چگونه بايد توبه كرد ؟

چگونه بايد توبه كرد ؟

علماء مي گويندکه: توبه از هر معصيت واجب است. اما اگر معصيت در بين بنده و خدا باشد و به حقوق آدمي ارتباط نداشته باشد سه شرط دارد.
1- اينکه خود را از معصيت و گناه بازدارد..
2- اينکه از انجام دادن آن پشيمان شود.
3- اينکه تصميم گيرد که دوباره آن را انجام ندهد.
اگر يکي از شروط موجود نشود، توبه اش مورد قبول نمي افتد، اگر معصيت به حقوق انسانها تعلق داشته باشد چهار شرط دارد، علاوه بر اين شروطي که ذکر شد، اينکه از صاحب حق برائت بگيرد. اگر اين حق مال و امثال آن باشد به وي بازگرداند. اگر حد قذف و امثال آن باشد وي را قدرت جبران دهد، و يا از او طلب عفو کند. اگر غيبت باشد بخشش طلبد. لازم است که از همهء گناهان توبه کند.

اگر جنانچه از يکي از گناهان توبه نمود، توبه اش در نزد اهل حق از همان گناه درست است و بقيه بر ذمه اش مي ماند.
دلايل زيادي در کتاب و سنت و اجماع امت مبني بر وجوب توبه وجود دارد، از آن جمله:
قال الله تعالي: { وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} النور: 31
و قال تعالي: {وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ} هود: 3
قال تعالي: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحاً} التحريم: 8
خداوند مي فرمايد: (و اي مؤمنان همه بدرگاه خدا توبه کنيد باشد که رستگار شود) نور 31
وهم مي فرمايد: (آمرزش طلبيد از پروردگار خود و سپس بسويش باز گرديد) هود 3
و هم ميفرمايد: ( اي مسلمانان رجوع کنيد بسوي خدا بازگشتي پاک و ناب) تحريم 8
 وعَنْ أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قال: سمِعتُ رسول الله صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُول: « واللَّه إِنِّي لأَسْتَغْفرُ الله، وَأَتُوبُ إِليْه، في اليَوْم، أَكثر مِنْ سَبْعِين مرَّةً » رواه البخاري.
 از ابو هريرة رضي الله عنه روايت است که گفت:
از رسول خدا صلي الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: سوگند به خدا، که هر روز بيش از هفتاد بار از خدا آمرزش طلبيده و به درگاه او توبه مي کنم.
ش: در اين حديث مبارک امت محمدي صلي الله عليه وسلم به توبه و استغفار ترغيب شده اند، زيرا پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم با اينکه معصوم و از بهترين خلائق بوده اند با اينحال روزانه هفتاد مرتبه استغفار و توبه مي نمودند. چنانچه اين استغفار در واقع از گناه نبوده بلکه اعتقاد راسخ آنحضرت است که خود را در عبوديت در برابر خداوند متعال قاصر مي داند، و هم اين استغفار از آن است که ايشان لحظاتي را بواسطهء اشتغال به امور خويش از ذکر مداوم شان مي مانده اند.

 وعن الأَغَرِّ بْن يَسار المُزنِيِّ رضي الله عنه قال: قال رسول الله صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « يا أَيُّها النَّاس تُوبُوا إِلى اللَّهِ واسْتغْفرُوهُ فإِني أَتوبُ في اليَوْمِ مائة مَرَّة » رواه مسلم.
 از اغر بن يسار مزني رضي الله عنه روايت است که گفت:
آنحضرت صلي الله عليه وسلم فرمود: اي مردم از خدا آمرزش طلبيده، و به درگاه او توبه کنيد، زيرا من در هر روز صد بار توبه مي کنم.
 وعنْ أبي حَمْزَةَ أَنَس بن مَالِكٍ الأَنْصَارِيِّ خَادِمِ رسول الله صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، رضي الله عنه قال: قال رسول الله صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: للَّهُ أَفْرحُ بتْوبةِ عَبْدِهِ مِنْ أَحَدِكُمْ سقطَ عَلَى بعِيرِهِ وقد أَضلَّهُ في أَرضٍ فَلاةٍ متفقٌ عليه.
وفي رواية لمُسْلم: « للَّهُ أَشدُّ فرحاً بِتَوْبةِ عَبْدِهِ حِين يتُوبُ إِلْيهِ مِنْ أَحَدِكُمْ كان عَلَى راحِلَتِهِ بِأَرْضٍ فلاةٍ ، فانْفلتتْ مِنْهُ وعلَيْها طعامُهُ وشرَابُهُ فأَيِسَ مِنْهَا، فأَتَى شَجَرةً فاضْطَجَعَ في ظِلِّهَا، وقد أَيِسَ مِنْ رَاحِلتِه، فَبَيْنما هوَ كَذَلِكَ إِذْ هُوَ بِها قَائِمة عِنْدَه، فَأَخذ بِخطامِهَا ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الفَرح: اللَّهُمَّ أَنت عبْدِي وأَنا ربُّكَ، أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الفرح » .
 از ابوحمزه انس بن مالک رضي الله عنه روايت است که گفت:
آنحضرت صلي الله عليه وسلم فرمود: به تحقيق که خداوند شادتر مي شود به توبهء بندهء خود، از يکي از شما که شتر گم شده اش را در بيابان بيابد.

در روايت ديگر آمده: همانا خداوند شادتر مي شود به توبهء بنده اش هنگامي که به درگاه او توبه مي کند، از يکي از شما که در بيابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، در حاليکه طعام و آبش بر بالاي شتر باشد و چون از رسيدن به شترش مأيوس و نا اميد شده آمده و در سايهء درختي غلطيده است. در اين هنگام ناگهان متوجه مي شود که شترش در کنارش ايستاده است، و او زمامش را بدست مي گيرد و از نهايت شادماني ميگويد: خدايا تو بندهء مني و من خداي تو ام! و از نهايت شادماني “الفاظ را اشتباه تلفظ مي کند”
ش: از اين حديث استفاده مي شود چنين سخني را که انسان در چنين حالات مي گويد عفو است و اين ضرب المثل براي بهتر فهماندن مطلب و هدايت است بر اينکه انسان همواره نفس خويش را محاسبه نمايد.
 وعن أبي مُوسى عَبْدِ اللَّهِ بنِ قَيْسٍ الأَشْعَرِي، رضِي الله عنه، عن النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِن الله تعالى يبْسُطُ يدهُ بِاللَّيْلِ ليتُوب مُسيءُ النَّهَارِ وَيبْسُطُ يَدهُ بالنَّهَارِ ليَتُوبَ مُسِيءُ اللَّيْلِ حتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِن مغْرِبِها » رواه مسلم.
 از ابو موسي اشعري رضي الله عنه روايت است که:
آنحضرت صلي الله عليه وسلم فرمود: خداوند يد (دست) خويش را به شب مي گستراند تا توبهء کسي را که در روزگناه نموده قبول نمايد و يد خويش را به روز مي گستراند تا توبهء گنهکار شب را بپذيرد، تا آفتاب از مغرب طلوع کند.
ش: اين حديث بعنوان مثلي آمده که قبول توبه و استمرار لطف و رحمت خدا از آن متجلي مي شود، و آن تنزل است از مقتضاي غني قوي قاهر، به مقتضاي لطيف رؤوف آمرزنده.
 وعَنْ أبي هُريْرةَ رضي الله عنه قال: قال رسول الله صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ تاب قَبْلَ أَنْ تطلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مغْرِبِهَا تَابَ الله علَيْه » رواه مسلم.
 از ابي هريرة رضي الله عنه روايت است که:

آنحضرت صلي الله عليه وسلم فرمود: آن کس که پيش از طلوع نمودن آفتاب از مغرب توبه کند خداوند توبه اش را مي پذيرد.
 وعَنْ أبي عَبْدِ الرَّحْمن عَبْدِ اللَّهِ بن عُمرَ بن الخطَّاب رضي الله عنهما عن النَّبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «إِنَّ الله عزَّ وجَلَّ يقْبَلُ توْبة العبْدِ مَالَم يُغرْغرِ» رواه الترمذي وقال: حديث حسن.
 از ابو عبد الرحمن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روايت است که:
پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: خداوند عزوجل توبهء بنده را مي پذيرد تا لحظه اي که روح به حلقومش نرسد.
ش: ابن عباس رضي الله عنهما اين سخن را چنين تفسير کرده است که: هنگاميکه آن شخص فرشتهء مرگ را مي بيند، اما عالم ديگري گفته که مقصود تيقن به مرگ است. چون ديدار و مشاهدهء فرشتهء مرگ نبوده و لزومي ندارد خداوند مي فرمايد: {وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ }النساء18

———————————-

منبع : پايگاه وااسلاماه

ماخذ :

قرآن كريم

صحيح بخاري و صحيح مسلم

توبه در دین اسلام

در توبه باز است

{یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا} [ تحریم ۸]

(ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید)

برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر کرده است و خداوند تبارک وتعالی در آیه ای دیگر می فرماید:

{و من لم یتب فاولئک هم الظالمون}

(کسانی که به درگاه خدا توبه نکنند از ظالمان وستمکارانند)

توبه چیست؟

توبه همان پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، عدم بازگشت توسط اندام

بیائیم با قلب پشیمان شویم (ندامت شدید) و همراه با زبان از خدا طلب مغفرت کنیم (استغفار)

وبا اندام خود نشان دهیم که می توانیم خدا را خوشحال کنیم.

این سوال پیش می آید اگر ما تمام این موارد را عمل کنیم چه می شود؟

گناهان قبل از توبه چه می شود؟

ای پیامبر از سوی من بگو ای بندگانی که بر خود اسراف کرده اید، از رحمت خدا نا امید نشوید. به راستی خداوند همه گناهان را می بخشد. بی گمان اوست آمرزگار مهربان و پیش از آنکه عذاب به شما برسد، آنگاه یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز آیید و در برابر او تسلیم شوید. ( سوره زمر آیه ۵۳،۶۳)

وهمچنین ابن ماجه رحمه الله روایت میکند.

«التائب من الذنب کمن لا ذنب له» (صحیح الجامع ۳۰۰۸)

«توبه کننده از گناه همانند کسی است که هیچ گناهی ندارد».

جواب دوستانی که  ناشی از عدم یقین وایمان وهمچنین بدبینی احساس می کنند که گناهان آنها بیشتر از آن است که خداوند آنها را ببخشد.

خداوند تبارک وتعالی میفرماید:

{ورحمتی وسعت کل شیء}

«رحمت من همه چیز را فرا گرفته»

وهمچنین خداوند  تبارک وتعالی  در حدیث قدسی می فرماید:

«هر کس نظر وعلمش درباره من چنین باشد که توانایی بخشیدن تمامی گناهان را دارم او را خواهم بخشید و برایم اصلا مهم  نخواهد بود به شرط آنکه با من کسی را شریک نگرداند»

این حدیث را طبرانی در کبیر و همچنین حاکم روایت کرده است (صحیح الجامع ۴۳۳۰)

کارهایی که فرد توبه کننده باید انجام دهد.

۱-  از روی اخلاص توبه کند نه از روی عجز وناتوانی

۲- گناه هایی را که انجام داده آن ها را زشت پندارد  ونه اینکه از انجام دادن بار دیگر آنها لذت ببرد. (یعنی در قلب خود باز به خوشی از آن یاد کند)

۳- با انجام توبه نسبت به رفتارش مغرور نگردد.

۴-  از بین بردن اسباب گناه وحرام.

۵- به بدنش توجه کند و در راستای اطاعت وفرمانبرداری قرار دهد.

۶- بازگرداندن حقوق کسانی که بر آنها ظلم شده (حق الناس)

درصورت مرتکب شدن دوباره گناه چه کنیم؟

شایسته است دو کار را انجام دهیم

پشیمانی قلبی و عزم جدی بر ترک گناه. (پشیمانی قلبی)

اعضاء وجوارح بدن اعمال نیکو بسیار انجام دهند که یکی از آنها نماز توبه است

حضرت ابوبکر (رضی الله عنه) روایت می کند از حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) شنیدم که فرمودند:

«جز این نیست که هر کس مرتکب گناهی بزرگ یا مهم یا …گردد سپس برخیزد و طهارت گرفته و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند بخشاینده طلب بخشش بکند، الله گناه او را خواهد بخشید» (این حدیث را اصحاب سنن روایت کرده اند. صحیح الترغیب والترهیب ۱/۲۸۴)

دوست عزیز شاید بگویی گناهان زندگی را بر من تلخ کرده واستراحت وآرامشم را از من گرفته اما بدان این حالات از نشانه ی توبه صادقانه است واز رحمت الله نا امید مباش وشاکر باش که توانسته ای توبه ای صادقانه کنید.

ای بنده ی خدا، پروردگار کریم ومهربان در توبه را گشوده. آیا بهتر نیست وارد آن شوی؟

پروردگار باشکوه وعظمت نیاز به توبه ی ما ندارد اما اندکی تفکر کن ما با توبه ی واقعی پروردگار جهانیان را خوشحال می کنیم خوشحال کردن پروردگار آسمان ها و زمین افتخار کمی نیست.

صد هزاران دام ودانه است ای خدا            ما چو مرغان حریص و بی نوا

دم به دم ما  بسته ی دام توایم                   هر یکی گر باز و سیمرغی شویم

می رهانی هر دمی ما را و باز                  سوی دامی می رویم ای بی نیاز

منبع: «توبه» (عنوان اصلی: التوبة إلی الله)

تالیف: دکتر یوسف قرضاوی

ترجمه: دکتر احمد نعمتی

نگاهی به اشکال مختلف نماز در برخی ادیان الهی

 

چکیده

نماز به عنوان عالترین شکل عبودیّت و کاملترین صورت تعظیم و پرستش پروردگار یکی از مهمترین اعمال عبادی است که در شریعت اسلام وجود دارد و مسلمانان موظّفند که روزانه حدّاقل پنج بار آنرا به جای آورند. بعضاّ گمان می­شود که این عمل عبادی یکی از تکالیف و شرایع اسلام بوده و در دیگر ادیان آسمانی سابقه­ای ندارد. این تحقیق بر آن است تا با بررسی وجود نماز در دیگر ادیان آسمانی و مشخّصاً زرتشت، یهودیّت و مسیحیّت، نحوه‌ی انجام این عمل عبادی در شریعت آنها را مورد بررسی قرار دهد و پایان نیز به اهمیت و نیز برخی فواید و آثار آن از دیدگاه دین مبین اسلام به اختصار اشاره کند.

مفهوم شناسی

«صلوة» که در لسان شرع برای فعل عبادی خاصی یعنی همان «نماز» جعل شده است، در لغت به معنای دعا، استغفار، رحمت و مغفرت، ثنای نیکو، درود و تعظیم است[1] واگر به خداوند نسبت داده شود[2]، به معنای رحمت و ثنای بر بندگان می­باشد.[3] و در اصطلاح نیز به عملی عبادی اطلاق می­شود که متّشکل از اجزاء وشرائط خاصّی است و باید با قصد قربت به پروردگار هر روز در چند نوبت به جا آورده شود.

«صلاة» یا نماز به عنوان فعلی عبادی که به منظور دعا و نیز تعظیم الهی انجام می­شود، یکی از مشترکات ادیان الهی است، هرچند شکل و نحوه‌ی انجام آن در ادیان مختلف متفاوت می­باشد. از همین روست که در قاموس کتاب مقدس در معنای واژه نماز آمده است: «نماز معروف است و یکی از واجبات دینیه هر روز تمام ملل و مذاهب است، چه منفرداً و چه جماعتاً...» و پس از آن به شرح معنای نماز بر مبنای تورات و انجیل پرداخته تا آنکه می‌نویسد: «احدی جزمنکرین خدا منکر نماز و دعا نیست...».[4]

در نوشتار حاضر نیز از «نماز» همین معنای فوق اراده شده است و حقیقت شرعیه‌ی آن که در اسلام از این اصطلاح اراده می­شود، مدّ نظر نمی­باشد.

سابقه تاریخی نماز

یکی از قدیمی‌ترین عباداتی که در تمامی ادیان گذشته وجود داشته، نماز است. در برخی از روایات به نماز تعدادی از انبیاء الهی از حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه اسلام تا حضرت خاتم صلی الله و علیه و آله و سلم اشاره شده است که برخی از آنها به این شرح است:

1- نماز حضرت آدم (علیه السلام): از صُحُف حضرت ادریس نقل شده که در نخستین روز اقامت حضرت آدم (علیه السلام) و حوا در زمین، خداوند، نماز عصر و مغرب و عشاء را مجموعاً 50 رکعت به حضرت آدم واجب کرد.

2- نماز حضرت شیث (علیه السلام): وقتی حضرت آدم (علیه السلام) فوت کرد حضرت شیث (علیه السلام) او را غسل داد و بر وی نماز خواند.

3- نماز حضرت ادریس (علیه السلام): در روایت امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران خود سفارش می‌فرمایند: وقتی به مسجد کوفه شرفیاب شدی به مسجد سهله نیز برو در آنجا نماز بخوان و از خدا طلب حاجت کن زیرا مسجد سهله خانه‌ی حضرت ادریس است که در آن خیاطی می‌کرد و در آن نماز می‌خواند.

4- نماز حضرت نوح (علیه السلام): کشتی نوح دارای پنجره‌ها و سوراخ­هایی بود که از آن نور خورشید به داخل منعکس می­شد و از این طریق وقت نماز را تعیین می‌کردند.[5]

5- نماز حضرت شعیب (علیه السلام): خداوند در سوره هود آیه88 می‌فرمایند «گفتند ای شعیب آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که ما آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند ترک گوییم و آنچه را می‌خواهیم، در اموالمان انجام ندهیم؟ که همانا تو مرد بردبار و رشیدی هستی.»

این جمله گفتار مردم مدین در ردّ حجّت شعیب (علیه السلام) است. اهل مدین دعوت شعیب (علیه السلام) را مستند به نماز او کردند، چون در نماز دعوت به معارضه‌ی با آن قوم در بت پرستی و کم فروشی آنهاست و این همان سرّی است که آنها از آن اینگونه تعبیر کرده‌اند؛ «اَصَلاَتُک تَامُرُکَ اَن نَترُک...» یعنی آیا نمازت، تو را امر کرده که ما بت پرستی را ترک کنیم.[6]

6- نماز حضرت الیاس (علیه السلام): روزی حضرت الیاس (علیه السلام) به گریه و زاری درآمد. خداوند به فرشته مرگ فرمود: از الیاس سؤالی کن که سبب گریه‌ات چیست؟ برای دنیا است و یا مرگ؟ حضرت الیاس (علیه السلام) جواب داد نه این است و نه آن است، بلکه گریه‌ی من بخاطر این است که دیگر زنده نخواهم بود تا به ذکر و مناجات خدا پردازم. خداوند به فرشته‌اش فرمود: از او دست بردار و روح او را قبض نکن چرا که او زندگی را برای بندگی و ذکر می‌خواهد.[7]

نماز در برخی ادیان الهی

پس از بیان مختصری از مفهوم نماز و نیز سابقه‌ی تاریخی آن در بین انبیاء الهی در ادامه به شکل نماز در چهار دین الهی یعنی زرتشت، یهودیّت، مسیحیّت و اسلام خواهیم پرداخت.

نماز در آئین زرشت

نماز در دین زرتشت به اینصورت است که آتشی افروخته می‌شود و در حالی که دست‌ها به سوی آسمان بلند است و سر نیز به احترام تعظیم الهی خم شده، برگرد اهورا مزدا می­چرخند و سرودها و شعرهایی نیز با آوازی رسا و زیبا خوانده می‌شود.

این نماز، نمازی بی‌پیرایه و همراه با تفکر در وجود خود و اهورا مزدا است که شخص را به اهورا مزدا نزدیک‌تر می­کند. شخص زرتشتی در هنگام نماز، آتش سوزان مادی را نمی‌بیند و به آن توجهی نمی‌کند؛ بلکه چیزی که توجه او را جلب می‌کند، آتش فروزان مینوی است که در دل همه‌ی افراد وجود دارد.

بنابر سنت زرتشتی، پنج بار در شبانه روز نماز خوانده می‌شود که خواندن آن نیز بر آنها واجب است. هر نماز با این مضامین آغاز می‌شود: «خشن‌اتره، اهورامزدا» یعنی خشنود می‌گردانم اهورا مزدا را. و آنگاه ادامه می دهند: « ایمان دارم به کیش مزدا پرستی که آورده‌ی زرتشت است. پیرو آموزه‌های اهورایی هستم که از دروغ و دوگانه پرستی به دور است».

زرتشتیان هر 24 ساعت را به 5 گاه تقسیم می‌کنند و آداب مذهبی تابع این زمان­های مشخّص هستند.

نمازهای پنجگانه به صورت زیر می‌باشد:

1- نمازگاه هاون (هاونی، ونگاه): نماز بامداد است و هنگام آن از طلوع آفتاب تا نیمروز است. بعد از مضامینی که در بالا ذکر کردیم در ادامه می‌گویند: «من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور دهکده (ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

2- نمازگاه درپتون (رپیتون، رپیتوهنگاه) هنگام آن از نیمروز تا سه ساعت بعدازظهر است. بعد از فقرات ابتدایی می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان نیمروز پاک را (رپیتون). من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور شهر (نه نتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

3- نمازگاه ازیران (ازیرینگاه) موقع آن از سه ساعت بعداز ظهر تا غروب آفتاب است. بعد از فقرات مشترکی که در همه‌ی نمازها وجود دارد، می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پیشین پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور کشور (رفیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

4- نمازگاه سروترم: (ایویسروتریم، اویسروتریمگاه) وقت آن از غروب آفتاب تا نیمه شب است. بعد از فقرات مشترک می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان شب پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم همه رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.

5- نمازگاه اوشهی نا ای (اوشهین، اوشهین گاه) هنگام آن از نیمه شب تا طلوع خورشید است. بعد از مضامین: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پگاه پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور خانه که پاک و سازنده و دادگر است.

زرتشتیان، نمازهای دیگری نیز دارند که در شبانه روز می‌خوانند. معروف‌ترین این نمازها، نماز سروش باج است.[8]

نماز در آئین یهودیّت

زمانیکه حضرت موسی (علیه السلام) در جهت انجام رسالت الهی خویش به همراه همسرش از وطن هجرت کردند و دچار سختی‌ها شدند، خداوند برای آرامش او به وی وحی نمود که: «واَقم الصلوة لذکری»[9] یعنی نماز را برای یاد من بپادار. و در آیه دیگری به موسی و هارون دستور داده شده که نماز را به پا دارید.[10]

همچنین در قرآن کریم در آیه 83 سوره بقره، ضمن اشاره به پیمانی که از بنی اسرائیل گرفته شده نماز به عنوان یکی از ارکان این پیمان شمرده شده است. در این آیه می­خوانیم:

«وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّـهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِّنكُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ» (و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه: جز خدا را نپرستيد، و به پدر و مادر، و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد، و با مردم [به زبان‌] خوش سخن بگوييد، و نماز را به پا داريد، و زكات را بدهيد؛ آنگاه، جز اندكى از شما، [همگى‌] به حالت اعراض روى برتافتيد)

 این آیه بطور آشکار، به پا داشتن نماز را به عنوان میثاقی معرفی کرده که از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند و نیکی به والدین گرفته شده است. که این خود بیانگر اهمیت نماز در شریعت حضرت موسی (علیه السلام) است.

طبری در تفسیر خود، قول امام باقر (علیه السلام) را در مورد این آیه نقل می‌کند که حضرت فرمود: یهود و منافقین، مردم را به اقامه‌ی نماز و دادن زکات فرمان می‌دادند ولی خود انجام نمی‌دادند پس خداوند فرمان داد به آنها که با مسلمانان تصدیق کننده‌ی پیامبر باشند و اقامه‌ی نماز کنند[11]

علاوه بر آیات، روایاتی نیز وجود دارد که به این مطلب اشاره دارند. در روایت آمده است که خدا به موسی (علیه السلام) می‌فرماید: بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاص نزد من دارد و نزد من پیمانی محکم دارد. همین طور در خطابی دیگر به حضرت موسی (علیه السلام) دستور داده می‌شود در میان مردم خود امامت نمازشان را به عهده بگیرد: «ای موسی در نمازشان و آنچه اختلاف دارند امام باش»[12] از اینرو می­توان نتیجه گرفت که نماز در شریعت حضرت موسی نیز وجود داشته است و دعا و نیایش اوقات معینی داشته که براساس زمان‌های برگزاری مراسم عمومی قربانی در معبد تعیین می­شده است.[13]

نماز در آئین مسیحیت

درباره‌ی حضرت مسیح علی نبیّنا و آله و علیه السلام آیاتی درسوره مریم، نشانگر انجام این عبادت الهی، توسّط آنحضرت است. خود حضرت عیسی(علیه السلام) فرمودند: «و اوصانی بالصلوة و الزکاة»[14] یعنی خالق متعال مرا به نماز سفارش کرده که نه تنها نماز بخوانم بلکه نماز را در جامعه گسترش دهم.

حضرت مسیح (علیه السلام) در جای دیگر می‌فرمایند: درست به شما می‌گویم: چیزی به شرف آخرت رساننده‌تر و در برابر حوادث دنیا کمک کننده­تر از نماز پیوسته نیست و چیزی به خداوند رحمان نزدیک‌تر از آن نیست. پس آنرا بپا دارید و بر آن بیفزائید، نسبت به هر کار خوبی که به خدا نزدیک می­کند، باز نماز بدو نزدیکتر و برگزیده‌تر است.[15]

دکتر احمد شلبی در کتاب خود می‌گوید: «مهم‌ترین عبادات نزد مسیحیان روزه و نماز است، ولی محدوده‌ی آنها متفّق علیه نیست، بسیاری از مسیحیان معتقدند که انتظامات و قانون در روزه و نماز اختیاری است نه اجباری. مسیحیان هفت نماز در روز و شب دارند که عبارتند از: نماز صبحگاهان (بکور) و نماز ساعت سوم و ششم و نهم و یازدهم و دوازدهم و نیمه‌ی شب. و اهتمام و توجه آنها به نماز، بیشتر از روزه است و نماز، ترتیبی خاص ندارد.»

نماز متفّق علیه نمازی است که مسیح (علیه السلام) آن را تعلیم داده است و در انجیل متی آمده است. «پس اینطور دعا کنید. ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد! ملکوت تو بیاید، اراده‌ی تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود، نان کفاف ما را امروز به ما بده و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم و ما را در آزمایش نیاور بلکه از شریر ما را رهایی ده زیرا ملکوت و قوّت و جلال تا ابد الآباد از آن تو است. آمین.»[16]

مسیحیان در یکشنبه نماز خاصّی دارند که این عبارت در آن خوانده می­شود: «ترا شکر می‌کنم ای خدای پدر که به قدرت خود مرا از عدم، موجود فرمودی به شکل و شباهت خود مرا خلق کردی و اسم تو را شکر می‌کنم ای خدای پسر که به عقل خود مرا از جهنّم نجات دادی و درهای فردوس را به روی من باز کردی. اسم تو را شکر می‌کنم ای خدای روح القدس که به رحم خود در هنگام تعمید مرا تقدیس نمودی و الان نیز همیشه در من کار می‌کنی که مرا مقدّس سازی با آن شفقت‌هایی که هر روز به من می‌دهی. به خوشحالی بزرگ اسم تو را شکر می‌کنم. ای سه اقنوم مسجود که ثلاثه مقدّس، می‌باشید، چنانچه از ازل بودید و الان نیز هستید و همیشه خواهید بود تا ابد الاباد، تو را سجده می‌کنم ای سه خدای مقدس، آن اسم تو را شکر می‌کنم با یک دل نرم و مملو از امتنان تو را شکر می‌کنم..»

همچنین در مورد کیفیت نماز عیسویان آمده است که هیئت خاصّی در قیام و قعود نزد آنها مراعات نمی‌شود بلکه قصد کلّی، نیّت خالص و پاک و طهارت فکر می‌باشد. و بهترین نماز آن است که مختصر و مفید و با حرارت تقدیم شود.

اگر چه برخی از آداب نماز و نیایش کنونی مسیحیان مانند خطاب به اقنوم ثلاثه در نماز با وحی الهی سازگاری ندارد و تحریفاتی است که توسط کاهنان مسیحی با نظر خود وارد کتاب آسمانی انجیل نموده و به حضرت عیسی (علیه السلام) نسبت داده‌اند، اما همین امر ما را به این نتیجه می­رساند که اصل نماز در این شریعت الهی وجود داشته است.

جایگاه نماز در آئین اسلام

1- اهمیت نماز در قرآن کریم

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید که لقمان اینگونه به فرزند خویش درباره‌‌ی نماز نصیحت کرد:

يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ ۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ(اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار، و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش. اين [حاكى‌] از عزم [و اراده تو در] امور است.)[17]

از این آیه ضمن اینکه می توان اهمیّت نماز را برداشت کرد، برخی از ثمرات و فواید عملی نیز قابل استفاده است. از همین روست که در تفسیر این آیه آمده است که لقمان به فرزند خویش خطاب کرد:

«ای پسرک من: نماز را برپادار چرا که نماز مهمترین پیوند تو با خالق است، نماز قلب تو را بیدار و روح تو را مصفّا، و زندگی تو را روشن می‌سازد. و آثار گناه را از جانت می‌شوید، پرتو نور ایمان را در سرای قلبت می­افکند و تو را از فحشاء و منکرات باز می‌دارد.»[18]

فرزند عزیزم! مبادا خروس از تو هشیارتر به اوقات نماز و مراقب‌تر باشد! آیا نمی‌بینی که به هنگام هر نماز، رسیدن وقت آن را اعلام می‌کند و سحرگاهان به آوای بلند ندا سر می‌دهد در حالی که تو در خوابی؟[19]

و خداوند در آیه دیگری می‌فرمایند: «حافِظُوا عَلی الصّلوات و الصلوةِ الوُسطی»[20]ٰ؛ ( محافظت کنید در برپایی نمازها بخصوص نماز میانی.)

بعضی مفسران در معنای «صلوة وسطی» گفته­اند مراد نماز جمعه است و عده‌ای هم به شب قدر عقیده دارند ولی به نظر می­رسد مقصود از آن نماز ظهر است چراکه شأن نزولی که برای آیه نقل شده، صلوة وسطی را به نماز ظهر تفسیر نموده است و عده‌ای از محدثین و مفسرین نیز این اعتقاد را دارند؛ مرحوم شیخ حر عاملی روایاتی را نقل می‌کند مبنی بر اینکه صلوة وسطی همان نماز ظهر است و در پایان می‌فرماید: «اگر چه در بعضی از روایات صلوة وسطی تفسیر به نماز عصر شده است اما آنها حمل بر تقیّه می‌شوند.»[21]

2- اهمیت نماز در سنت

در میان روایات، موضوعی به اهمیت نماز دیده نمی‌شود. پاسداران شریعت و راهبران محمّدی با سخنان گوناگون کوشیده‌اند تا اهمیت این موضوع را بر همگان روشن سازند.

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: شما را به نماز و مواظبت بر آن سفارش می‌کنم؛ زیرا که نماز بهترین کار است و ستون دین شماست.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هر که دو رکعت نماز بگذارد و بداند در آن دو رکعت چه می‌گوید، وقتی به انجامشان رساند هیچ گناهی میان او و خدای عزوجل نباشد مگر اینکه آنها را بر او ببخشد.

حضرت فاطمة زهراء (س) نیز فرمودند: خداوند متعال نماز را برای دور کردن انسان از کِبر واجب کرد.[22]

3- فلسفه‌ی نماز در کلام رسول خدا

هیچ فریضه‌ای بدون فلسفه نیست، نمازهای یومیّه نیز دارای حکمت می‌باشند. امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمودند: عده‌ای از یهودیان از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند، چرا نماز پنجگانه را خدا در پنج وقت از شبانه روز بر امت تو فرض کرد؟

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند می­فرماید به پادار نماز را از بازگشتگاه خورشید (نصفه‌‌ی روز) تا تاریکی (نصفه شب). در این ساعت خداوند جهنمیّان را در قیامت به جهنّم وارد می‌کنند، پس هیچ مؤمنی نیست که در این ساعت به رکوع یا سجود و... مشغول شد مگر اینکه خدا جسدش را بر آتش جهنّم حرام گرداند.

و امّا نماز عصر، آن ساعتی ا‌ست که آدم ابوالبشیر از میوه‌ی شجره‌ی منّهیه خورد و از بهشت خارج شد. پس خداوند ذریّه حضرت آدم(ع) را امر به نماز عصر نمود.

امّا نماز مغرب، در این هنگام توبه حضرت آدم پس از سیصد سال قبول شد و حضرت آدم سه رکعت نماز خواند، رکعتی برای خطای خویش، و رکعتی برای خطای حضرت حوّا و رکعتی برای شکرانه قبول توبه، پس خداوند این سه رکعت را بر امّتم فرض کرد. و امّا نماز عشاء را امر فرمود برای نورانیّت قبر و روشن ساختن آن، و اینکه به من و امّتم نوری روی صراط عطا فرماید.

نماز صبح، پس همانا آفتاب وقتی طلوع می‌کرد، گویا بر شاخهای شیطان طلوع می‌کرد. پس خداوند مرا امر فرمود که: قبل از طلوع آفتاب و قبل از آن که کافر برای خورشید سجده کند، نماز صبح بخوانم تا آنکه امتم، برای خداوند متعال سجده نمایند.[23]

4- فواید و آثار نماز

الف) نماز ذکر الهی

یکی از مهمترین حکمت­های تشریع نماز ذکر و یاد الهی است. «ذکر» یعنی به خاطر آوردن چیزی که در مقام بررسی و تحقیق مورد قبول است ولی در حالت عادی و در مقام عمل از آن غفلت شده است. ممکن است انسان در مقام نظر و بررسی به خداوند ایمان داشته باشد و با تمام وجود به آن معتقد باشد، امّا اگر در صحنه‌ی زندگی بر اساس این عقیده عمل نکند دچار غفلت از یاد خدا شده است و در این حالت است که احتیاج به تذکّر و یادآوری دارد، تا پیوسته ایمان او تعیین کننده‌ی مسیر زندگی او گردد و در این راستا نماز بهترین وسیله برای تحقّق این هدف است و از همین روست که خداوند می­فرماید نماز با به خاطر یاد من به جا آوردید.[24]

به عبارت دیگر «ذکر یک تأثیر کلی در اعمال انسان دارد و آن این است که اعمالش با جهت اعتقادی‌اش منطبق می­شود و در این صورت است که اگر نماز تأمین کننده‌ی ذکر الهی باشد، یک نوع رابطه‌ی داد و ستدی بین متن نماز و تأثیر پذیری او در خارج ایجاد می شود.»[25]

ب) نماز عامل تربیت اخلاقی

نماز علاوه بر اینکه از بعد دینی بازدارنده‌ از گناهان و عاملی در جهت محو معاصی و مغفرت و آمرزش الهی است، از بعد اخلاقی نیز وسیله­ای در جهت پرورش فضایل اخلاقی و تکامل معنوی انسان است. نماز خودبینی و کبر که منشأ بسیاری از رذایل اخلاقی است، را از بین می‌برد و به سایر رفتارهای آدمی در زندگی ارزش و روح می‌دهد. نماز انسان را به حیاتی پاک دعوت کرده و روح انضباط را در انسان تقویّت می‌کند.[26]

نتیجه

بر اساس مهمترین یافته­های این تحقیق، اگرچه نماز و «صلاة» در اصلاح خاص، از جمله اعمال عبادی در دین مبین اسلام می­باشد که از سوی خداوند و به وسیله‌ی پیامبر برای مسلمان جعل شده، امّا حقیقت نماز که همان کرنش و تعظیم در برابر ذات اقدس اله و مناجات با وی و عرض حاجت و استعانت از وی است، به اشکال دیگری در سایر ادیان الهی از جمله زرتشت، یهودیّت و مسیحیّت نیز وجود داشته و دارد و روایاتی نیز حاکی از آن است که انبیاء بزرگ الهی نیز به اقامه‌ی نماز مأمور بوده­اند و این فریضه‌ی الهی را به اشکال مختلف به جای می­آورده­اند.

منابع

قرآن کریم

کتاب مقدّس

1- اشتاین سالتز، آدین، سیری در تلمود، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان، 1383.

3- حسن زاده، صادق، کلید بهشت، انتشارات لوح محفوظ، 1378.

4- حائری شیرازی، مجیّ الدین، نماز، دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.

5- رستمی چافی، علی، نماز راز دوست، دارالثقلین، 1378.

6- ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، مترجم: حمید رضا شفیعی، دارالحدیث، 1379.

7- سوری، نور محمد، چهل حدیث نماز اول وقت، نشر ذاکرین، 1381

8- سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین ج1.، انتشارات اسلام، 1380،

9- طبری، محمد، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج1، دارالمعرفه، 6-1392،.

10- طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، مترجم: محمد باقر موسوی، دقتر تبلیغات اسلامی، 1363.

11- عزیزی، عباس، تفسیر و پیام آیات نماز، انتشارات نبوغ، 1375.

12- غمخوار یزدی، محمد جواد، جایگاه نماز در ادیان الهی، ناشر: تشرالف، بی‌تا.

13- قانعی، سعید و یداللهی، مرتضی، زرتشت پیامبر ایران باستان، انتشارات به آفرین، 1386.

14- کازرونی، محسن، خلوتگه راز، نشر مؤلف، 1372.

15- لنگرودی واعظ، تاج، گفتار انبیاء، چاپخانه حیدری، 1364.

16- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار ج11.، مؤسسه الوفاء، 1361،

17- معلوف، لوئیس، المنجمد، مترجم: محمد بندرریگی، ناشر: اسلامی، 1389

18- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ج17.، دارالکتب الاسلامیه، 1380،

19- نجفی کاشانی، علی، برداشتی از نماز، دفتر تبلیغات اسلامی، 1374.

 

 

 


[1]. سیّاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین، ص1071.

[2] - «إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» احزاب/56

[3]. معلوف، لوئیس، المنجمد، مترجم: محمد بندرریگی، ج1، ص951.

[4]. نجفی کاشانی، علی، برداشتی از نماز، ص105.

[5]. مجلسی، محمد باقر، ج11، ص196.

[6]. طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، مترجم: محمد باقر موسوی، ج10، ص546.

[7]. حسن زاده، صادق، کلید بهشت، ص30.

[8] قانعی، سعید و یداللهی، مرتضی ، زرتشت پیامبر ایران باستان، ص121.

[9] - طه/ 14

[10] وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ » یونس87

[11]. طبری، محمد، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج1، ص203.

[12]. غمخوار یزدی، محمد جواد، جایگاه نماز در ادیان الهی، بی‌تا، ص18.

[13]اشتاین سالتز، آدین، سیری در تلمود، 1383، ص156.

[14] - مریم/ 31

[15]. لنگرودی واعظ، تاج، گفتار انبیاء، ص337.

[16] - انجیل متّی 6: 9

[17] - لقمان/ 17

[18]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج17، ص52.

[19]. رستمی چافی، علی، نماز راز دوست،، ص256.

[20] - بقره/238

[21]. کازرونی، محسن، خلوتگه راز، ص51.

[22]. ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، مترجم: حمید رضا شفیعی، ص3095.

[23] بر گرفته از کتاب چهل حدیث نماز اول وقت اثرنور محمد سوری

[24] - «واَقم الصلوة لذکری» طه/ 14

[25]. حائری شیرازی، مجیّ الدین، نماز، 1362، ص15.

[26]. عزیزی، عباس، تفسیر و پیام آیات نماز، 1375، ص100.

نماز بازدارنده از فحشا و منکرات

 

Image result for ‫تحقیق نماز جماعت‬‎

 

اشاره:

تخمه پوک، هیچ گاه سبز نمى‏ شود و نماز بدون حضور قلب، تخمه پوک است. نمازى سبب دورى انسان از مفاسد مى‏ شود که با حضور قلب باشد وگرنه حرکت لب و کمر چنین خاصیّتى را ندارد. اگر مدرسه و دانشگاه به انسان رشد علمى مى ‏دهد به این معنا نیست که هرکس به مدرسه و دانشگاه رفت به آن رشد مى‏ رسد، بلکه به این معناست که مدرسه و دانشگاه بستر رشد است به شرط آنکه با جدّیّت درس بخوانید و آنچه را مى‏خوانید بفهمید. نماز نیز اگر با اصول و شرایطى که دارد اقامه گردد، مانع فحشا و منکر مى‏ شود.

و اقم الصّلوه انّ الصّلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر.

نماز را برپا دار، زیرا نماز انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد و یاد خدا بسیار بزرگتر است.« عنکبوت ، ۴۵»

بعد از بیان این دستور که درحقیقت جنبه آموزش دارد، به دستور دوم می پردازد که شاخه اصلی پرورش است، می گوید:«و نماز را برپا دارید. (و اقم الصلوه).

سپس به فلسفه بزرگ نماز پرداخته می گوید:

(زیرا نماز انسان را از زشتی ها و منکرات باز می دارد)،(ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر).[۱]

طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل باز دارنده یعنی اعتقاد به مبدء و معاد می اندازد دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منکر است.

انسانی که به نماز می ایستد، تکبیر می گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر می شمرد، به یاد نعمتهای او می افتد، حمد و سپاس او می گوید، او را به رحمانیّت و رحیمیّت می ستاید، به یاد روز جزای او می افتد، اعتراف به بندگی او می کند، از او یاری می جوید صراط مستقیم از او می طلبد، و از راه کسانی که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه می برد (مضمون سوره حمد).

بدون شکّ در قلب و روح چنین انسانی جنبشی به سوی حقّ و حرکتی به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوا پیدا می شود.

برای خدا (رکوع) می کند،ودر پیشگاه او پیشانی بر خاک می نهد، غرق در عظمت او می شود و خودخواهی ها و خود برتربینی ها را فراموش می کند.

شهادت به یگانگی او می دهد گواهی به رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می دهد.

بر پیامبرش درود می فرستد و دست به درگاه خدای برمی دارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).

همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد می کند، موجی که سد نیرومندی در برابر گناه محسوب می شود.

این عمل چند بار در شبانه روز تکرار می گردد، هنگامی که صبح از خواب برمی خیزد در یاد او غرق می شود.

در وسط روز هنگامی که غرق زندگی مادّی شده ناگهان صدای تکبیر مؤذن را می شنود، برنامه خود را قطع کرده، به درگاه او می شتابد، و حتّی در پایان روز و آغاز شب پیش از آن که به بستر استراحت رود با او راز و نیاز می کند و دل را مرکز انوار او می سازد.

از این گذشته به هنگامی که آماده مقدّمات نماز می شود خود را شستشو می دهد پاک می کند، حرام و غصب را از خود دور می سازد و به بارگاه دوست می رود، همه این امور تأثیر باز دارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.

منتها هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منکر می کند، گاه نهی کلّی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.

ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد هر چند آلوده گناه باشد، البتّه این گونه نماز تأثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند.

روشن تر بگوییم: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.[۲]

در تفسیر نمونه آمده:

مهمترین فلسفه و آثار نماز بازدارندگی از زشتی ها و گناهان است.

منظور از (نهی نماز) هم نهی تشریعی است، یعنی صحت و کمال نماز مشروط به ترک گناهان است و هم نهی تکوینی، یعنی نماز ذاتاً اثر بازدارندگی از گناهان دارد.

فحشاء اشاره به گناهان بزرگ پنهانی است.[۳]

منکر اشاره به گناهان بزرگ و آشکار است.

می گویند فحشاء گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه دامن گیر انسان می شود.

ولی منکر، یعنی گناهانی که بر اثر غلبه قوه غضبیّه صورت می گیرد.

ابن عباس گوید:

نماز پاسداری است که شخص را از معصیت خدا دور می سازد، پس هر که را نماز از معصیت دور ننماید معلوم می شود که آن را با کهولت و بی اعتنایی انجام داده و برای ساختن خود استفاده نکرده و بیشتر از خدا دور می گردد.

کسی که نمازش او را از فحشاء و منکر دور نسازد پس نمازش در حقیقت نماز نیست.

از ابن مسعود و او از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت نمود. کسی که مطیع نماز نباشد نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است مقصود روایت این است که نماز وقتی شخص را از معصیتها دور ندارد و نمازگزار از گناهان دوری نکند پس نماز او متصف به صفتی که خداوند فرمود: (ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر) نمی باشد.

ولی ممکن است اگر توبه کند و از معصیت، نفس خویش را باز دارد نمازش مفید باشد.

سیاق آیات شاهد بر این است که مراد به این بازداری، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منکر است، البته بازداریش هم به نحو اقتضاء است نه علیّت تامه، که هر کس نماز خواند دیگر نتواند گناه کند.[۴]

چطور نماز از فحشاء و منکرات نهی می کند؟ در جواب می گوییم این عمل به خصوص که انسان آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد و همه عمر ادامه دهد و مخصوصاً اگر آن را همه روزه در جامعه ای صالح به جا بیاورد و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند طبعاً با گناهان کبیره سازش ندارند.[۵]

آری، توجه به خدا از در بندگی، آن هم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتاً باید انسان را از هر معصیتی کبیره و هر عملی که ذوق دینی آن را شنیع می داند از قبیل قتل نفس، تجاوز به جانها، مال ایتام و زنا و لواط باز بدارد بلکه نه تنها از ارتکاب آنها، بلکه حتی از تلقین آن نیز جلوگیری می کند. برای اینکه نماز مشتمل است بر ذکر خدا، و این ذکر، اولاً ایمان به وحدانیّت خدای تعالی و رسالت و جزاء روز قیامت را به نمازگزار تلقین می کند و به او می گوید: که خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده، از او استعانت بنما و در خواست کن، که تو را به سوی صراط مستقیم هدایت نموده، از ضلالت و غضبش پناه دهد.

و ثانیاً او را وادار می کند به این که با روح و بدن خود متوجه عظمت و کبریایی خدا شده، پروردگار خود را با زبان، حمد و ثنا و تسبیح و تکبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلکان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.

علاوه بر این که او را وادار می کند از حدث (که نوعی آلودگی روحی است) و از خبث یعنی آلودگی بدن و جامعه خود را پاک کند و نیز از این که لباس و مکان نمازش غصبی باشد بپرهیزد و رو به سوی خانه پروردگارش بایستد.[۶]

پس اگر انسان مدتی کوتاه بر نماز خود پایداری کند و در انجام آن تا حدّی نیّت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت کوتاه به طور مسلّم باعث می شود که ملکه پرهیز از فحشاء و منکر در او پیدا شود، (مثال) به طوری که اگر فرضاً آدمی شخصی را موکّل بر خود کند که دائماً ناظر بر احوالش باشد و او را آن چنان تربیت کند که این ملکه در او پیدا شود و به زیور ادب عبوّدیت آراسته گردد، قطعاً تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست و به بیش از آن مقدار که نماز به ریاضت وادارش می کند وادار نخواهد کرد.[۷]

اشکال

در اینجا لازم است اشکالی که به آیه شریفه شده، و جوابش را خاطر نشان سازیم بعضی بر این آیه اشکال کرده اند که این آیه می فرماید: نماز از فحشاء و منکرات نهی می کند و حال آنکه ما بسیاری از نمازگزاران را می بینیم که از ارتکاب گناهان بزرگ پروایی ندارند، چرا نماز آنان را از فحشاء و منکرات بازشان نمی دارد.

جواب

هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منکر می کند گاه نهی کلی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.[۸]

ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد، هر چند آلوده به گناه باشد، البته این گونه نماز تأثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند.[۹]

روشن تر بگوییم: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.[۱۰]

آنچه از سیاق بر می آید این است که اگر دستور داده اند به این که مردم نماز بخوانند برای این بوده که نماز آنان را از فسق و فجور باز می دارد و این تعلیل می فهماند که نماز عملی است عبودی، که به جا آوردنشان صفتی در روح آدمی پدید می آورد، که آن صفت به اصطلاح معروف پلیسی است غیبی، و صاحبش را از فحشاء و منکرات باز می دارد و در نتیجه جان و دلش از قذارت های گناهان و آلودگی هایی که از اعمال زشت پیدا می شود پاک می ماند.[۱۱]

مقصود از نماز چیست؟

پس معلوم می شود مقصود از نماز رسیدن به آن صفت است، (یعنی صفت باز داری از گناه) چیزی که هست در جواب از آن اشکال می گوییم: پیدایش این صفت اثر طبیعی نماز هست و لکن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت، پس این که در جواب دومی گفتند در بعضی افراد اثر دارد صحیح نیست، بلکه در همه اثر دارد و لکن بنحو اقتضاء.

پس حق در جواب همان است که گفتیم: بازداری از گناه اثر طبیعی نماز است، چون نماز توجه خاصی است از بنده به سوی خدای سبحان، لکن این اثر تنها به مقدار اقتضاء است، نه علیت تامه، تا تخلف نپذیرد و نمازگزار دیگر نتواند گناه کند، نه، بلکه اثرش به مقدار اقتضاء است، یعنی اگر مانع و یا مزاحمی در بین نباشد اثر خود را می بخشد و نمازگزار را از فحشاء باز می دارد ولی اگر مانعی یا مزاحمی جلو اثر آن را گرفت دیگر اثر نمی کند و در نتیجه نمازگزار آن کاری که انتظارش را از او ندارند می کند، خلاصه یاد خدا و موانعی که از اثر او جلوگیری می کنند مانند دو کفه ترازو هستند، هر وقت کفه یاد خدا چربید نمازگزار گناه نمی کند و هر جا کفه آن موانع چربید کفه یاد خدا ضعیف می شود و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف می گردد و گناه را مرتکب می شود و اگر خواننده عزیز بخواهد این معنا را لمس کند باید حالا بعضی از افراد که نام مسلمان دارند و در عین حال نماز نمی خوانند در نظر بگیرد که اگر رفتار آنها را زیر نظر قرار دهد می بیند: که به خاطر نخواندن نماز، روزه را هم می خورد، و حج هم نمی رود، و زکات هم نمی دهد و بالأخره سایر واجبات را هم ترک می کند و هیچ فرقی بین پاک و نجس و حلال و حرام نمی گذارد و خلاصه در راه زندگی هم چنان پیش می رود، هر چه پیش آید خوش آید و هیچ چیزی را در راه خود مانع پیشرفت خود نمی بیند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ، و نه هیچ چیز دیگری.[۱۲]

پی نوشت:

[۱] . فرق میان «فحشاء» و «منکر» در جلد ۱۱ صفحه ۳۷۰ ذیل آیه ۹۰ سوره نحل آمده است که در یک عبارت کوتاه می توان گفت:«فحشاء» اشاره به گناهان بزرگ پنهانی، و «منکر» گناهان بزرگ آشکار است، و یا فحشاء گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه، و منکر بر اثر غلبه قوه غضبیه صورت می گیرد.

[۲] . تفسیر نمونه، ج ۱۶ ص ۲۸۴٫

[۳] . ۲ ـ ۳ ـ تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۴٫

[۴] . المیزان، ج ۱۶، ص ۲۰۹٫

[۵] . المیزان، ج ۱۶٫ ص ۲۰۹٫

[۶] . المیزان، ج ۱۶، ص ۲۱۰٫

[۷] . المیزان، ج ۱۶، ص ۲۱۰٫

[۸]. تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۵٫

[۹] . تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۵٫

[۱۰] . تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۸۵٫

[۱۱] . المیزان، ج ۱۶، ص ۲۱۲٫

[۱۲] . المیزان، ج ۱۶، ص ۲۱۲٫

منبع: سایت اقامه نماز