما اگر آب نبود تیمم کنید و نماز بخوانید.یا می گوید حاکم باید معصوم باشد اما اگر غائب بود فقیه جامع الشرائط حکومت کند.

وسعت دایره ایمان و برخوردار بودن از حداقل و حداکثر

ایمان در اسلام امری مشکّک است(یعنی صدق مفهوم بر مصادیقش گوناگون است و شدت و ضعف دار)؛ یعنی ایمان، حداقل و حداکثری دارد؛ مثلا در حوزه احکام کسی که احتیاط می کند و کسی که تقلید می کند و کسی که تبعیض در تقلید می کند همه مسلمان هستند.یا در حوزه عقائد با وجودی که فهم عرفانی و فهم فلسفی و کلامی از اصول دین با هم تفاوت دارند اما هر سه مسلمان هستند. لذا اسلام از شرح صدر و وسعت نظری برخوردار است که مفهوم و دایره اش جا برای اکثر انسانها دارد.

گستردگی دایره عبادت در اسلام

در اسلام همه چیز می تواند عبادت باشد حتی قضای حاجت، خواب، بیع و شرا، نکاح و …! کافی است قربه الی الله و خالصا لوجه الله عملی را به جا بیاورید گرچه آن عمل یک عمل روزمره باشد. و لازم نیست همچون برخی از ادیان به رهبانیت رو بیاورید و از جامعه و زندگی طبیعی فاصله بگیرید.

اسلام دین جهان شمول و جاویدان

همانطور که خداوند متعال فرمود: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا کَافَّهً لِلنَّاسِ(سبا/ ۲۸) و او را رحمه للعالمین(و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین. انبیاء/ ۱۰۷) و آخرین پیامبر خویش خواند(مَا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکُمْ وَلَکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ. احزاب/ ۴۰) و حلال او را حلال الی یوم القیامه و حرام او را حرام الی یوم القیامه دانست(مرحوم شیخ کلینی، الاصول الکافی (دارالکتب الاسلامیه) ج ۱، ص ۵۸، ح ۱۹٫). دین اسلام به دلیل فطری بودن، بیان قوانین ثابت، انعطاف پذیری و پرهیز از جمود بر متغیرات، برخورداری از قواعدی مثل قاعده اهم مهم و … خود را با مقتضیات زمان وفق داده قابلیت جهانی شدن، انطباق با زمانهای گوناگون، پویایی و جاودانگی دارد.

اسلام معتقد به تولد پاک انسانهاست

اسلام معتقد است انسان کاملا پاک و بی عیب و با آزادی کامل اراده متولد می شود(کل مولود یولد علی الفطره) و هر کسی در گرو عمل خویش است(کل نفس بما کسبت رهینه) و گناه دیگران بر دیگری نوشته نمی شود چه این که خلاف عدالت است(وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى/ انعام ۱۶۴).

تکریم انسان در اسلام

وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ(اسراء ۷۰)؛ چون در اسلام به تمام ابعاد انسان توجه می شود. اسلام برای انسان علاوه بر حیات جمادی، نباتی و حیوانی حیات مستقلی به نام حیات انسانی قائل است.در اسلام ارزش انسان بهشت و رضای خداوند متعال عنوان شده(وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ/ توبه ۷۲) نه دنیا و مافیهای آن. اسلام روح انسان را نفخه الهی و مسجود فرشتگان می داند(نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ/ ص ۷۲). اسلام آبروی مومن را از کعبه بالاتر می داند(الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَهً مِنَ الْکَعْبَهِ/ بحارالانوار، ج۶۷،ص۷۱،ح۳۵٫).و خداوند با ارسال رسولان و معصومین، انسان را تکریم نموده است(لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنینَ إِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَهَ وَإِن کانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ/ آل عمران ۱۶۴)در اسلام کل عالم عالم صغیر و انسان عالم اکبر نامیده شده است(اتَزْعَمُ انَّکَ جِرْمٌ صَغْیِرٌ وَفیْکَ انْطَوىَ الْعالَمُ الْاکْبَر وَانْتَ الْکِتابُ الْمُبِیْنُ الَّذِى بِاحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمضْمَرُ/ دیوان امیرمؤمنان على علیه السلام: ۱۷۵٫ شرح الاسماء الحسنى: ۱/ ۱۲٫). اسلام انسان را سرّ الله دانسته(الإنسانُ سِرّى وَأنَا سِرُّهُ/ تفسیر روح البیان، ج ۳، ص ۸، دارالفکر، بیروت)

اسلام دین اخلاق، برادری، برابری، صلح، اتحاد، عدالت و ایستادگی در برابر ظالم و دفاع از مظلومان است

به قدری اخلاق در اسلام مهم است که رسول خدا صل الله علیه و آله هدف از بعثت خویش را اتمام اخلاق معرفی نمود؛ إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ من تنها برای به کمال رساندن اخلاق مبعوث شده ام(بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.). و خداوند در قرآن کریم در مورد ایشان فرموده: و انک لعلی خلق عظیم؛ تو(رسول الله) از اخلاق عظیمی برخورداری. و زندگی رسول خدا و اهل البیت و تعالیم آنان مملو از اخلاق است. در دین اسلام رنگها و نژادها و … دلیل بر فضیلت و برتری نیستند و اختلافات برای آشنایی بیشتر و استفاده از ظرفیت هاست(یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا/ حجرات ۱۳) بلکه این تقوا است که ملاک ارزش و اکرام است(ان اکرمکم عندالله اتقیکم/ حجرات ۱۳)اسلام به اتحاد حول توحید فرا می خواند(قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضًا أَرْبابًا مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ، بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد. هرگاه(از این دعوت) سرباز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم/ آل عمران ۶۴). پیامبر خدا هیچ حرفی نمی زد مگر این که موجب اتحاد بین مردم باشد(اعیان الشیعه تالیف علامه سید محسن امین).پیامبر خدا بین مردم عقد اخوت می خواند و قرآن می فرماید؛ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (حجرات ۱۰).دین اسلام هدف از ارسال پیامبران الهی را تحقق بخشی به عدالت می داند(لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ همانا فرستادگانمان را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و میزان را فرو فرستادیم تا زندگی مردم بر پایه قسط استوار گردد/ حدید ۲۵).دین اسلام دین صلح و رحمت است و اصل در آن بر صلح است نه جنگ و جهاد در آن به معنی دفاع در برابر متجاوز است نه تجاوز؛ لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ؛ خدا شما را از آنان که با شما در دین قتال و دشمنی نکرده و شما را از دیارتان بیرون ننمودند نهی نمی‌کند که با آنان نیکی کنید و به عدالت و انصاف رفتار نمایید، که خدا مردم با عدل و داد را بسیار دوست می‌دارد(ممتحنه ۸)، وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛ و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید، لکن از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد(بقره ۱۹۰)، فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلًا؛ پس اگر از شما کناره‏ گیرى کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند [دیگر] خدا براى شما راهى [براى تجاوز] بر آنان قرار نداده است(نساء ۹۰).و …دین اسلام در عین این که دین صلح و رحمت است و شعار مکرر خود “بسم الله الرحمن الرحیم” قرار داده اما با ظلم و ستم مخالف است و قریب به ۲۹۰ آیه قرآن درباره مبارزه با ظلم و ظالمان است. لذا اسلام با قدرت در برابر ظالمان ایستادگی می کند(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ/ فتح ۲۹) وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا؛ چرا در راه خدا جهاد نمی‌کنید و در راه (آزادی) جمعی ناتوان از مرد و زن و کودک که دائم می‌گویند: بار خدایا، ما را از این شهری که مردمش ستمکارند بیرون آر و از جانب خود برای ما (بیچارگان) نگهدار و یاوری فرست(نساء ۷۵) و علی علیه السلام می فرماید: کُن للظّالِمِ خَصمًا وَ لِلمَظلومِ عَونا(نهج البلاغه نامه ۴۷).

دین اسلام تمام پیامبران الهی را بدون استثنا قبول دارد

دین اسلام رسول خدا را آخرین پیامبر می داند(ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین/ احزاب ۴۰) و تمام پیامبران الهی را بدون استثنا قبول دارد(وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَبِالآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ/ بقره ۴). اما سایر ادیان پیامبر دین خود و ماقبل را قبول دارند اما پیامبران بعدی را قبول ندارند! و این نقصی بسیار بزرگ و یک بام و دو هواست؛ چه این که دلیل بر نبوت انبیا “معجزه” است پس چگونه است که نصارا و یهود معجزه ندیده عیسی و موسی سلام الله علیهما را دال بر نبوت او می گیرند اما سه هزار معجزه رسول خدا علی الخصوص معجزه حی و حاضر(قرآن کریم) را نادیده می گیرند در حالی که قرآن کریم همچنان بر اعجاز بودن خویش تحدی می نماید؟!

در اسلام ارتباط با خدا قوی است

در حالی که در ادیان دیگر یا اصولا خدا را قبول ندارند(مثل بودا) و یا اگر قبول دارند فقط در گوشه کلیسا و هفته ای یکبار، اما در دین اسلام خداوند در متن زندگی انسان حضور دارد؛ به هر طرف رو کنید جز خدا را نمی بینید و او از رگ گردن به شما نزدیکتر است و سمیع و علیم و مهربان است؛ چون خداوند در اسلام وجود نامحدود است. وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. و او در هر کجا که باشید، با شما است و خدا می‌بیند هر چیزی را که انجام می دهید/ حدید ۴٫ وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده‌اید، که خدا (به همه جا) محیط و (به هر چیز) داناست./ بقره ۱۱۵٫ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ؛ ما از رگ گردن به شما نزدیک‌تریم/ ق ۱۶) و …

دین اسلام غیب را بخش اعظم جهان، واقعی، قابل دسترس و قابل استفاده می داند

در دین اسلام اعتقاد راسخ به غیب، اولین شرط تقوا شمرده شده(الذین یومنون بالغیب؛ متقین کسانی هستند که به غیب ایمان مستمر دارند/ بقره ۳٫ وَ ما هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ/ تکویر ۲۴ ).کمونیست به طور کامل منکر غیب شد و سقوط کرد و لیبرالیسم گرچه منکر غیب نیست اما نقش غیب را حاشیه ای، غیر قابل فهم و غیر قابل دسترس می داند و همین دروغ بزرگ از درون لیبرالیسم را از هم خواهد پاشید. در دین اسلام نظام هستی همچون هندوانه ای است که در آب فرو رفته باشد و بخش ناچیزی از آن خارج از آب و مشهود ماست و بخش اعظم آن از چشم ظاهر بین ما پوشیده است و اعتقاد به این حقیقت در نوع نگاه ما، اخلاق، عملکرد و سبک زندگی ما تاثیرات شگرفی را به دنبال خواهد داشت. نمونه های عینی حقیقت غیب در معجزات، کرامات، امدادهای غیبی، شهود، رویاهای صادقه، اخبار از آینده، اشک بر اباعبدالله، جمعیت ده ها میلیونی اربعین حسینی و … قابل استشهاد و اثبات است. انکار غیب بزرگترین دروغ و خیانتی است که نسبت به انسانها صورت می گیرد و امید، آرامش و معنای زندگی را به صفر می رساند.در اسلام، مسلمانان مرتب از طریق نماز، دعا، توسل و نذر و … به عالم غیب متصل و از برکات آن به وفور و کرّات بهره مند می شوند.

هماهنگی دین اسلام و علم

بالعکس ادیان دیگر، هر چه علم بیشتر رشد کند، دین اسلام تلالو بیشتری می یابد.در این زمینه کتابهای بسیاری نوشته شده و بر هماهنگی بین علم و قرآن و روایات شواهد بسیاری اقامه شده(از جمله کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر تالیف شهید دکتر رضا پاک نژاد در ۴۰ مجلد. سیر السرار(پیرامون تطابق آیات قرآن با علم روز) تالیف محمد مهدی مقدسی و …) اما ادیان دیگر به دلیل تحریفات صورت گرفته با علم قابل جمع نیستند و دانشمندان را کافر و مورد پیگرد و اعدام و تبعید قرار می دادند. اما در اسلام دانشمندان محترم و قدمهایشان بر بال ملائکه است.نگاه به آنان عبادت و مرکب و دواتشان افضل من دماء شهداست. اولین سوره ای که بر پیامبر نازل شد حرف از علم زده(اقراء…الذی علم بالقلم.علم الانسان ما لم یعلم/ سوره علق) و پیامبر خدا صل الله علیه و آله فرموده: اطلُبوا العِلمَ مِنَ المَهدِ إلَى اللَّحْدِ؛ از گهواره تا گور، دانش بجویید(نهج الفصاحه ص ۲۱۸). در حالی که در تورات گناه آدم علم و دانش قلم داد شده و میوه درخت ممنوعه را علم دانسته اند!.(پیدایش ۲:۱۷) و در الهیات نصاری، پا را از این نیز فراتر گذاشته، درخت معرفت نیک از بد، به مفهوم توارث گناه پیوند خورده است؛ و معتقدند بشر بار نخستین گناه آدم و حوا را به دوش می‌کشد و هیچ انسانی نمی‌تواند بی‌گناه باشد!

دین اسلام حیات انسانی را در ما زنده می کند

دین اسلام آخرین ورژن و کاملترین نسخه انسان ساز است. از نظر اسلام، انسان دارای سطوح گوناگونی از حیات است؛ حیات جمادی، نباتی، حیوانی، ملکوتی و انسانی. در انسان شناسی اسلام، انسان دارای بدن و روح(نفخه الهی) است. و این نفخه الهی از چنان عظمتی برخوردار است که هفت آسمان و عرش و کرسی و … را در او باید جستجو نمود(ا تزعم انک جرم ثقیل و فیک انتوی العالم الاکبر؛ شما فکر می‌کنید یک موجود کوچک هستید در حالی که در تو عالم اکبر است). بخشی از حیات انسان که قابلیت اتصال و اتحاد به عوالم غیبی را تا قاب قوسین او ادنی داراست و اساسا از جمله اهداف مهم بعثت انبیا فعال سازی و به ثمر نشاندن این عالم یا همان فطرت است( فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ؛  پس خداوند رسولانش را بر انگیخت، و پیامبرانش را به دنبال هم به سوى آنان گسیل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند، و نعمتهاى فراموش شده او را به یادشان آرند و با ارائه دلایل بر آنان اتمام حجت کنند، و نیروهاى پنهان عقول آنان را بر انگیزانند/ نهج البلاغه خطبه ۱). و نیز خداوند در قرآن کریم فرموده؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا استَجیبوا لِلَّهِ وَلِلرَّسولِ إِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم(انفال/ ۲۴) بنابراین به طور خلاصه امتیازات دین اسلام عبارتند از؛

تبیین صحیح توحید در اسلام. دعوت تمام ادیان به توحید و اتحاد حول آن. عقیده به حضور امام معصوم علیه السلام در تمام زمانها الی یوم القیامه.

منجی اسلام، منجی عالم بشریت است. قابلیت جهانی شدن اسلام؛ به واسطه انطباقش با فطرت. پویایی و امکان انطباق با زمانهای گوناگون. جامعیت اسلام(نگاه جامع به زندگی) .هدف دادن و معنا بخشیدن به زندگی. قوانین اسلام عمومی و مقدور همگان است. دین اسلام دین صفر و صد نیست. وسعت دایره ایمان و برخوردار بودن از حداقل و حداکثر. گستردگی دایره عبادت در اسلام. اسلام دین جهان شمول و جاویدان. اسلام معتقد به تولد پاک انسانهاست. اسلام دین اخلاق، برادری، برابری، صلح، اتحاد، عدالت و ایستادگی در برابر ظالم و دفاع از مظلومان است. در اسلام ارتباط با خدا قوی است. دین اسلام غیب را بخش اعظم جهان، واقعی، قابل دسترس و قابل استفاده می داند. هماهنگی تعالیم اسلام با عقل سلیم و علم. دین اسلام حیات انسانی را در ما زنده می کند. دین اسلام تمام پیامبران الهی را بدون استثنا قبول دارد. اسلام ما را با واقعیتهای جهان آشنا می کند و به عقل و قلب و عمل ما توجه و برای هر سه بخش برنامه دارد.. اسلام گوناگونی مردم دنیا را برای شناخت بیشتر یکدیگر و مکمل بودن می داند نه مایه تفرقه و اختلاف. اسلام غیب را بخش اعظم جهان و واقعی و قابل دسترس و قابل استفاده می داند. بالعکس ادیان دیگر هر چه علم بیشتر رشد می کند تلالو اسلام بیشتر می شود. اسلام به غرایز و فطرت، دنیا و آخرت هر دو توجه کرده است. اسلام دین صلح است اما در برابر ظلم هرگز سکوت نمی کند و با آن مبارزه می کند. شخص رسول اکرم ص و اهل بیت ایشان علیهم السلام به عنوان انسانهای کامل از زیبایی های مهم اسلام اند. قران به عنوان کاملترین و آخرین نسخه هدایت بشر بدون کوچکترین پارازیتی صدای خدا در زمین خاکی ماست. ادعیه معصومان(همچون صحیفه سجادیه و ادعیه مفاتیح الجنان) از زیبایی های فوق العاده اسلام است. ادعیه به ما چگونه سخن گفتن با خدا و طرح خواسته های درست را به ما می آموزانند و بسیار آرامش بخش و معرفت افزا هستند.

اسلام دین تعادل است و عاری از هر گونه افراط و تفریط است. اسلام پاسخ به جدی ترین سوالات شماست.. در اسلام تفکر بالاترین عبادت است و دوات عالم از خون شهید بالاتر دانسته شده است. در اسلام همه نسبت به یکدیگر مسئول اند. اسلام دین افراد عمیقا متفکر است؛ چون قرآن پر است از دعوت به تفکر و تدبر و تعقل. اسلام به شما کمک می کند خودتان را پیدا کنید و ارتباط خودتان را با خدا و جهان معنا ببخشید و ارتباط صحیحی با خدا، خود، جامعه و طبیعت و ماوار بیابید. اسلام به شما می فهماند که از زندگی چه بخواهید. اسلام به شما می گوید چرا اینجایید و چه کار باید بکنید و چه چیز درست است و چه چیز غلط است. اسلام به شما حقیقت و عشق و بندگی و برهان و منطق و سیاست و ایستادگی و صلح می دهد. اسلام دینی بسیار معنوی و عرفانی است. دعوت اسلام به میانه روی و اعتدال در همه امور زندگی و دفع بدی با خوبی؛ یعنی عدالت و خارج نشدن از تعادل و اخلاق حتی در برابر بدی که به شما شده، تعهد اخلاقی است که شما نسبت به خداوند دارید. اساس اسلام محفوظ است و تحریف نشده و تنها دینی است که معجزه آن موجود است و همچنان بر اعجاز خود تحدی می کند.در واقع همه قبول دارند که کتاب مقدسشان تحریف شده است ولی کتاب اسلام بدون کوچکترین تحریف در اختیار ماست و ۱۴۰۰ سال است که بر اعجاز و صحت و درستی خویش هل من مبارز می طلبد.

اسلام منعطف و پاسخگوی مقتضیات زمان است

پاسخگویی اسلام به اصلی ترین سوالات حیات در کوتاه ترین عبارات؛ مثل خداشناسی در سوره توحید و مثل ماخلقت الجن و الانس الا لیعیدون در باب هدف خلقت. احترام به ادیان و تمام پیامبران. در اسلام انسان تکریم می شود. ترغیب به ارزشهایی چون رحمت، عقلانیت، عدالت، معنویت، ایستادگی، علم، مشورت و.. و انذار و پرهیز از زشتیها. اسلام آخرین دین الهی و بالطبع کاملترین آنهاست(الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی؛ (مائده ، ۳) امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم/ وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِکَلِمَـتِهِ ; (انعام ، ۱۱۵) و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل به حد تمام رسید; هیچ کس نمى تواند کلمات او را دگرگون  سازد) و به سر آمدن تاریخ دیگر ادیان و تحریف آنها در گذر زمان. لذا وقتی با اسلام آشنا بشوید دیگر نمی توانید به آن فکر نکنید و بی تفاوت باشید و بازگشت به دین گذشته تان مشکل است.

حجاب چیست و دلیل وجود آن

در این مقاله، می خواهیم به این سؤال پاسخ دهیم که: حجاب برای چیست؟ آیا حجاب، با آزادی و شرکت در امور مختلف

منافات دارد؟

 

برای پاسخ به این سؤال باید  حجاب را از نظر قرآن و به طور کلی اسلام بررسی نمود، سپس به ارتباط میان حجاب و آزادی پرداخت.

 

الف ـ حجاب در قرآن

 

واجب بودن حجاب برای زنان از ضروریات دین مبین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، گفتار پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است. در قرآن، حدود چهار آیه به واجب بودن حجاب دلالت دارد. اما در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، بیش از ده آیه در قرآن وجود دارد.

چهار آیه ای که بر وجوب حجاب برای زنان دلالت دارد عبارتند از آیه: 30 سوره نور، 59، 33 و 23 سوره احزاب، که به هر کدام اشاره می کنیم.

 

الف ـ آیه 30 سوره نور:

 

«وَ قُلْ لِلْمُؤمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ اَبْصارِهِنَّ و یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زِیْنَتَهُنَّ إِلا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ ...؛

ای پیامبر! به زنان باایمان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند، و زینت خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار نسازند، و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشیده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهران شان و سایر افراد محرم شان ...». در این آیه به پنج موضوع اشاره شده است:

1ـ زنان باید دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو خوابانند.

2ـ زنان باید دامن خود را از هر نوع عامل بی عفتی حفظ نمایند.

3ـ زنان باید زینت خود را جز آن مقدار که به طور قهری طبیعی است، پنهان سازند.

4ـ زنان باید روسری های خود را بر گردن و سینه بیفکنند.

ابن عباس در معنی این جمله می گوید: «یعنی زن باید مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.»(1)

5ـ زنان باید زینت خود را جز برای افراد محرم آشکار نسازند.

 

ب ـ آیه 59 سوره احزاب:

 

«یا اَیُّها النَّبیُّ قُل لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ ذلِکَ اَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلایُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللّه ُ غَفُورا رَحیما؛

ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو جِلْباب ها (= روسری های بلند) خود را بر خویش افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تاکنون خطا کرده اند توبه کنند). خداوند همواره آمرزنده مهربان است.»

این آیه علاوه بر تصریح حجاب، به یکی از فلسفه های حجاب که عدم آزار از ناحیه مزاحم هاست اشاره نموده است.

 

ج ـ آیات 32 و 33 سوره احزاب:

 

«یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا. وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلیَّةِ الاْءُولی؛

ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید، اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونه هوس انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید (و در خانه های خود بمانید) و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.»

 

انواع پوشش

 

شهید مطهری در مورد انواع پوشش می نویسد:

«استفاده زنان از روپوش های بزرگ که بر سر افکنده اند، دو جور بوده است: یک نوع صرفا جنبه تشریفاتی و اسمی داشته است همان گونه که در عصر حاضر، بعضی از بانوان چادری را می بینیم که چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشریفاتی دارد؛ با چادر هیچ جای بدن خود را نمی پوشانند، بلکه آن را رها می کنند. وضع چادر بر سر کردن شان نشان می دهد که اهل پرهیز از معاشرت با مردان نامحرم نیستند و از اینکه مورد بهره برداری چشم ها قرار بگیرند، امتناعی ندارند.

نوع دیگر بر عکس بوده و هست که زن آنچنان با مراقبت، جامه های خود را می گیرد، و آن را رها نمی کند که نشان می دهد که اهل عفاف و حفاظ است. خودبه خود دورباشی ایجاد می کند و ناپاک دلان را مأیوس می سازد.»(2)

در کل از این آیه نتیجه می گیریم که: زنان باید با پوششی گشاد و بزرگ، سر و سینه (بدن) را بپوشانند به گونه ای که مورد تهییج هوسبازان و مزاحمت آنان قرار نگیرند.

 

فلسفه و علل حجاب

 

برای بررسی علل حجاب باید به چند مورد اشاره کرد، سپس به فلسفه حجاب و پوشش می پردازیم:

 

1ـ چشم چرانی مردان و خودآرایی زنان

 

در مرد غریزه جنسی بسیار قوی می باشد که او را به شدت به زن علاقه مند می کند. اگر این غریزه کنترل و اشباع نگردد، موجب انحرافات و پیامدهای ویرانگر خواهد شد. اگر هیچ کنترلی در این غریزه نباشد، و مردان آزاد و بی بند و بار باشند، به چشم چرانی می پردازند. به دنبال چشم چرانی، ارتباط های نامشروع و فسادهای دیگر هویدا می شود.

از سوی دیگر، زنان میل به خودآرایی و تمایل به نمایش خود و ظرافت های بدن شان دارند و اگر عفت درونی و کنترلی نباشد، تا جایی پیش می روند که می خواهند عریان باشند.

اگر در جامعه ای عفت و پوشش توسط زنان رعایت نگردد، دود آن به چشم همگان خواهد رفت و زمینه سازی برای بسیاری از جرایم ایجاد خواهد شد. زن چون از ظرافت بیشتری برخوردار است در صورت واقع شدن در محیط بی قانون، که حاکمیت عقل و منطق در آن ضعیف باشد، مورد ستم قرار می گیرد. حجاب و پوشش مانند سدی است که جلوی ظلم و ستم و تجاوز به حقوق زن را می گیرد.

اگر غریزه خودآرایی زنان مهار نشود، زن به سمت زرق و برق های کاذب، با پوشش های نامناسب می رود، که او را به سمت پوچی و بیهودگی زیستن می برد و سرانجامش جز گمراهی و تباهی و پاشیدگی کانون های گرم خانواده نیست.

 

2ـ حفظ حرمت و کرامت زن

 

زن در شرافت و حقوق و شخصیتِ انسانی با مردان برابر است. پس نباید به او همانند یک کالای تبلیغاتی برای جلب مشتری نگاه کرد. حجاب عاملی است که جلوی این نگاهها را می گیرد؛ نیز مانع از هم پاشیدگی خانواده ها می شود. اگر به دستاوردهای درخشان قوانین اسلام توجه نمی کنیم، لااقل از ضرر و زیان خانمانسوز بی بند و باری عبرت بگیریم.

حجاب موجب جلوگیری از اشاعه فحشا و منکرات در جامعه می شود. چه بسیار خانواده هایی که بر اثر فساد متلاشی شده اند و چه بسیار کودکانی که به همین دلایل بی سرپرست گشته اند.

آمارهای تکان دهنده جرم و جنایت، و گسترش فساد بر اثر برهنگی و بی بند و باری جنسی می باشد. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند:

«یَظْهَرُ فی آخِرِ الزَّمانِ وَ هُوَ شَرُّ الاَزمِنَة نَسوَةٌ کاشِفاتٌ عاریاتٌ مَتَبَرِّجاتٌ، مِنَ الدِّینِ خارجاتٌ، فِی الفِتَنِ داخِلاتٌ، مائلاتٌ الی الشهواتِ، مُشرئاتٌ الی اللَّذاتِ، مُسْتَحِلاتٌ

للمُحَرَّماتِ، فی جَهَنَّمَ خالِداتٌ؛(3)

در آخرالزمان که بدترین زمان هاست، زنان بی حجاب و برهنه آشکار می شوند که با زینت و آرایش بیرون می آیند. آنان از مرز دین خارج شده اند، و در فتنه ها وارد گشته اند، و به سوی شهوت ها تمایل و شتاب دارند. حرام ها را حلال می کنند و سرانجام در دوزخ گرفتار عذاب ابدی خواهند شد.»

زن مسلمان تجسم حرمت و عفت در جامعه است. حفظ پوشش، احترام نهادن به زن و محفوظ نگه داشتن وی از نگاههای ناپاک است. چنانچه زن حدود را رعایت نکند، هر بیماردلی در او طمع نموده و با نگاه آلوده اش حریم زن را می شکند. شخصیتی که باید سالم بوده و نسل سالم را تربیت نماید، تحت تأثیر دیده های آلوده به گناه، به طرف شهوت سوق داده شده، هویت خود را فراموش می کند و در چنگال بیماردلان و هوسبازان گرفتار می شود، چنان که از منش انسانیت سقوط کرده و به گرداب حیوانیت فرو می رود.

 

3 ـ جهاد با نفس و خواهش های نفسانی

 

میل به خودنمایی و خودآرایی در سرشت زن (بنا به مصالحی) نهفته است که باید در مسیر درست و هدفی والا قرار گیرد. اگر این میل در زن درست به کار گرفته شود ثمرات مطلوبی داشته و در جهت کمال او کارآمد خواهد بود و در فراهم آوردن محیطی مناسب همراه با زندگی اش سودمند خواهد شد. هیچ میل و گرایشی در انسان بی هدف و بی جهت قرار داده نشده است. اگر گرایش ها حد و مرزی نداشته باشند، فسادآفرین خواهند شد، و در ایجاد ناهنجاری در جامعه تأثیر خود را

خواهند گذاشت. پوشش، مهم ترین عامل تعدیل و کاهش این میل می باشد. امام علی(ع) می فرمایند: «زَکاةُ الجمالِ، العفاف؛ زکات زیبایی، عفاف است.»

زیبایی زن یک نوع سرمایه است که باید بجا و درست مصرف شود. زکات این زیبایی، پوشش و عفاف است. امتناع از جلوه گری در مقابل نامحرم، موجب کنترل این غریزه و حفظ حریم شده، با خواهش های نفسانی زن و مرد مبارزه می شود. وقتی زن خود را در مقابل خواهش های نفسانی بیمه نمود و خویش را کنترل کرد، زمینه برای رشد تعالی زن فراهم می شود و موجب تهذیب نفس زن و به طور کلی اجتماع خواهد شد و زن می تواند جامعه را بسازد.

 

جواز حضور در اجتماع

 

کنار گذاردن زنان، نادیده گرفتن حضور فعال نیمی از جامعه می باشد. عدم استفاده از نظرات کاری آنان موجب انتقال مسئولیت شان بر نیمه دیگر جامعه می شود. هر گاه نیمه دیگر از این مهم به خوبی برنیاید، جامعه دچار رکود و ازهم پاشیدگی می شود.

اگر زنان با خودآرایی و فریبایی وارد جامعه شوند، جامعه به فساد و تباهی کشیده خواهد شد که ضرر آن بیشتر است چون جامعه را از درون متلاشی نموده، زمینه را برای تسلط دشمنان دین فراهم می آورد. پس چه باید کرد؟ از یک طرف نمی توان حضور نیمی از انسان ها را که می توانند بار سنگینی از جامعه بردارند نادیده گرفت، از طرف دیگر نباید جامعه را به فساد و تباهی کشاند آن هم با حضور هوس انگیز زنان.

راه حل این است که زنان با پوشش درست، هم جواز حضور در اجتماع را پیدا کنند و هم از فساد و تباهی جامعه جلوگیری شود.

زنان با استفاده از پوشش مناسب اسلامی و حفظ شئون خویش می توانند در تمام زمینه ها (فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ...) وارد جامعه شده و بسیاری از امور را حتی بهتر از مردان انجام دهند.

اسلام با طرح پوشش زنان، جواز حضور آنان در جامعه را فراهم ساخته و با دستورهای حکیمانه و راهگشایی که در باره منش و روش زن ارائه داده است، از یک سو، از تباه شدن این نیروی عظیم و بی هدف رها شدن آن جلوگیری کرده، از سوی دیگر، از فساد گسترده و ناهنجاری هایی که از اختلاط زن و مرد ناشی می شود، جلوگیری کرده است.

همه افراد در مقابل سلامت جامعه مسئولیت دارند اما مسئولیت مهم تر و بزرگ تر بر دوش زن هاست. همان طور که از دامن زن، مرد به معراج می رود، می تواند بر عکس هم باشد، یعنی در صورت رواج فساد توسط زنان، جامعه به تباهی کشانده می شود.

 

امنیت زایی حجاب

 

جامعه موظف است امنیت را در تمام ابعاد مختلف فراهم سازد و بخش مهمی از آن به عهده زن است که با حفظ پوشش به آن جامه عمل بپوشاند. در سایه رعایت عفاف است که زن می تواند به راحتی وارد جامعه گردیده و فعالیت کند و خطری هم متوجه او نگردد.

 

رابطه حجاب با اصل آزادی

 

برخی بر این گمان هستند که حجاب موجب سلب حق آزادی که حق طبیعی بشر است می شود و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. آنها می گویند: احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر است. هر انسانی چه زن و چه مرد می تواند آزاد باشد، حال تابع هر مذهبی باشد.

اجبار زنان به داشتن حجاب و محدود ساختن آنان، بی اعتنایی به حق آزادی ایشان و اهانت به حیثیت انسانی آن و در واقع ظلم فاحش به اوست! زن را اسیر و زندانی کردن به هیچ وجه نباید واقع شود و این ظلم است و باید از میان برود.

 

پاسخ شبهه:

 

در اسلام محبوس ساختن واسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه است که بر عهده زن نهاده شده است که در برخورد با نامحرم باید کیفیت خاصی از پوشیدن توسط زن مراعات شود. این وظیفه از جانب مرد به زن تحمیل نمی شود؛ همچنین با حیثیت و کرامت زن منافاتی ندارد؛ نیز تجاوز به حقوق او نیست و با حقوق طبیعی که خدا برای زن مقرّر کرده، در تضاد نمی باشد.

اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقیّد سازد که روش خاصی را در پیش بگیرند و طوری عمل کنند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند، چنین مطلبی زندانی کردن یا بردگی نیست و منافی حیثیت زن و نفی آزادی وی نمی باشد. در کشورهای متمدن جهان نیز یک سری محدودیت ها وجود دارد مثلاً اگر مردی پا برهنه یا با لباس خواب از خانه خارج شود و حتی اگر با پیژامه بیرون آید، پلیس او را منع کرده و به عنوان عمل خلاف حیثیت اجتماعی وی را جلب و زندانی می کند.

پس هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد را ملزم می کند در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلاً با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی است و نه زندانی کردن و نه ضد حیثیت انسانی است، چنان که ظلم و ضد عقل نیست.

پوشیده بودن زن در حدودی که اسلام معین کرده، نه تنها موجب کاهش حیثیت اجتماعی او نیست بلکه موجب کرامت و احترام بیشتر زن می گردد زیرا او را از تعرض افراد فاقد اخلاق مصون نگه می دارد.

شرافت زن اقتضا می کند هنگامی که از خانه خارج می شود، متین و باوقار راه برود، نیز پوشش او به گونه ای باشد که موجب تحریک و تهییج دیگران نشود و عملاً مرد را به انحراف دعوت نکند. نباید زن به سخن گفتنش آهنگ خاصی بدهد که بیماردلان در او طمع کنند.

اسلام به زنان می گوید دو مسئله را رعایت کنید تا ایمن باشید:

1ـ پوشیده باشید.

2ـ به گونه ای راه نروید و سخن نگویید که تحریک آمیز باشد.(4)

دستورها، به مصلحت زن است تا با امنیت بیشتر از خانه خارج شده و به آنجا برگردد.

 

رابطه حجاب و آزادی

 

طرفداران برهنگی و کشف حجاب، برای عدم پذیرش حجاب، دست به توجیه و استدلال می زنند و اشکالاتی مطرح کرده اند که موجب تردیدهایی گشته است که به طرح چند نمونه می پردازیم:

1ـ برخی می گویند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفریده شده و آزادی، مفهوم مقدسی است که همگان طرفدار آنند، ولی حجاب و پوشش اسلامی، دست و پا گیر بوده و زنان را منزوی و پرده نشین کرده، در نتیجه از مواهب آزادی محروم بوده اند. می گویند: خداوند در نهاد بشر غرایز بسیاری از جمله «غریزه جنسی» نهاده است، که نباید آنها را سرکوب کرد، بلکه باید با کمال آزادی، این غرایز را اشباع نمود و گر نه موجب عقده و بیماری های روانی در افراد می شود.

ولی روشن است هر چیزی دارای حدی است. آیا انسان آزاد است که غذای مسموم بخورد یا نصف شب طبل بزند و همسایه ها را بیدار نماید؟.

قطعا آزادی دارای حد و مرز است. آزادی ای مقدس است که موجب ضرر و زیان و سلب آزادی و آسایش دیگران نشود.

2ـ می گویند: زنان نیمی از جامعه هستند و باید دوش به دوش مردان به کارهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... بپردازند. صحیح نیست که جامعه را از نیمی از نیروی انسانی خود محروم کرده و آنها را به انزوا کشید. حجاب عامل مهمی برای به انزوا کشیدن زنانی است که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند. حجاب دست و پا گیر بوده و زنان را از فعالیت های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ... باز می دارد.

درست است که زنان نیمی از اعضای فعال جامعه هستند و باید در تمام صحنه ها تلاش داشته باشند، ولی پوشش اسلامی (حجاب) در حدی که آنان را از تلاش در صحنه های کار و فعالیت باز دارد، دست و پا گیر نیست، زیرا حجاب به معنی پرده نشینی نیست بلکه به معنی پوشش معقول است.

زن می تواند با لباس های بلند و پوشش کامل اسلامی به تلاش برای زندگی بهتر بپردازد و در مواردی که چادر لباس برتر و پوشش عالی تر است در صحنه ظاهر شود.

3ـ می گویند: حجاب و پوشش زن، موجب فاصله انداختن میان زن و مرد شده، مردان را به زنان حریص تر می کند و آتش تمایلات آنها را شعله ورتر می کند چرا که «الانسانُ حریصٌ علی ما مُنِعَ؛

انسان نسبت به چیزی که از آن ممنوع شده، حریص است.»

این اشکال، نوعی مغالطه است، چون پوشش در اسلام به معنی محرومیت زن و مرد از اشباع غریزه از راه صحیح نیست تا موجب عطش بیشتر و ناهنجاری گردد. اگر آنچه که اسلام در مورد آسان گیری در ازدواج فرموده، اجرا شود، غریزه از راه صحیح اشباع شده و اشکالی پدید نمی آید.

 

علل گسترش بدحجابی

 

چرا بدحجابی در جامعه گسترش یافته است؟! علل آن چیست و چگونه می توان با آن مبارزه نمود؟

 

1ـ تلاش استعمار در مبارزه با پوشش

 

اسلامی:

حجاب، هویت و شخصیت زن مسلمان می باشد. حجاب جلوی فساد و فساداندیشی را می گیرد. زدودن حجاب از زن، با هدف هویت زدایی از زن مسلمان است، تا زن بیشتر در خدمت آمال و آرزوها و اهداف و هوس های سلطه جویان قرار گیرد. مبلّغان

و بانیان بی حجابی در ایران، در این مورد معتقدند:

«در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر، مشتاق شوند.

باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقا سنت اسلام نیست ...».

سپس تأکید می کند که پس از زوال حجاب، مأموران جوانان را به سوی روابط ناپسند با زنان غیر مسلمان سوق دهند و آنان نیز بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.(5)

طرح عمومی کشف حجاب در کشورهای اسلامی و حضور خانواده های رؤسای وابسته به نظام های استکباری به صورت نیمه عریان و استفاده از مدهای گوناگون و نمایش در انظار، نمونه ای از تلاش استعمار جهت پوشش زدایی برای رسیدن به اهداف یادشده بود.

امام خمینی(ره) به انگیزه های استعمارگران و کشف این توطئه اشاره دارد، آنجا که می نویسد:

«ما می دانیم که این سخنان برای کسانی که با خیانتکاری و شهوت پرستی و آواز و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسوق و بی عفتی بار آمدند خیلی گران است.

البته آنان که تمدن و تعالی مملکت را به لُخت شدن زن ها در خیابان ها می دانند و به گفته بی خردانه خودشان با کشف حجاب، نصف جمعیت مملکت کارگر می شود، حاضر نیستند مملکت با طرز معقولانه و در زیر قانون خدا عمل و اداره شود.

آنهایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس مانده درندگان اروپاست، ترقی کشور می دانند، با آنها ما حرفی نداریم که آنها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزدیده اند ...».(6)

اما بر خلاف تلاش های مذبوحانه استعمار، زنانی در سایه پوشش و عفاف به صحنه اجتماع آمدند تا با ستمگران مبارزه کنند، از جمله:

«زینب پاشا، فرزند شیخ سلیمان، دهقان بی چیز، رهبر زنان تبریز، گروهی داشت با اسلحه های سرد و گرم در مجامع حاضر می شدند و مردم را به مبارزه تشویق می کرد. یک بار به جمع مردان گفت:

اگر شما مردان جرئت ندارید جزای ستم پیشگان را کف دست شان بگذارید، اگر می ترسید که دست غارتگران و دزدان را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنید، چادر زنان را سرتان کنید و در کنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی نزنید. ما جای شما با استکبار می جنگیم.»(7)

 

2ـ دگرگونی ارزش ها

 

اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و کوشش خوانده اما با حُجب و رعایت پوشش اسلامی. اسلام حیا، وقار، متانت، شکوه گفتار و سلامت کردار را برای انسان ارزش دانسته است. اسلام، حجاب را جزئی از شخصیت زن تلقی می کند. وقتی این ارزش ها دگرگون شود و زن خودآرایی و نشان دادن زیبایی ها و خودنمایی را ارزش بداند، گرایش درونی به فسادآفرینی پیدا می کند.

 

3ـ الگوهای نادرست

 

انسان فطرتا الگوپذیر است. وی پیوسته به ارزش هایی باور دارد و می خواهد همواره از آنها الگو بسازد. مسئله الگو در اخلاق اسلامی

و روانشناسی امروز جایگاه مهمی دارد. قرآن، پیامبر گرامی اسلام(ص) را به عنوان الگو و اسوه حسنه معرفی می نماید. پس انسان می خواهد خود را همانند الگوها سازد. قهرمان سازی و الگوآفرینی انحرافی برای زن در جهت زدودن هویت او، از برنامه های استعمار بوده است. این مسئله باید به طور جدی بررسی گردد.

 

4ـ خلاءهای درونی

 

انسان به سبب ناهنجاری های شخصیتی که دارد، همواره سعی در جبران کمبودها می نماید. کمبودهای عاطفی در دوران خردسالی، گاه در بزرگسالی (اگر راهنمایان درستی نباشند) انسان را دچار بحران های عمیق عاطفی و شخصیتی می کند. با بررسی چگونگی برخورد دختران و زنان در مسئله پوشش به این نتیجه می رسیم که برخی خودآرایی و خودنمایی را جزئی از شخصیت تلقی کرده و سعی در جایگزینی جاذبه های کاذب با آن را دارند.

 

راههای مبارزه با بدحجابی و

 

بی حجابی

1ـ تقویت اعتقادات و ایمان

 

انسان ها باید همواره ایمان عمیق به خداوند داشته باشند. ایمانی که با هیچ کدام از لذات دنیوی گسسته نگردد. در نتیجه زن، خودآرایی و خودنمایی را بسیار زشت تلقی کند و خود را در برابر این امور بزرگ ببیند.

علی(ع) فرمود: «المرءُ بایمانِهِ؛ شخصیت انسان در گرو باورهای مذهبی اوست.»(8)

«و المؤمنُ بعمله؛ و ایمان انسان در عمل او جلوه گر است.»(9)

چگونه کسی می تواند ادعا کند که مسلمان است اما به اصول آن معتقد نباشد و آن را امری زاید و در حصار و بند کردن خود تلقی نماید؟!

پس عالی ترین نقش در کیفیت زندگانی انسان، باورهای درست و ایمان است.

 

2ـ احیای فرهنگ اصیل اسلامی

 

احیای ارزش های اصیل اسلامی و شناساندن آن به زن مسلمان و تعقل در آن، نیز کشف راههای باوراندن بهتر آن به زن، از راههای مبارزه با بدحجابی است. وقتی زن مسلمان بداند آنچه که اسلام به او عرضه کرده، ارزش است و به صلاح اوست، قلب و جان خود را از هر نوع آلودگی پیراسته می سازد و هنگامی ارزش والای خود را دریابد، هرگز تن خود را آراسته نکرده و ظاهر خود را فریبنده نمی کند و خود را در مقابل چشمان نامحرمان قرار نمی دهد.

 

3ـ شناساندن الگوهای والا و برتر

 

همان طور که گفتیم الگو در ساختار روحی و رفتاری انسان، به ویژه زنان مؤثر است. زندگانی حضرت زهرا(س) و فرزند گرانقدرش، پیام آور عاشورا، حضرت زینب کبرا و دیگر چهره های والای تاریخ گذشته و معاصر، باید به زنان نشان داده شود تا ببینند با حفظ عفاف و حجاب به چه مقاماتی می توانند دست یافته و هویت و شخصیت خود را حفظ کنند تا همانند این الگوهای گرانقدر گردند.

 

مروری بر بیانات امام خمینی

 

در پایان به دیدگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) در مورد حجاب و آزادی می پردازیم.

امام در مورد خدمتی که اسلام به زن نموده است می فرماید:

«مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است: یکی در جاهلیت زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید ... در یک موقع دیگر در ایرانِ ما زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود. با اسم اینکه زن را می خواهند آزاد کنند، ظلم ها کردند به زن؛ زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت پایین کشیدند.

... به اسم آزادی «آزادزنان» و «آزادمردان» آزادی را از زن و مرد سلب کردند ... زن را مثل عروسک پایین آوردند. در صورتی که زن انسان است، آن هم یک انسان بزرگ؛ زن مربی جامعه است. از دامن زن انسان ها پیدا می شوند.»(10)

«ای زن های محترم، بیدار بشوید، توجه کنید بازی نخورید، گول این شیاطین را که می خواهند شما را به میدان بکشند نخورید، اینها فریبنده اند ...، به اسلام پناه بیاورید، اسلام برای شما سعادت ایجاد می کند.»(11)

«آن آزادی که آنها می خواستند برای مملکت ما، آن آزادی است که هم جوان های پسر ما را و هم جوان های دختر ما را به تباهی می کشد. آن آزادی را آنها می خواهند، که من از این تعبیر می کنم به آزادی وارداتی، آزادی استعماری؛ یعنی یک آزادی که در ممالکی که می خواهند وابسته به غیر باشد، این آزادی ها را سوغات می آورند.»

«تا این خانم ها توجه شان به این است که فلان مُد باید از غرب به اینجا بیاید، فلان زینت باید از آنجا به اینجا سرایت بکند، تا یک چیزی آنجا پیدا می شود اینجا هم تقلید می کنند، تا از این تقلید بیرون نیایید، نه می توانید آدم باشید و نه می توانید مستقل باشید. اگر بخواهید مستقل باشید، اگر بخواهید شما را به اینکه یک ملتی هستید بشناسند و بشوید یک ملت، از این تقلید غرب باید دست بردارید. تا در این تقلید

هستید، آرزوی استقلال نکنید ...».(12)

«اسلام زن را مثل مرد در همه شئون دخالت می دهد. همه ملت ایران، چه زنان و چه مردان باید این خرابه ای که برای ما گذاشته اند، بسازند. ایران با دست مرد تنها درست نمی شود، مرد و زن باید با هم این خرابه را بسازد.»(13)

«اسلام می خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمی دهیم که زنان ما فقط شی ء برای مردان، آلت هوسرانی باشند.»(14)

«امروز غیر روزهای سابق است ... امروز باید خانم ها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را عمل بکنند. عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام بدهند.»(15)

امام در مورد شرکت زنان با پوشش اسلامی در صحنه های مختلف می فرماید:

«زنان در انتخاب فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازینی آزادند و تجربه کنونی فعالیت های ضد رژیم شاه نشان داده است که زنان بیش از پیش، آزادی خود را در پوششی که اسلام می گوید یافته اند.»(16)

 

نتیجه اینکه:

 

اسلام با طرح حجاب، سعی در سالم سازی جامعه، ایجاد امنیت برای زنان و جلوگیری از هوسرانی و گسترش فساد در جامعه دارد. منظور اسلام، منزوی کردن زنان نیست بلکه امن ساختن جامعه برای آنان است تا زمینه فعالیت گسترده ایشان فراهم آید. امید است که زنان جامعه ما با توجه به این امر مهم و توجه به روح و حکمت احکام اسلام، به فعالیت های سالم در جامعه ادامه دهند.

 

منابع: ــــــــــــــــــــــــــ

 

ـ زن از دیدگاه امام خمینی(ره)، چاپ چهارم، 22 بهمن 61.

ـ یزدی، حسین، آزادی از نگاه شهید مطهری، تهران، صدرا، 1379.

ـ محمدی اشتهاردی، محمد، حجاب بیانگر شخصیت زن، انتشارات ناجا، قم، بی تا.

ـ سیمای زن در کلام امام خمینی(ره)، چاپ دوم، انتشارات اداره ارشاد اسلامی، پاییز 1365.

ـ فتاحی زاده، فتحیه، حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، چاپ اوّل، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، زمستان 73.

ـ شهید مطهری، فلسفه حجاب، قم، بی تا.

و ...

چگونه کسی می تواند ادعا کند

که مسلمان است اما

به اصول آن معتقد نباشد

و آن را امری زاید و در حصار

و بند کردن خود تلقی نماید؟!

پس عالی ترین نقش

در کیفیت زندگانی انسان

باورهای درست و ایمان است.

 

پی نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ

 

1 ـ مجمع البیان، ج7، ص138.

2 ـ مطهری، مسئله حجاب، ص176 و 175.

3 ـ وسائل الشیعه، ج14، ص19؛ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص125.

4 ـ حسین یزدی، آزادی از نگاه استاد مطهری، تهران: صدرا، 1379، ص248.

5 ـ قرة العین، درآمدی بر تاریخ بی حجابی در ایران، ص40.

6 ـ کشف الاسرار، ص224-223.

7 ـ جزوه سازمان امور استخدامی کشور، به نقل از کتاب زنان ایران در جنبش مشروطه، ص42.

8 ـ غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص62.

9 ـ همان، ص61.

10 ـ پیام به مناسبت روز زن، 26/2/58.

11 ـ همان.

12 ـ به مناسب 17 شهریور، 17/6/58.

13 ـ در جمع بانوان قم، 13/12/57.

14 ـ مصاحبه با دکتر «جیم کوککر رفت» استاد دانشگاه روتکرز امریکا، 7/10/57.

15 ـ در جمع شرکت کنندگان ایرانی در کنفرانس نیمه دهه زن در کپنهاک، 19/6/58.

16 ـ مصاحبه با الیزابت تارگورد، خبرنگار روزنامه انگلیسی گاردین، 10/8/57.

11 کتاب دینی برای کودکان و نوجوانان

 

11 عنوان کتاب با موضوع دینی و قرآنی برای کودکان و نوجوانان در ذیل معرفی شده است که «باغ گل امام علی(ع)»، جلد ششم رمان «پیامبر(ص)» و «باغ سبز نماز» برخی عناوین آن را تشکیل می‌دهد.

 

«بانوی بی‌نشان»

کتاب «بانوی بی‌نشان»، نوشته حجت‌الاسلام قطبی، برای گروه سنی کودک و نوجوان نوشته شده و انتشارات بهار دل‌ها آن را در روانه بازار نشر کرده است. موضوع این کتاب به حضرت زهرا(س) اختصاص دارد و به معرفی چگونگی الگوبرداری عملی از حضرت زهرا(س) پرداخته و 40 داستان از زندگانی آن حضرت آورده است.

«باغ گل امام علی(ع)»

کتاب «باغ گل امام علی(ع)»، شامل چهل حدیث از امام علی(ع) برای کودکان و نوجوانان است و حجت‌الاسلام سیدمحمد مهاجرانی آن را تدوین و انتشارات بهار دل‌ها به چاپ رسانده و با قیمت 3500 تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

«باغ سبز نماز»

کتاب «باغ سبز نماز»، انتشارات جمال در راستای آشنایی کودکان با نماز با زبان شعر و تصویر و توسط حجت‌الاسلام سیدمحمد مهاجرانی به نگارش درآمده است. برای آموزش نماز به کودکان و آشنا کردن آنها با قسمت‌های گوناگون آن، شیوه‌های جدیدی را باید به کار گرفت.

رمان «پیامبر(ص)»

جلد ششم رمان «پیامبر(ص)» به قلم نقی سلیمانی نوشته شده و انتشارات به‌نشر آستان قدس رضوی آن را منتشر کرده است. این اثر از مجموعه 14 جلدی رمان «پیامبر اکرم(ص)» بوده و برای گروه سنی «ج» تعریف شده است و داستان‌هایی از زندگانی پیامبر اکرم (ص) و معصومین(ع) را در بر می‌گیرد. جلد هفتم این اثر که به میانسالی پیامبر(ص) اختصاص یافته به‌زودی توسط به‌نشر منتشر می‌شود.

«داستان کودکان ماه»

کتاب «داستان کودکان ماه»، نوشته جمال‌الدین اکرمی و تصویر‌گری مهکامه شعبانی است که از سوی انتشارات آستان قدس رضوی در شمارگان 3300 نسخه و قیمت 15هزار ریال منتشر شده است.

در بخشی از این اثر آمده است: «بچه‌هایی هستند که دلشان می‌خواهد ستاره‌های آسمان را بچینند و به آن‌هایی که دوست دارند، هدیه بدهند. بچه‌هایی هستند که آرزو دارند رویاهایشان را با دیگران قسمت کنند. بچه‌هایی هستند که برای دوری ازرنج‌هایشان، خواب رفتن به ماه می‌بینند و «کودکان ماه» داستان این بچه‌هاست.»

«قصه‌های عاشورایی»

کتاب «قصه‌های عاشورایی» به همت انتشارات قدیانی(کتاب‌های بنفشه) منتشر شده و شامل مجموعه 10 جلدی و نوشته فریبا کلهر است و سید حسام‌الدین طباطبایی تصویرگری آن را انجام داده است.

نویسنده هر یک از داستان‌ها را برای گروه سنی «ب» و «ج» بر اساس یکی از شخصیت‌های مهم و تأثیرگذار عاشورا نوشته است. نخستین جلد این مجموعه با زندگی امام حسین(ع) آغاز شده و دهمین مجلد نیز به روایت زندگی امام سجاد(ع) پرداخته شده.

«اسرار آفرینش»

کتاب «اسرار آفرینش» نوشته هارون یحیی و ترجمه علیرضا عیاری است و ازسوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روانه بازار نشر شده است. این کتاب با استفاده از آیات قرآن مجید و تأثیر این آیات بر علوم مدرن، بر آن‌ است تا راه‌های خود‌شناسی را برای نوجوانان تشریح کند. این اثر تمام رنگی در شمارگان 1500 نسخه و قیمت 3800 تومان در قطع وزیری از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.

«صبح زیبا»

مجموعه شعر «صبح زیبا» سروده علیرضا آقابالایی است که مهدیه حاج ابوالحسن آن را تصویرگری کرده و از سوی انتشارات شکوفه برای گروه سنی نوجوان روانه بازار کتاب شده است. این اثر با شمارگان 1100 نسخه و قیمت سه هزار تومان از سوی انتشارات شکوفه عرضه شده است.

با توجه به اینکه موضوعات شعرها بیشتر از طبیعت و دنیای نوجوانان الهام گرفته است، شعرهای «من می‌توانم»، «غروب»، «دریا»، «کویر»، «شب»، «رنگ‌باغ» و «صبح زیبا» برخی از عناوین این مجموعه را تشکیل می‌دهد.

«لبخندهای ماه»

کتاب «لبخندهای ماه» اثر مرتضی دانشمند با تصویرگری شیوا ضیایی از سوی انتشارات سروش با شمارگان یک هزار نسخه، در 20 صفحه و به قیمت 25 هزار ریال روانه بازارکتاب شده است. این کتاب مجموعه‌ای از گفتارها و رفتارهای حضرت محمد(ص) را شامل می‌شود. این اثر با زبان و بیانی ساده، شوخی‌های پیامبر(ص) را برای کودکان به تصویر کشیده است.

«آقای گل‌ نشان»، «پیرزن‌ها جوان می‌شوند»، «آقای دو گوشان»، «چه کسی این مرد را می‌خرد؟»، «مرد چشم سفید»، «بار حلیم» و «خوردن با یک طرف دهان» عنوان‌های این مجموعه را تشکیل می‌دهند.

«من بچه شیعه هستم»

کتاب «من بچه شیعه هستم» سروده سیدمحمدهادی صدرالحفاظی با تصویرگری محمدرضا هادوی به چاپ هجدهم رسیده است.

در معرفی این کتاب عنوان شده است: ««من بچه شیعه هستم» در جهت معرفی چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام به زبانی کودکانه و مطابق با معیارهای اصیل شیعه تنظیم شده است.»

این کتاب با شمارگان 5000 نسخه و قیمت 1450 تومان از سوی انتشارات تیمورزاده و نشر طیب به چاپ رسیده است. دو لوح فشرده صوتی و تصویری نیز با این کتاب قابل عرضه است.

«همگام با غدیر»

این کتاب تألیف جمعی از نویسندگان با تصویرگری محمدرضا هادوی از سوی انتشارات تیمورزاده و نشر طبیب به چاپ هفتم رسیده است.

این کتاب با شمارگان 6000 نسخه و قیمت 1250 تومان عرضه شده است.

«زیباترین داستان تاریخ»، «درس غدیر»، «سنگ آسمانی» و «این غدیر... این پیامبر...» از جمله بخش‌های این کتاب هستند.

چگونه به خواندن نماز اشتیاق پیدا کرده و بر تنبلی غلبه کنیم؟

 

آپلود عکس

 

مهمترین راهی که خداوند برای بندگان خود قرار داده تا با او ارتباط مستمر داشته باشند نماز می باشد .فلسفه عبادت انس با خدای تعالی است و در اثر انس با خدا است که انسان به او نزدیک می شود و به کمال و سعادت می رسد.

 مهمترین راهی که خداوند برای بندگان خود قرار داده تا با او ارتباط مستمر داشته باشند نماز می باشد .فلسفه عبادت انس با خدای تعالی است و در اثر انس با خدا است که انسان به او نزدیک می شود و به کمال و سعادت می رسد. در هر شبانه روز پنج وقت برای نماز قرار داده شده است تا این ارتباط معنوی با خالق هستی قطع نگردد. در دین اسلام تاکید فراوانی بر به جا آوردن باشکوه نماز در اوقات پنج گانه شده است که یادگیری و تذکّر این تاکیدات باعث می شود انسان به خواندن نماز بیشتر اهمیت دهد.

پس از پذیرش اسلام و قرآن به عنوان دین و کتاب الهى، درمى‏ یابیم که در قرآن و نیز کلمات انبیاى الهى و پیشوایان، تأکید وافرى بر اقامه نماز شده است. همچنین نماز داراى جایگاه ویژه‏اى در ادیان الهى است و در طول تاریخ تمامى پیامبران و پیروان آنها سفارش به نماز شده‏اند. اما چرا نماز؟ اسلام و قرآن داراى سیستمى ترتیبى جهت نیل آدمى به مراتب کمال است که از جمله آنها اقامه نماز مى‏باشد. محور تربیت و تعالى انسان در مکتب اسلام، با توجه به خداوند و در نظر گرفتن موقعیت او و نیز جایگاه خود انسان میسّر است. این توجه با نماز حاصل مى‏شود. نماز هیچ سودى برای خداوند ندارد و اگر هیچ کس در تمامى هستى سر بر آستان او نساید، بر دامن کبریایى او گردى نمى‏نشیند. ولى غفلت انسان از خداوند، زمینه سقوط وى به پست‏ترین درجات را فراهم مى‏کند. حال آن که یاد خداوند او را بر طریق مستقیم نگاه مى‏دارد و در طوفان حوادث زندگى و فراز و نشیب آن دست او را مى‏ گیرد.

اگر بخواهیم نقش نماز را در طول زندگى به چیزى تشبیه کنیم، باید بگوییم: نماز همانند چراغ‏هایى نورانى در مسیرى تاریک و ظلمانى و پیچ در پیچ است که انسان را به پیمودن راه اصلى و منحرف نگشتن و اسیر غول بیابان نشدن دعوت مى‏کند. این چراغ‏ها باید همواره روشن باشد وگرنه آدمى ممکن است در مرحله‏اى به بیغوله‏اى بیفتد و چه بسا بازگشت از آن میسر نباشد. فلسفه اصلى نماز و دیگر عبادات همین است. بدون نماز و عبادت انسان تربیت نمى‏شود و توان لازم را براى پیمودن راه کمال نمى ‏یابد.

اعمال نیک و بد انسان همه در قیامت مورد محاسبه و موازنه قرار مى‏گیرد (والوزن یومئذ الحق»، V(اعراف آیه 8){V.البته آیات و روایات متعددى دلالت بر نقش کلیدى نماز دارند از جمله اینکه پیامبر(ص) فرمودند: «اول ماسئلت یوم القیامه الصلاه ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ماسواها . در قیامت اول چیزى که مورد پرسش قرار مى‏گیرد نمازمى‏باشد. اگر قبول شد دیگر اعمال نیز مقبول است و اگر رد شد بقیه نیز مردود مى‏باشد» (نهج‏الفصاحه). اما کسى کهنمازش مانع ارتکاب منکرات نشود و آن که بدون نماز به انجام حسنات مى‏پردازد هر دو به نماز محتاجند. ریشه اینتفکر - که آن دو به نماز نیازى ندارند. این پندار باطل است که براى نماز صرفا ارزش مقدماتى و طریقى قائل باشیم درحالى که نماز خود داراى ارزش ذاتى و مستقل است و در شریعت مقدس اسلامى موضوعیت دارد. پس کسى که باانجام صحیح فریضه نماز دست به زشتى‏ها مى‏برد ارزش ذاتى نماز را کسب نموده اما فرآورده‏هاى جانبى آن را ازدست داده است و نمى‏توان به خاطر آن آثار جانبى از اصل قضیه دست شست و چه بسا با ادامه همین نماز براىشخص تنبه حاصل شود.

تقویت اراده در انجام واجبات

مهمترین عامل تقویت اراده در انجام واجبات کسب معرفت و انجام خودسازی است. با افزایش معرفت و تهذیب نفس و تکرار و تمرین انسان به جائی می رسد که کارهای خیر برای او به صورت ملکه درمی آید ملکه یعنی صدور فعل از مکلف بدون تأمل و تردید- وقتی انسان به خدا و قیامت باور داشته باشد انسان احساس مسئولیت می کند و مسئولیت می کند و مسئولیت های خود را انجام می دهد- در اثر تهذیب نفس و ریاضت و مخالفت با نفس و هوا هوس قوه عاقله او تقویت می شود و انگیزه های غیر الهی در او ضعیف می شود. و در اثر تکرار و تمرین بجایی می رسد که تکلیف خود را به صورت خودکار و منظم سر وقت انجام می دهد. قرآن کریم می فرماید: « وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاّ عَلَى الْخاشِعینَ؛ از صبر و نماز یاری بجویید و این کار جز برای خاشعان سنگین و گران است- انجام نماز برای غیر خاشعین سنگین و گران و سخت است لکن برای کسانی که خشوع و خداترسی و احساس مسئولیت های خود را انجام می دهد به راحتی و آسانی گناهان را ترک می کند.

تقویت شناخت و معرفت و مراقبت و خودسازی دائمی کارها را برای انسان آسان می کند وقتی انسان بداند خیر او در چیست و با خودسازی دائمی کارها را برای انسان آسان می کند وقتی انسان بداند خیر او در چیست و با خودسازی هم انگیزه های خیر را در خود تقویت کند، انجام کارها راحت می شود ضمن اینکه هر عملی سبب توفیق عمل دیگرمی شود و در اثر تکرار نورانیتی پیدا می کند که حاضر نیست هیچ عمل خیری را از دست بدهد.

برای اینکه این حالت پیدا نشود و استمرار بر عمل داشته باشد باید نشاط در عبادات را رعایت کند وقت های دیگر انجام کارهایی را بر خود بیش از اندازه تحمیل نکند. تا وقتی نشاط دارد ادامه دهد و وقتی خسته شد،‌ رها کند- بعضی از اوقات افراط در عمل سبب زدگی می شود و نفس فراری می شود.
قلبها اقبال وادبار دارند امام علی(ع) می فرماید: همانا دلها دارای خواهش هستند، گاه به چیزی رو می کنند و گاه روی می گردانند. پس،‌ هر گاه خواستند و اقبال کردند،‌ آنها را به کار گیرید چه آنکه دل اگر به کاری مجبور شود،‌ کور گردد.

و نیز فرموند: همانا دلها را روی آوردنی است و روی گرداندنی پس هر گاه روی آوردند، آنها را به مستحبات وا دارید، هر گاه پشت کردند به انجام فرائض از سوی آنها بسنده کنید.(میزان الحکمه، جلد دهم،‌ ص4992، حدیث 16959-16960) داشتن نشاط در عبادت عاملی است برای استمرار آن- ولی اگر نفس خود را هنگامی که آمادگی ندارد خسته کردیم زدگی ایجاد می شود و ممکن انجام عبادات معموله هم برای او سخت باشد.

رهرو آن است که آهسته و پیوسته برود. در روایات هم آمده کم مداوم بهتر از اینکه زیاد و مداوم نباشد قلب انسان حالات مختلفی دارد گاهی که حوصله ندارد،‌ عبادات را بر خود تحمیل نکند بلکه صرفا واجبات را انجام دهد و مستحبات را رها کند تا حالات او عوض شود. استمداد از خدای متعال و ائمه هدی علیهم السلامت برای توفیق عبادت مؤثر است. دعای اللهم ارزقنا توفیق الطاعه را تا آخر که در مفاتیح الجنان آمده بخوانید.

عوامل بی حالی در عبادت: برخی عوامل بی حالی در عبادت عبارت است از:
1- حب نفس و دوست داشتن بیش از حد خود.
2- جای گیری حب دنیا و زرق و برق آن در دل آدمی.
3- استفاده از غذاهایی که حلال نیستند.
4- استفاده از غذاهایی که پاک نیستند.
5- تکرار گناه به حدی که دل سیاه گردد و شوق عبادت گرفته شود. که با تفحص در نفس خود باید علت را پیدا کرد و مداوا نمود. بی میلی و بی رغبتی و عدم توجه در نماز معلول عوامل متعددی است از جمله :

الف ) نشناختن نماز و اهمیت و اسرار نهفته در آن.
ب ) عدم شناخت و توجه کافی نسبت به معبود; یعنی , همو که در نماز با او سخن می گوییم.
ج ) اشتغال ذهن و فکر و اندیشه و تعلق قلب به دنیا و مسائل مادی .
برای حل این مشکل راه های متعددی وجود دارد از جمله :
1- دقت در انجام مقدمات نماز; مانند وضوی با معنویت انجام مستحباتی چون اذان اقامه و ...
2- گزینش مکان مناسب و دوری از جاهای شلوغ و پر سر و صدا و دوری از هرچه موجب انحراف از توجه به خداوند شود.
3- گزینش وقت مناسب تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز.
4- تا حد امکان در مسجد و با جماعت نماز خواندن (به ویژه در جماعاتی که بعد معنوی بیشتری دارد).
5- نماز را با اشتیاق و با طمائنینه و با دقت در مفاهیم و معانی آن خواندن.
6- عدم توجه به اطراف و اطرافیان؛ در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع به پایین پا و در تشهد به دامن خود نظر نمودن.
7- تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوی و آن را مالامال از عشق خداساختن .

توضیح : ذهن انسان همواره متوجه چیزی است که به آن عشق می ورزد چنان که عاشق آنی از فکر معشوق خود بیرون نمی رود. این که ما در نمازهایمان همواره به فکر مسائل دیگر هستیم به خاطر تعلق شدید نفس به دنیا و حب آن است اما آن که عاشق حق است در هر حال و کاری به یاد خداست به طوری که گویی همیشه در نماز است.

8- ضبط قوه خیال , توضیح : پرنده لجام گسیخته خیال چکاوکی است که هر آن بر شاخساری می نشیند. از این رو همیشه افکار انسان به این طرف و آن طرف متوجه است و قرار و آرامی ندارد اما اگر آدمی با دقت و هوشیاری در کنترل آن بکوشد پس از چند صباحی رام و مطیع شده و به هر سو که اراده کند متوجه می گردد. بنابراین انسان باید درنماز از اول با قاطعیت بنا گذارد که تمام توجه خود را به سوی پروردگار معطوف دارد و هرگاه طایر خیال از چنگ او گریخت بلافاصله آن را به همان جهت برگرداند. اگر چندین مرتبه در ایام متوالی چنین کند کم کم ذهنش عادت خواهد نمود.
9- توجه به عظمت و هیبت پروردگار و فقر وفاقه خود. بدیهی است اگر آدمی بداند با چه بزرگی روبه روست و خود در مقابل او هیچ بلکه عین احتیاج و فقر و فاقه است با تمام وجود و ذهن و اندیشه خاضع می گردد.

نماز بزرگترین یاد خداوند است. قرآن کریم می فرماید: اقم الصلاه ان الصلاه تنهى عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر و الله یعلم ما تصنعون. نماز را بپادارید بدرستی که نماز مانع فحشا و منکر است و هر آینه نماز بزرگترین یاد خداوند بزرگ است و خدا می داند چه می کنید. عنکبوت، 45 آثار بی توجهی به نماز به قرار زیر است:

1. تباه ساختن خود: نماز در واقع باطنى دارد که اگر نمازگذار آن را ایفاد کند و تماماً مراعات نماید، باطن نماز، نمازگذاز را دعا مى‏کند و برعکس ضایع کننده نماز به جاى اینکه آن را وسیله خودسازى قرار دهد، از آن ابزارى براى تخریب خویش مى‏سازد، چون باطن نماز که در اینجا ضایع شده، نمازگذار را نفرین مى‏نماید و از این دعا و نفرین نباید غفلت کرد.

2. رواج فساد و گمراهى: اگر نماز سبک گرفته شود از قدرت سازندگى آن جلوگیرى شده است؛ در نتیجه راه نفوذ مفاسد و گمراهى‏ها باز مى‏شود. خداوند نماز را بازدارنده از زشتى‏ها و منکرات معرفى مى‏نماید: «انّ الصّلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر»V}(عنکبوت، آیه‏ى 45).

3. محرومیت از شفاعت پیامبر و اهل بیت(ع)؛ امام صادق(ع) از پیامبر(ص) روایت کرده که فرمود: H}«لاینال شفاعتى غداً من اَخّر الصلاه المفروضه وقتها ؛ {H آنکه نماز را پس از فرا رسیدن وقت آن به واپس افکند به شفاعتم نرسد»V}(امالى صدوق، ص 240).

4. مردن به غیرآئین محمدى(ص): روزى پیامبر اکرم با گروهى از صحابه در مسجد نشسته بودند، مردى وارد شد و نماز آغاز کرد و چنان با شتاب رکوع و سجود نمود که رسول خدا(ص) فرمود: نوک زد، مانند نوک زدن کلاغ. اگر این مرد بمیرد و نمازش این چنین باشد بر آیینى غیر از دین من مرده است V}(مستدرک الوسایل، ج 3، روایت 58، 5).

عوامل سستی در نماز:

1. عوامل درونی و مربوط به خود افراد: مهمترین عامل درونی نمازگریزی آسیب پذیری مقطع نوجوانی و جوانی است. این مقطع سنّی، مقطع حساس و بحرانی برای جوانان و نوجوانان است، مسایل و بحران های بلوغ از یک طرف، شکّ و تردیدهای مذهبی از طرف دیگر، ناپختگی و بی تجربگی و گرایش سریع به الگوهای غیرواقعی که اهل نماز نیستند، زمینه هایی است که در خود فرد وجود دارد و باعث می شود که جوانان و نوجوانان علاقه چندانی به نماز نداشته باشند.

2. عواملی بیرونی و محیطی: این عوامل، عواملی هستند که بعضی از آنها قابل جبران است و بعضی غیر قابل جبران. به اختصار این عوامل را بیان می کنیم:

الف ـ کم توجهی یا بی توجّهی خانواده ها نسبت به تربیت دینی فرزندان.
ب ـ نگرش منفی بعضی از خانواده ها نسبت به مسائل دینی مخصوصاً نماز.
ج ـ برخوردهای نادرست والدین و مربیان نسبت به نماز خواندن کودک، نوجوان یا جوان باعث زدگی آنها از نماز می شود.

د ـ تهاجم فرهنگی دشمنان بوسیله شبهه در اعتقادات دینی، ایجاد بدبینی نسبت به کانون های مذهبی، بازداری جوانان از شرک در مراسم عبادی، نماز جمعه و جماعت و ... و در ‌آخر ترویج فرهنگ غربی باعث می شود جوانان نسبت به نماز رغبتی نشان ندهند.

هـ ـ دوستی و معاشرت با افراد بی تقوا و بی نماز است که به مرور در انسان تأثیر منفی خواهند گذاشت.

و ـ ندانستن و یا غفلت و فراموشی فلسفه و آثار نماز که باعث می شود توجّه به نماز در ما کمتر شود.
در مورد این مشکل، به ترتیب سه امر مهم را در خود محقق سازید:

1- باور کردن اهمیت نماز اول وقت : گاهی انسان به یک چیزی اعتقاد دارد اما باور و ایمان ندارد. مثلا می داند انسان مرده ترسی ندارد, اما باز هم می‏ترسد. وجود این ترس در انسان دلیل است که آن اعتقاد، تبدیل به باور دل و ایمان قلبی نشده است. چه بسا اعتقاد به اهمیت نماز اول وقت باشد اما باور و ایمان به آن نباشد. برای به دست آوردن این باور می توان از اسباب باوربخش استفاده کرد, مثل مطالعه کردن کتابهایی که در موضوع نماز اول وقت نگاشته شده است که این مطالعه باید پیاپی و پیوسته باشد, سپس به فکر کردن و تفکر بپردازد که با نخواندن نماز اول وقت مشمول چه زیان‏ها و سرزنش‏هایی می شود و با خواندن آن مشمول چه سودها و پاداش‏ها می گردد.

روایاتی که در این باب وارد شده است بسیار مفید و باوربخش است به شرط این که مطالعه آنها استمرار داشته باشد و فکر کردن در آنها نیز هر روز باشد هر چند مختصر و کم. مثلا به این دو روایت دقت شود: عن الصادق(ع) قال قال رسول الله(ص): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ; امام صادق(ع) فرمود که رسول اکرم(ص) فرموده است : به خدا قسم از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در حوض کوثر بر من وارد نمی شود» V}(سفینه البحار, شیخ عباس قمی, ماده صلاه).

تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است. عن النبی(ص): «ما من عبد اهتم بمواقیت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار; هیچ بنده ای نیست که به وقت های نماز (اول وقت ) و حرکت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این که من سه چیز را برایش ضمانت می کنم : 1- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن, 2- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها, 3- نجات از آتش. در این باب پیوسته باید بخواند, بگوید, بشنود و بیندیشد تا رفته رفته اعتقاد به باور بدل گردد».

2- اراده و تصمیم : باور کردن اهمیت نماز اول وقت خود زمینه ساز اراده و تصمیم می شود اما با اراده و تصمیم فاصله دارد زیرا ممکن است یک چیزی باور قلبی باشد ولی اراده و تصمیم انسان به آن تعلق نگیرد. مثلا مسلمان روزه دار تشنه باور قلبی دارد که آب او را از تشنگی می رهاند ولی هرگز آب نمی آشامد تا روزه اش باطل نشود, اینجا اراده و تصمیم بر آشامیدن آب تعلق نگرفته گرچه باور قلبی هست که آب رفع تشنگی می کند. اگر کسی نسبت به اهمیت نماز اول وقت باور قلبی پیدا کرد ممکن است به خاطر موانعی اراده و تصمیمش به خواندن نماز اول وقت تعلق نگیرد, هر چند آن موانع، غیرموجه باشد, بنابراین بعد از باور قلبی باید اراده و تصمیم بگیرد و تمامی موانع خواندن نماز اول وقت را کنار بزند.

3- مداومت تا سر حد ملکه شدن : پس از طی آن دو مرحله گذشته باید در مقام عمل آن قدر نماز اول وقت خواندن را ادامه دهد تا عادت و ملکه گردد این مداومت عملی در ابتدای کار, امری دشوار و سخت می باشد ولی پس از گذشت یک سال یا دو سال و یا حتی کمتر از این مدت , امری عادی و آسان می گردد, (نگا: نماز اول وقت , محمد حسین رجایی خراسانی).

البته باید توجه داشته باشید که در رسیدن به این هدف باید سیاست تدریج را پیش گیرید؛ یعنی کسی که عادت به خواندن نماز در اول وقت نداشته نباید انتظار داشته باشد یک دفعه و در مدتی کوتاه بتواند به راحتی و سهولت در اول وقت نماز بخواند بلکه باید در این راه با آهستگی و تدریج پیش رود. یعنی باید سعی کند مثلا در طول یک هفته حداقل یک روز نمازش را در اول وقت بخواند و این کار را یک ماه ادامه دهد و بعد این یک روز را به دو روز تبدیل کند و در این راه استقامت و پایداری نماید یعنی هیچ کار غیرضروری و غیر لازمی او را از نماز در اول وقت منصرف ننماید و همین طور به تدریج بر تعداد روزهایی که در آنها نماز اول وقت می خواند بیفزاید تا تمام طول هفته اش را در بر بگیرد و همه نمازها را در اول وقتش بخواند.

راههای درمان سستی نسبت به نماز:

1. شما که شیعه هستید باید بدانید اهل بیت(ع) نماز را خیلی دوست داشتند و نور چشم خود را نماز می دانستند و تأکیدها و سفارش ها و وصیتهای فراوانی نسبت به نماز داشتند، پس لازمه دوست داشتن آنها این است که نماز را که محبوب آنها بوده است را دوست بداریم.

2. سعی کنید نمازهای واجب خود را اوّل وقت بخوانید. نماز اوّل وقت در دنیا عمر انسان را زیاد می کند، مال و اموال او را زیاد می کند، اولاد او را صالح می گرداند و در موقع مرگ او را از ترس مرگ ایمن می کند، او را داخل بهشت می گرداند. و در قبر سئوال نکیر و منکر را بر انسان آسان می گرداند، قبر او را وسیع می کند، دری از درهای بهشت را به روی او می گشاید، و در محشر صورت او مثل ماه، نورافشانی می کند، نامه عملش به دست راستش داده می شود، حساب را برای او آسان می گرداند و در موقع عبور از صراط، خداوند از او راضی می شود، به او سلام می دهد، نظر رحمت به او می فرماید.

در مورد نماز اوّل وقت تاکیدات بسیار فراوانی از طرف بزرگان دینی به ما رسیده که حاکی از اهمیت فوق العاده نماز اوّل وقت دارد. و از طرفی اثر آرام بخشی و تذکّر نماز در صورتی حاصل می شود که در اوقات معینی که شرع قرار داده انجام گیرد و گرنه نماز دیگر اثر آرام بخشی و اطمینان قلبی دادن به انسان را از دست می دهد.

3. مهمترین موضوع در زمینه تقویت گرایش به نماز و تقویت اراده در اقامه نماز، این است که انسان بداند چرا باید نماز بخواند و چه نیرویی از نماز می گیرد. قرآن کریم به طور نمونه می فرماید: اقم الصلاه ان الصلاه تنها عن الفحشاء والمنکر. یعنی نماز را بپا دارید، زیرا نماز در شما نیروی پدید می آورد که بتوانید در مقابل فحشا و منکر پایداری کنید. اگر انسان نماز نخواهد این قدرت حفظ و حراست از خودش را از کجا می خواهد بدست آورد. نماز به انسان انرژی می دهد. توان می دهد که در مقابل سختی های زندگی مقاوم باشد. در نماز می گوییم ایاک نعبد و ایاک نستعین. یعنی تو را می پرستم و از تو کمک می گیرم تا قوی باشم و بتوانم در مقابل سختی های راه زندگی و کمال پایداری کنم و به مقصد برسم. اگر انسان نماز نخواند و با منبع قدرت تماس نگیرد و از او نیرو نگیرد، به چه نیرویی می خواهد تکیه کند. از کدام منبع می تواند به جای خدا توان و قدرت بگیرد. چه کسی هست که از خودش توان داشته باشد و بتواند به جای خداوند که قادر مطلق و متعالی و توانا است به انسان کمک و یاری رساند.

اگر انسان رابطه اش با منبع قدرت و خدای متعال قطع شود، یک موجود کاملا ضعیف و ناامید خواهد شد و توان زندگی را از دست خواهد داد و انسان بدرد بخوری نخواهد بود، نه برای خودش و نه برای جامعه ای که در آن زندگی می کند.

4-سعی کنید بر اینکه در نمازهایتان سستی نکنید نمازهایتان را با جماعت بخوانید.
آثار بسیاری برای نماز جماعت ذکر شده که به اختصار بیان می کنیم:
1. توفیق اجباری برای خواندن نماز در اوّل وقت
2. ثواب چند برابر که در روایت آمده که فرشتگان توانایی نوشتن ثواب آن را ندارند.
3. باعث وحدت مسلمین و نزدیکی دلها و تقویت کننده روح اخوّت و برادری می باشد.
4. نوعی حضور و غیاب بی تشریفات و بهترین راه شناسایی افراد است.
5. نماز جماعت بهترین، بیشترین، پاکترین و کم خرج ترین اجتماعات دنیاست.
6. نوعی دید و بازدید مجّانی و آگاهی از مشکلات و نیازهای یکدیگر و زمینه ساز تعاون اجتماعی بین مسلمین است.
7. نماز جماعت نشان دهنده قدرت مسلمین است.
8. نشانه حضور در صحنه و پیوند بین امام و امت است.
9. منافقان را مأیوس می کند، بیم در دل دشمنان می افکند، و خار چشم بد خواهان است.
10. همه در نماز جماعت در یک صف قرار می گیرند و امتیازات موهوم صنفی، نژادی، زبانی، مالی و ... کنار می رود.
11. نماز جماعت باعث احساس دل گرمی و قدرت و امید در مؤمنان می باشد.
12. عامل نظم و انضباط وقت شناسی است.
13. روحیه فردگرایی و انزوا و گوشه گیری را از بین می برد.
14. کینه ها و کدورت ها و سوء ظن ها را از میان می برد و سطح دانش و عبودیّت و خضوع را در جامعه اهل نماز افزایش می دهد.
به خاطر این آثار می باشد که پیامبر به افراد نابینا هم اجازه عدم حضور در مساجد را نمی دادند. و با افرادی که در نماز جماعت شرکت نمی کردند برخورد شدید می کردند.
4. سعی کنید در مواقع نماز به آثار نماز فکر کنید تا انگیزه شما نسبت به نماز بیشتر شود و این کار را همیشه دنبال کنید و با ترویج این آثار در بین دوستان و آشنایان نگذارید تا نسبت به اهمیّت و آثار نماز غافل شوید. به اختصار آثار نماز را مرور می کنیم:
1. تأمین نیاز روانی و درونی انسان.
2. جبران گناهان.
3. پرورش تمرکز فکر.
4. برقراری عدالت اجتماعی.
5. دستیابی به وقار اخلاقی و شخصیتی.
6. قبول انضباط و نظم.
7. استواری ایمان و استقامت.
8. انس فطری با پرستش.
9. زنگ رهایی از خود مشغولی و هشدار گذشت عمر.
10. بهداشت جسم و نظافت لباس.
11. احساس قدرت و عزّت.
5- سعی کنید لذت نماز را درک کنید. عواملى که مى‏تواند نمازها و عبادات انسان را لذت بخش کند چند چیز است:

الف) قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهیا سازد؛ یعنى، قدرى به خود تلقین کند من در صدد نیایش و نماز هستم و سعى کند افکار متفرق را از ذهنش دور کند.
ب) حتى الامکان در بهترین وقت عبادت کند؛ مثلاً، با کسالت - خستگى و خواب آلودگى - وارد نماز نشود. «لاتقربوا الصلوه و انتم کسالى».

ج) در محیط پر سر و صدا و آشوب به مناجات نایستد، بلکه محیط آرام و با فراغتى را انتخاب کند.
د) در حین زیارت مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احیاناً افکار دیگرى به او هجوم آورد، همین که متوجه شد، سعى کند خود را از دام آن افکار برهاند.

زیباترین ها درمورد آفریننده تمام زیبایی ها

بسم الله الرحمن الرحیم

- بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

- خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

- خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

- این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

- وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

- یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

- کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

- آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

- کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

- خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

الله

- ما خلیفه ی خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

- آنکه  خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

- خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

- بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

- روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

- برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

- شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

- به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

- چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

- امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

-اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

- وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

- آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشه ی من و تو.

- خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

- خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گرساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.

معرفی کتاب فلسفه دین

آپلود عکس

 

کتاب فلسفه دین اثر جان هیک فیلسوف شهیر معاصر و از پیشگامان نظریه کثرت‌گرایی دینی است. این کتاب می‌کوشد به تحلیل مفاهیمی همانند خدا، تکلیف اخلاقی، رستگاری، عبادت، خلقت،‌ حیات ابدی و نظایر آن‌ها بپردازد.

جان هیک (John Hick) در کتاب فلسفه دین (Philosophy Of Religion) ابتدا بحث خود را درباره مفهوم خدا بر دیدگاه مسیحی یهودی متمرکز کرده است و پرسش اصلی در این فصل این بوده که آیا روش‌های فلسفی این دوران قابلیت اطلاق بر سایر سنن دینی کاملاً متفاوت را دارند یا خیر. در فصل دوم با عنوان «دلایل اعتقاد به وجود خدا» مهم‌ترین براهین فلسفی که برای توجیه اعتقاد به واقعیت داشتن خداوند ارائه شده، بررسی گردیده است. اما در فصل سوم نویسنده دلایل عدم اعتقاد به وجود خدا را که ملحدان ارائه کرده‌اند، بررسی کرده است. در فصل‌های بعدی کتاب موضوعاتی همچون شر، وحی و ایمان، اعتقاد عقلی، زبان دین، تحقیق‌پذیری دین، ادعاهای ادیان مختلف درباب نیل به حقیقت و تقدیر بشری مورد بررسی قرار گرفته است.

فلسفه دین امروزه یکی از فعال‌ترین حوزه‌های پژوهش فلسفی است. فلسفه دین مفاهیم و نظام‌های اعتقادی دینی و نیز پدیدارهای اصلی تجربه دینی و آیین‌های عبادی و اندیشه‌ای را که این نظام‌های عقیدتی بر آن مبتنی هستند را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

ویژگی اصلی کتاب فلسفه دین، دیدگاه خدامحورانه هیک در آن است که وی را به صورت بارزی از روایت انگلیسی از الهیات معاصر که بر مبنای عیسی محوری در کلیسا بنا نهاده شده است، جدا می‌کند.

در بخشی از کتاب فلسفه دین می‌خوانیم:

نظریهٔ جامعه‌شناختی هنگامی که اظهار می‌کند خدایانی که افراد مورد پرستش قرار می‌دهند موجودات خیالی هستند که جامعه به طور ناخودآگاه به عنوان ابزارهایی اختراع کرده تا از آن طریق افکار و رفتار فرد را کنترل کند، به این قدرت اشاره می‌کند.

این نظریه مدعی است هنگامی که مردان و زنان این حس دینی را دارند که در مقابل نیرویی برتر ایستاده‌اند که ورای حیات فردی آن‌هاست و ارادهٔ خود را به عنوان دستور اخلاقی بر آن‌ها اعمال می‌کند، آن‌ها در واقع در حضور یک واقعیت فراگیر عظیم‌تر قرار دارند. با این همه این واقعیت، یک موجود فوق طبیعی نیست، یک واقعیت طبیعی جامعه است. گروه فراگیرندهٔ انسانی، صفات الوهی را در ارتباط با اعضایش اعمال می‌کند و تصور خدا را در اذهان آن‌ها به وجود می‌آورد که به تبع آن به نمادی برای جامعه تبدیل می‌گردد.